
شهادت دو دانشآموز در حمله به بندر خمیر

گزارش روزنامه اعتماد از زندگی مردم اصفهان زیر بمباران در جنگ ۴۰ روزه / ماجرای شهادت ۴ کودک در خانه پدربزرگ و مادربزرگ چه بود؟
کد خبر: 787447 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۸:۰۵:۵۶ اعتمادآنلاین |
فرشته فریادرس-«همیشه چیزی فراتر از یک شهر بوده است؛ نامی گره خورده با خاطره، زیبایی و زندگی.» شهری که در سایه پلهای تاریخی، میان نقش و نگار کاشیها، در امتداد زایندهرود و در رفتوآمد روزمره مردمش، بخشی از روایت چند صد ساله ایران را با خود حمل میکند. برای بسیاری، اصفهان همان «نصف جهان» است؛ شهری که گذشته و حال در آن کنار هم جریان دارند و زندگی سالها در کنار میراثی ماندگار ادامه یافته است. اما روزهای حمله، تصویری دیگر از این شهر بهجا گذاشت؛ تصویری دور از قابهای آشنای اصفهان. قصه این شهر اما فقط روایت انفجار و ویرانی نیست؛ روایت مردمی است که در دل روزهای پراضطراب، تلاش کردند دوباره به زندگی عادی برگردند. این گزارش، روایت همان مردمی است که آن روزها را از نزدیک تجربه کردند و خاطراتشان حالا بخشی از حافظه این شهر شده است. شبهایی که شهر بیدار میماند
اصفهان برای بسیاری از ساکنانش، جنگ را نه از پشت صفحه تلویزیون، که از لرزش پنجرهها، صدای انفجار و شبهایی تجربه کرد که خواب در آنها معنای همیشگی خود را از دست داده بود. با گسترش حملهها به نقاط مختلف شهر، فاصله میان محل زندگی مردم و میدان جنگ کمتر شد. بخش زیادی از آنچه بر اصفهان و ساکنانش گذشت، هنوز در روایتهای رسمی و رسانهای کمتر دیده و شنیده شده است؛ روایتهایی که فقط از انفجار و تخریب نمیگویند، بلکه از ترس، ترک خانه و تلاش برای ادامه زندگی در شهری حکایت دارند که هر شب ممکن بود با صدای انفجاری دیگر از خواب بیدار شود. این گزارش تلاش میکند بخشی از این خلأ را از زبان کسانی روایت کند که جنگ را زیستهاند.
خانه «مریم» تنها یک خیابان با ساختمان «اپتیک صاایران» فاصله دارد؛ ساختمانی که در همان روزهای نخست حمله امریکا و اسراییل در فروردین ماه بارها هدف قرار گرفت. او هنوز ساعت نخستین انفجار را به یاد دارد؛ «چهارم فروردین» حدود ساعت 30: 9 تا ۱۱ صبح، اولین حمله انجام شد. خانه مستقیما کنار محل انفجار نبود، اما موج انفجار به حدی شدید بود که در و پنجرهها بهشدت میلرزیدند. ساختمان اپتیک دو بار دیگر نیز هدف قرار گرفت و با فرارسیدن نیمه شب، انفجاری شدیدتر بار دیگر منطقه را لرزاند. در روزهای بعد، حملات به نقاط دیگری از شهر نیز گسترش یافت. مناطقی در حوالی خانه اصفهان و رباط اول، با وجود فاصلهای حدود یک خیابان از محل سکونت مریم، هدف قرار گرفتند و موج انفجار بار دیگر در خانه احساس شد.
اما یکی از صبحهایی که شاید هرگز از ذهن او پاک نشود، بین ساعت 7 تا 8 رقم خورد؛ زمانی که چندین نقطه شهر تقریبا همزمان هدف قرار گرفتند. چهارراه پلیس، پاسگاه کمال اسماعیل و چند مرکز دیگر در فاصلهای کوتاه مورد اصابت قرار گرفتند.
پاسگاه کمال اسماعیل درست پشت خانه دخترخاله مریم قرار داشت. شدت انفجار به اندازهای بود که تمام شیشههای خانه شکست و ساکنان تصور کردند انفجار در داخل منزل رخ داده است. چند ساعت بعد، حوالی ظهر، حمله دیگری در منطقه باهنر رخ داد. مریم میگوید در همان روز، بسیاری از مراکز نظامی، پاسگاهها و مراکز وابسته در نقاط مختلف اصفهان بهصورت پیاپی هدف قرار گرفتند و فضای شهر را سرشار از اضطراب و ناامنی کردند.
به گفته او، دامنه حملات تنها به اصفهان محدود نبود. نجفآباد نیز بارها هدف قرار گرفت و شدت انفجارها خانهها و باغهای اطراف را لرزاند. شاهینشهر نیز دستکم یک بار در ساعات میانی روز هدف قرار گرفت.
«مریم» میگوید آنچه بیش از همه برای مردم غیرقابلباور بود، این بود که حملات اینبار فقط در حاشیه شهر رخ نمیداد؛ بسیاری از اهداف در داخل شهر قرار داشتند و همین موضوع احساس ناامنی را چند برابر کرده بود. بیشتر حملات نیز در نیمهشب، بامداد یا ساعات اولیه صبح، حوالی چهار، پنج، هفت و هشت انجام میشد؛ ساعتهایی که خواب و آرامش را از بسیاری از خانوادههای اصفهانی گرفته بود. همسایهها نوبتی نگهبانی میدادند
حملات فقط صدای انفجار نبودند؛ پس از هر حمله، زندگی مردم با ترس، نگرانی و بلاتکلیفی ادامه پیدا میکرد. بسیاری نمیدانستند شب بعد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا خانهشان همچنان امن خواهد بود یا نه.
«زهرا فریدزادگان»، فعال رسانهای و شهروند اصفهانی، از شبهایی میگوید که خواب برای بسیاری به تجربهای همراه با اضطراب تبدیل شده بود: «خودم بارها با صدای انفجار از خواب میپریدم. از شدت ترس بدنم میلرزید و تا مدتی نمیتوانستم آرام شوم. چند شب واقعا وحشتناک بود.» به گفته او، بیشتر حملات در ساعات پایانی شب یا نزدیک صبح رخ میداد. یکی از شدیدترین شبهایی که زهرا به یاد دارد، شبی بود که یک زاغه مهمات در اصفهان هدف قرار گرفت. پس از اصابت، آتشسوزی گستردهای رخ داد و شعلههای آتش آسمان شب را روشن کرد.
او میگوید: «صحنه خیلی عجیب بود؛ از یک طرف منظره آتش و روشن شدن آسمان چشمگیر بود، اما از طرف دیگر همه میدانستیم که پشت این تصویر زیبا، یک اتفاق ترسناک در حال رخ دادن است.» همزمان، حملات به برخی مراکز نظامی دیگر شهر نیز ادامه داشت. «زهرا» از حملات مکرر به یکی از فرودگاههای نظامی اصفهان یاد میکند و میگوید شدت انفجارها به اندازهای بود که لرزش آن در خانهها احساس میشد و شیشهها به صدا درمیآمدند. اما برای مردم، جنگ به لحظه انفجار محدود نمیشد؛ پس از هر حمله، نگرانی از خسارت، امنیت خانهها و احتمال حمله دوباره آغاز میشد. در برخی مناطق که خسارت بیشتری دیده بودند، مردم ناچار شدند مدتی خانههای خود را ترک کنند. «مریم» اما از مجموعه «زرباف» یاد میکند؛ جایی که بسیاری از ساکنان به دلیل شدت آسیبها مدتی از خانههایشان دور ماندند. او میگوید: حدود یک ماه، برخی خانوادهها به دلیل ترس از حملات مجدد و نگرانی درباره سرقت، در خانههای خود حضور نداشتند.
در شرایطی که بسیاری احساس میکردند حمایت کافی وجود ندارد، خود اهالی محله دست به کار شدند. همسایهها نوبتی نگهبانی میدادند، از ساختمانها مراقبت میکردند و تلاش داشتند امنیت محله را حفظ کنند. در میان ترس و نگرانی، همین همکاریهای کوچک به یکی از معدود نقاط امیدبخش آن روزها تبدیل شد؛ مردمی که خودشان آسیب دیده بودند، اما برای مراقبت از یکدیگر کنار هم ایستادند. خانههایی که دیگر مثل قبل نبودند
جنگ برای بسیاری از مردم اصفهان با پایان صدای انفجارها تمام نشد. در بخشهایی از شهر، نشانههای آن روزها همچنان باقی مانده بود؛ ساختمانهایی که آسیب دیده بودند، خانههایی که دیگر قابل سکونت نبودند و خانوادههایی که مجبور بودند برای مدتی زندگی خود را در جایی دیگر ادامه دهند.
لیلی از مناطقی مانند «زرباف، باهنر، اپتیک و کمال اسماعیل» یاد میکند؛ مناطقی که به گفته او آثار حملات هنوز در آنها دیده میشود. برخی ساختمانها کاملا غیرقابل سکونت شده بودند و تعدادی از ساکنان هنوز نتوانسته بودند به خانههایشان بازگردند. در برخی موارد، مردم خودشان دست به کار شده بودند؛ شیشههای شکسته را تعویض و بخشهای آسیبدیده خانه را با هزینه شخصی تعمیر کرده بودند، چراکه روند جبران خسارتها برای بسیاری از خانوادهها کند بود.
او از حمله به منطقه «صفه» نیز یاد میکند؛ حملهای که با وجود فاصله بیشتر، از پشتبام خانهشان بهخوبی دیده میشد. لیلی میگوید شدت نور انفجار به حدی بود که ابتدا تصور کردند حادثه در کوچههای نزدیک خانه رخ داده است. پس از انفجار نیز آتشسوزی و انفجارهای پیدرپی ادامه داشت. او احتمال میدهد محل اصابت مربوط به یک مرکز یا انبار نظامی بوده باشد؛ تصویری که برای او و بسیاری از مردم، یکی از هولناکترین صحنههای آن روزها بود. اما دشواری اصلی برای بسیاری، بازگشت به زندگی عادی بود. خانوادههایی که در روزهای جنگ برای حفظ جان خود شهر را ترک کرده بودند، هنوز با نگرانی و ترس زندگی میکردند. لیلی میگوید در آن دوره بسیاری از مردم اصفهان به شهرهای اطراف رفته بودند و شهر بسیار خلوتتر از گذشته شده بود. از آوار جنگ تا روزهای بعد از آن
برای بسیاری، پایان حملات به معنای بازگشت فوری آرامش نبود. لیلی میگوید قطعیهای مکرر برق، بهویژه در ساعات عصر و شب، همچنان بخشی از زندگی روزمره مردم است. فشار اقتصادی نیز محسوس بود؛ کاهش قدرت خرید، کم شدن مشتریان و دشوارتر شدن شرایط کسبوکار، خانوادهها و صاحبان مشاغل را تحت فشار قرار داده بود. او میگوید در خیابان محل زندگیشان، دو فروشگاه بزرگ به دلیل کاهش شدید مشتری و ناتوانی در پرداخت هزینههای جاری، از جمله اجاره، تعطیل شدند؛ به گفته او، این اتفاق تنها مربوط به یک یا دو واحد تجاری نبود؛ بلکه نشانهای از شرایطی بود که بسیاری از کسبوکارهای محلی با آن روبرو بودند؛ شرایطی که در آن ادامه فعالیت برای برخی صاحبان مشاغل دیگر صرفه اقتصادی نداشت.
«لیلی» همچنین از تغییرات اجتماعی محله میگوید. خانه آنها در کنار یک پارک قرار دارد و او در ماههای پس از جنگ، تعداد بیشتری از افراد بیخانمان و معتاد را در پارک و اطراف آن مشاهده میکرد؛ موضوعی که به گفته او احساس ناامنی ساکنان را افزایش داده بود. مجموع این تجربهها باعث شده بود بسیاری از خانوادهها احساس کنند زندگی دیگر مانند گذشته نیست؛ تغییری که نه فقط در ساختمانهای تخریب شده، بلکه در اقتصاد، روابط اجتماعی و احساس امنیت مردم نیز دیده میشد. چهار کودکی که به خانه برنگشتند
در میان تمام روایتهایی که از روزهای جنگ در اصفهان نقل میشود، برخی اتفاقها به دلیل تلخی و غیرمنتظره بودن، در ذهن مردم ماندگار شدهاند. یکی از این اتفاقها، روایت خانوادهای است که تصمیمی ساده در یک شب معمولی، سرنوشت تلخی برایشان رقم زد.
«زهرا» همچنین از خانوادهای میگوید که آن شب، مانند بسیاری از شبهای دیگر، میزبان فرزندان و نوههای خود بودند. دخترخاله و همسرش به همراه دو فرزندشان به خانه پدربزرگ و مادربزرگ آمده بودند. در پایان شب، وقتی زمان رفتن فرا رسید، بچهها اصرار کردند که همانجا بمانند.پدر و مادر ابتدا موافق نبودند و میخواستند بچهها را با خود به خانه ببرند، اما اصرار کودکان ادامه پیدا کرد. درنهایت، با رضایت پدربزرگ و مادربزرگ، تصمیم گرفته شد که آن شب را همانجا بمانند. شبی که قرار بود مثل بسیاری از شبهای دیگر برای آن چهار کودک با آرامش به صبح برسد. اما همان شب، خانه هدف اصابت قرار گرفت. سقف پذیرایی فرو ریخت و چهار کودک که در همان محل خوابیده بودند، جان خود را از دست دادند. این فعال رسانهای میگوید این حادثه تاثیر روحی عمیقی بر مردم اصفهان گذاشت. این حادثه برای مردم شهر تنها یک خبر نبود؛ یادآور این واقعیت بود که در شرایط جنگ، حتی لحظههای معمولی زندگی نیز میتوانند ناگهان تغییر کنند. جنگ در قفسههای داروخانه
جنگ تنها در صدای انفجارها و تخریب ساختمانها خلاصه نمیشد. در کنار آسیبهای مستقیم، زندگی روزمره مردم نیز با مشکلاتی مواجه بود؛ مشکلاتی که گاهی دور از نگاهها اتفاق میافتاد.
«حمید» که در یک داروخانه فعالیت دارد، از یکی از دشوارترین بخشهای آن روزها میگوید: کمبود داروهای ضروری، به ویژه انسولین برای بیماران دیابتی.
به گفته او، در دوران جنگ تهیه برخی داروهای حیاتی دشوار شده بود و در مقاطعی داروخانهها با کمبود جدی انسولین مواجه بودند. برای بیمارانی که به طور روزانه به این دارو نیاز داشتند، این وضعیت اضطراب زیادی ایجاد میکرد. گاهی بیماران درحالی برای تهیه انسولین مراجعه میکردند که دارو در دسترس نبود و داروسازان نیز، با وجود تلاش برای کمک، امکان تامین داروی موجود نبودن را نداشتند.
در کنار کمبود دارو، نگرانی درباره احتمال حمله به تاسیسات هستهای و پیامدهای احتمالی آن نیز میان مردم گسترش یافته بود. به گفته حمید، در روزهای ابتدایی جنگ شایعهای شکل گرفته بود که در صورت آسیب دیدن تاسیسات هستهای، مواد رادیواکتیو در محیط منتشر میشود و مصرف قرص ید میتواند از مردم در برابر این خطر محافظت کند.
به همین دلیل، تعدادی از شهروندان با نگرانی روزانه به داروخانهها مراجعه میکردند تا قرص ید تهیه کنند. «حمید» میگوید بخش زیادی از زمان او صرف توضیح به مراجعهکنندگان میشد؛ اینکه مصرف خودسرانه قرص ید راهحل عمومی برای مقابله با خطرات احتمالی نیست و استفاده از آن باید تنها در شرایط مشخص و با توصیه مراجع بهداشتی انجام شود.
به گفته او، این ماجرا نشان میداد که جنگ فقط با انفجار و تخریب همراه نیست؛ ترس، شایعات و نبود اطلاعات کافی نیز میتواند فشار روانی مردم را بیشتر کند.
برای بسیاری از مردم اصفهان، آن روزها ترکیبی از صدای انفجار، نگرانی برای عزیزان، دشواری تامین نیازهای روزمره و تلاش برای حفظ زندگی عادی بود؛ تجربهای که هر کدام آن را به شکلی متفاوت، اما با احساسی مشترک، به یاد دارند. از آوار تا گرانی
«آقای شمس»، دیگر شهروند اصفهانی، روایتش از ۱۲ اسفند ماه را از صبحی آغاز میکند که قرار بود حدود ساعت ۸ تا 20: 8 از خانه بیرون بزند؛ صبحی که از یک هفته پیش، هشدارها درباره احتمال هدف قرار گرفتن پادگانها و مراکز نظامی اصفهان بر آن سایه انداخته بود. خانه او تنها حدود ۱۰۰ متر با ستاد فرماندهی نیروی انتظامی استان اصفهان فاصله داشت.
هنوز زمان زیادی از آغاز روز نگذشته بود که دو انفجار، همهچیز را تغییر داد. شدت انفجارها در و پنجرههای خانه را شکست؛ بخشی از پنجره به داخل خانه پرتاب شد و شیشههای اتاق خواب تقریبا بهطور کامل فرو ریخت.
«شمس» فرزندانش را به طبقات پایین ساختمان برد و همراه دیگر ساکنان به پارکینگ پناه برد. پس از فروکش کردن موج اولیه، راهی محل انفجار شد؛ جایی که حدود ۳۰ متر با پاسگاه نیروی انتظامی فاصله داشت.
ساختمان دو طبقه پاسگاه به شدت آسیب دیده و بخشهایی از آن فرو ریخته بود. به گفته شمس، دو انفجار نخست تلفات جانی نداشت؛ زیرا از چند روز قبل درباره احتمال هدف قرار گرفتن این محل هشدار داده شده بود و تعدادی از سربازان هنگام حمله در پاسگاه حضور نداشتند. اما حدود ۴۵ دقیقه بعد، شمس که به محل بازگشته بود، با آثار سه اصابت دیگر روبهرو شد؛ اینبار حمله پنج کشته، شامل چهار سرباز و یک درجهدار، برجا گذاشته بود. در اطراف پاسگاه نیز تخریب گسترده بود. ساختمان سه طبقه مجاور تقریبا به طور کامل تخریب شده، ساختمان کناری به شدت آسیبدیده و دیوار سمت پادگان یک ساختمان ششطبقه نیز کاملا فرو ریخته بود. از یک ساختمان مسکونی سه طبقه و شش واحدی نیز پس از خاکبرداری تقریبا چیزی باقی نمانده بود. برخی ساکنان ساختمانهای اطراف نیز مدتی بعد هنوز امکان بازگشت به خانههایشان را نداشتند.
اما روایت شمس در آوار متوقف نمیشود. از نگاه او، مشکلات امروز اصفهان حاصل یک عامل واحد نیست؛ «تحریمها، جنگ و ناترازیهای مدیریتی» در کنار یکدیگر فشار بر زندگی مردم را بیشتر کردهاند.
او از تاخیر در پرداخت حقوق حقوقبگیران و بازنشستگان میگوید که گاهی به چند روز و حتی ۱۰ روز میرسد. همزمان، افزایش قیمت کالاها و هزینههای روزمره، فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است. به گفته شمس، افزایش هزینه تمامشده کالاها، مالیات و سایر هزینههای فروشندگان درنهایت به مصرفکننده منتقل میشود.
حتی معاملات نیز تغییر کردهاند. به گفته او، در گذشته خرید با چکهای کوتاهمدت امکانپذیر بود، اما حالا بسیاری از فروشندگان تنها در صورت دریافت نقدی یا واریز فوری وجه حاضر به تحویل کالا هستند؛ تغییری که نشاندهنده بیثباتی اقتصادی است. زندگی در سایه بحرانهای انباشته
«شمس» در ادامه به بحرانی اشاره میکند که سالهاست اصفهان با آن دست و پنجه نرم میکند: «آب».
او وضعیت ساختوساز را تقریبا راکد میداند و میگوید فعالان این حوزه منتظرند ببینند شرایط کشور به کدام سمت میرود. در همین حال، قیمت مسکن و هزینه رهن افزایش یافته است. بحران آب به کشاورزی نیز رسیده است. شمس میگوید امسال آب حدود سه ماه برای کشاورزان جریان داشته، اما زمان آن با فصل مناسب کشت هماهنگ نبوده و کشاورزان نتوانستهاند استفاده مطلوبی از آن داشته باشند.
برای «شمس»، «جنگ، تحریم، بحران آب و فشار اقتصادی» قطعات یک پازلاند که همزمانی آنها شرایط مردم اصفهان را پیچیدهتر کرده است. اما اقتصاد اصفهان را نمیتوان بدون صنعت تصور کرد. بخش مهمی از اقتصاد شهر به کارخانهها و صنایع بزرگ وابسته است. شمس صنایع فولادی را از مهمترین بخشهای این اقتصاد میداند؛ صنعتی که علاوه بر کارخانهها، شبکه گستردهای از مشاغل مانند تراشکاری، قطعهسازی و نیروهای فنی و متخصص را دربر میگیرد.
در جریان جنگ، فولاد مبارکه نیز آسیب دید. به گفته شمس، بخشی از تاسیسات، ازجمله قسمت مربوط به برق و تولید برق کارخانه، هدف قرار گرفت. او از دوستی میگوید که خودروی او همچنان زیر آوار کارخانه مانده و خودش نیز شغلش را از دست داده است.
پالایشگاه اصفهان همچنان فعال است، اما بسیاری از واحدهای صنعتی دیگر با مشکلات جدی روبهرو هستند. «شمس» معتقد است اقتصادی که در دهههای گذشته با ظرفیت بالایی فعالیت میکرد، اکنون به کمتر از ۲۰درصد ظرفیت بالقوه خود رسیده است. دریافت تسهیلات بانکی دشوارتر شده و برخی کارخانههای خصوصی برای ادامه فعالیت ناچار به تعدیل نیرو شدهاند. قطعی برق نیز فشار دیگری بر صنایع وارد کرده است؛ گاهی از ساعت ۹ شب تا ۶ صبح و در برخی موارد چندین نوبت در هفته.
درنهایت، تصویری که این شهروند از اصفهان ترسیم میکند، تنها تصویر شهری آسیب دیده از جنگ نیست؛ بلکه روایت شهری است که جنگ به بحرانهای قدیمیترش اضافه شده است: تحریم، بحران آب، قطعی برق، افزایش قیمتها، رکود ساختوساز، آسیب صنایع و ناترازیهای مدیریتی.
از نگاه او، مساله فقط خسارت یک ساختمان یا توقف یک کارخانه نیست؛ مساله اقتصادی است که زمانی با بخش قابلتوجهی از ظرفیت خود کار میکرد و حالا فاصله زیادی با توان واقعیاش پیدا کرده است. اصفهان، در روایت شمس، شهری است که جنگ به آن ضربه زده، اما پیش از آن نیز زیر بار مجموعهای از بحرانها خم شده بود. اخبار مرتبط اطلاعیه فوری؛ حمله اسراییل به سه شهر استان اصفهان ببینید| واعظی: در جنگ ۴۰ روزه تندروها به مرخصی رفته بودند
تحلیل فوری اینترنت ایران | فیلترینگ، برق یا دکل؛ کدامیک کیفیت اینترنت را نابود کرد؟ / ۷۹ درصد کاربران از بدتر شدن کیفیت در یک هفته اخیر خبر میدهند؛ وزارت ارتباطات قطعی برق را علت اصلی اعلام کرد اما ترافیک اینترنت هنوز به ۶۰ درصد سطح عادی بازنگشته است
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ گاهی همهچیز ظاهراً سر جایش است؛ علامت 4G یا حتی برای برخی ها 5G بالای صفحه موبایل دیده میشود، چند خط آنتن روشن است و بسته اینترنت هم هنوز حجم دارد، اما یک پیام ساده ارسال نمیشود، صفحهای چند بار باید رفرش شود یا تماس اینترنتی درست در میانه گفتوگو یخ میزند. این تجربه این روزها برای شماری از کاربران اینترنت در ایران نه یک اتفاق استثنایی، که تجربهای تکرارشونده است؛ تجربهای که از یک محله به محله دیگر، از یک اپراتور به اپراتور دیگر و حتی از یک ساعت روز به ساعت دیگر تغییر میکند.
گفتوگوهای میدانی اقتصادنیوز با کاربران سه اپراتور اصلی تلفن همراه، یعنی همراه اول، ایرانسل و رایتل، همین تصویر چندپاره را نشان میدهد؛ اینترنتی که «وصل» است، اما الزاماً کیفیتی باثبات و قابل پیشبینی ندارد. یک خیابان، چند تجربه متفاوت
در تماسهای اقتصادنیوز با مراکز پشتیبانی اپراتورها، پاسخها عموماً شفاف و همراه با توضیحات فنی، اما متفاوت بوده است. در برخی موارد کارشناسان پشتیبانی، اختلال را به محدوده جغرافیایی کاربر و وضعیت سایت یا دکل مخابراتی همان منطقه مرتبط دانستهاند. در مواردی نیز از کاربران خواسته شده تا ۷۲ ساعت برای برطرف شدن مشکل احتمالی سایت منطقه صبر کنند. خبر مرتبط فیلترینگ چگونه اینترنت ایران را به «کفِ کیفیت» رساند؟ | رئیس کمیسیون اینترنت انجمن تجارت الکترونیک: ۹۰ درصد مردم ایران VPN دارند
اقتصادنیوز:رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک، میگوید : فیلترینگ گسترده، استفاده از VPN را عمومی کرده و حالا سیاستگذار برای محدودکردن چند پلتفرم، عملاً با خطر اختلال یا قطع کل اینترنت روبهروست.
برخی کارشناسان راهکارهایی مانند تنظیم مجدد شبکه، انتخاب دستی اپراتور، تغییر حالت شبکه، خاموش و روشن کردن تلفن همراه یا بازنشانی تنظیمات اینترنت را پیشنهاد کردهاند. در برخی پاسخها نیز قطعی برق بهعنوان یکی از دلایل احتمالی اختلال مطرح شده؛ قطعیای که میتواند عملکرد تجهیزات، سایتهای رادیویی یا تنظیمات شبکه را تحت تأثیر قرار دهد.
این پاسخها از نظر فنی میتوانند برای یک اختلال مشخص درست باشند؛ مشکل از جایی آغاز میشود که روایت کاربران فقط به یک ساختمان، یک محله یا حتی یک اپراتور محدود نیست.
گفتوگوهای میدانی اقتصادنیوز نشان میدهد کاربران در نقاط مختلف شهر و در ساعات متفاوت روز از ضعف آنتن، کاهش سرعت، ناپایداری اینترنت، قطع و وصل شدن دیتا و تأخیر در بارگذاری سرویسها شکایت دارند. به بیان دیگر، آنچه برای هر کاربر ممکن است در مرکز تماس بهعنوان یک «مشکل محلی» تشخیص داده شود، وقتی کنار صدها تجربه مشابه قرار میگیرد، پرسش بزرگتری را درباره کیفیت شبکه ایجاد میکند. دادههای هفته اخیر چه میگویند؟
تجربه کاربران در هفته منتهی به ۲۵ مرداد تنها به روایتهای پراکنده محدود نمانده است. بر اساس گزارشی که دیجیاتو منتشر کرده، در یک نظرسنجی با مشارکت حدود سه هزار نفر، ۷۹ درصد پاسخدهندگان اعلام کردهاند کیفیت اینترنت آنها در یک هفته گذشته بدتر شده است. همچنین دادههای سامانه پایش اینترنت IODA در روز ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ چند افت قابلتوجه در اتصال اینترنت ایران ثبت کرده و برای بخشهایی از استانهای مازندران، کرمان و آذربایجان غربی هشدارهایی در سطح بحرانی دیده شده است.
البته دادههای IODA بهتنهایی علت این افتها را مشخص نمیکنند؛ از روی آن نمیتوان نتیجه گرفت که کاهش اتصال ناشی از محدودیت، خرابی فنی، مشکل در اپراتور یا اتفاق دیگری بوده است. اما اهمیت این دادهها در یک نکته است: شکایت کاربران از اینترنت ضعیف، دستکم در برخی نقاط کشور، همزمان با نشانههای قابل اندازهگیری از افت اتصال بوده است.
از سوی دیگر، در دادههای کلان نیز هنوز نمیتوان از بازگشت کامل اینترنت ایران به شرایط معمول سخن گفت. کلادفلر در گزارش مربوط به وضعیت ایران اعلام کرده بود پس از پایان خاموشی گسترده اینترنت، ترافیک در ۶ خرداد ابتدا به حدود ۴۰ درصد سطح پیش از قطعی رسید. این عدد بعدتر در مقطعی تا حدود ۹۰ درصد بالا رفت، اما دوباره کاهش پیدا کرد و حجم ترافیک HTTP در حدود ۵۹ درصد سطح پیش از خاموشی تثبیت شد. همچنین بخوانید: خبر فوری شیائومی | HyperOS ۴ با طراحی «شیشه نرم» و هوش مصنوعی MiMo V۲ رونمایی شد؛ بتای عمومی از امروز برای ۸ پرچمدار / سوپر اسیستنت ۲.۰ با قابلیت برنامهریزی سفر و کنترل خودرو؛ سرعت بارگذاری برنامهها ۱۸ درصد افزایش یافت
این عدد را نباید با «۵۹ درصد کیفیت اینترنت» اشتباه گرفت؛ ترافیک کلادفلر شاخص مستقیمی برای سنجش سرعت تکتک کاربران نیست. اما نشان میدهد برگشتن اتصال، لزوماً به معنای بازگشت الگوی مصرف و دسترسی به وضعیت عادی نیست.
همین تفاوت میان «وصل بودن» و «اینترنت باکیفیت» شاید مهمترین بخش مسئله باشد. روی کاغذ همهچیز آنقدر بد نیست
جالب آنکه آخرین گزارش رگولاتوری از زمستان ۱۴۰۴، وقتی شبکه اپراتورها را با شاخصهای کلان اندازهگیری میکند، تصویری بهمراتب آرامتر ارائه میدهد. همچنین بخوانید: خبر فوری فیبر نوری | معاون وزیر ارتباطات: شمار خانوارهای متصل ۴ برابر شد؛ از ۳۰۰ هزار به بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار خانوار / توسعه ۴ برابری در سایه برنامه هفتم؛ پوشش فیبر نوری به ۷.۵ میلیون خانوار رسید
در این گزارش متوسط سرعت دانلود 4G همراه اول ۲۰.۸۲ مگابیت بر ثانیه، رایتل ۲۰.۴۶ مگابیت و ایرانسل ۲۰.۳۷ مگابیت بر ثانیه ثبت شده است. نرخ قطعی سرویس داده 4G نیز برای رایتل ۰.۱۶ درصد، ایرانسل ۰.۱۹ درصد و همراه اول ۰.۲۲ درصد گزارش شده و موفقیت برقراری سرویس در هر سه اپراتور بالای ۹۹ درصد بوده است.
پس چرا کاربری که به این آمار نگاه میکند ممکن است همزمان در یک خیابان تهران یا نقطهای از یک استان دیگر برای باز شدن یک صفحه ساده منتظر بماند؟
پاسخ در ماهیت «میانگین» نهفته است. یک شبکه ممکن است در مقیاس ملی میانگین قابل قبولی ثبت کند اما در یک منطقه پرتراکم، داخل یک ساختمان، در ساعت اوج مصرف یا در سایتی که با مشکل ظرفیت مواجه است، تجربه کاملاً متفاوتی به کاربر بدهد.
برای مصرفکننده نیز مهم نیست متوسط شبکه کشور چند مگابیت است؛ اینترنت او همان چیزی است که در همان لحظه روی گوشیاش کار میکند یا نمیکند. ۱۲۵ میلیون اتصال روی دوش اینترنت همراه
یک عامل ساختاری مهم نیز پشت این ماجرا قرار دارد: ایران بهشدت به اینترنت موبایل وابسته شده است.آخرین آمار رگولاتوری تعداد مشترکان پهنباند سیار کشور را نزدیک به ۱۲۵ میلیون و ضریب نفوذ اینترنت همراه را بیش از ۱۴۴ درصد نشان میدهد. در مقابل، تعداد مشترکان پهنباند ثابت حدود ۱۰.۹ میلیون است.
این فاصله به این معناست که بخش بزرگی از نیاز اینترنتی خانوار ایرانی عملاً بر دوش شبکه موبایل قرار گرفته است؛ شبکهای که ظرفیت آن میان کاربران یک سلول مخابراتی تقسیم میشود و نسبت به ازدحام حساستر است.
حتی داستان فیبر نوری هم تناقض جالبی دارد. تا پایان زمستان ۱۴۰۴ بیش از ۹.۲ میلیون خانوار تحت پوشش فیبر قرار گرفتهاند، اما تعداد اتصالهای فعال FTTX تنها کمی بیش از یک میلیون بوده است. بنابراین بیش از هشت میلیون خانواری که امکان بالقوه پوشش فیبر برای آنها گزارش شده، هنوز اتصال فعال فیبر ندارند. همچنین بخوانید: خبر فوری اقتصاد دیجیتال ایران | قطع اینترنت ۸۸ روزه ۹ میلیارد دلار آب برد؛ خسارت روزانه ۸۰ میلیون دلار در سایه عادت خطرناک سیاستگذاران / هشدار سپندارند: نابودی روزانه ۴ پل یا ۲ نیروگاه در اقتصاد نامرئی؛ ۵۰۰ هزار شغل در معرض نابودی
هرچه سهم اینترنت ثابت پرظرفیت کمتر باشد، فشار بیشتری به شبکههای 4G و 5G وارد میشود؛ بهخصوص عصرها و شبها که مصرف خانگی به اوج میرسد. مشکل همیشه تعداد خطهای آنتن نیست
یکی دیگر از خطاهای رایج در ارزیابی اینترنت موبایل، یکی دانستن «آنتندهی» و «کیفیت اینترنت» است.
ممکن است تلفن همراه چهار یا پنج خط آنتن نشان دهد اما سلول مخابراتی به دلیل تعداد بالای کاربران، ظرفیت کافی نداشته باشد. ممکن است ارتباط رادیویی میان گوشی و دکل مناسب باشد اما مسیر انتقال اطلاعات از سایت تا هسته شبکه یا اینترنت بینالملل با گلوگاه روبهرو شود.
مشکل میتواند حتی در جابهجایی میان دو دکل رخ دهد؛ جایی که گوشی هنگام حرکت باید بدون قطع سرویس از یک سلول به سلول دیگر تحویل داده شود.. خاموشی برق؛ توضیح محلی یا مسئله شبکه؟
اشاره اپراتورها به قطعی برق نیز موضوعی نیست که بتوان بهسادگی کنار گذاشت. تجهیزات مخابراتی برای زمان قطع برق از منابع پشتیبان استفاده میکنند، اما این پشتیبانی نامحدود نیست. استمرار خاموشی، ایراد باتریها یا افزایش تعداد دفعات قطع برق میتواند ظرفیت پایداری یک سایت را کاهش دهد.
صادق سپندارند، استاد دانشگاه تهران، میگوید خسارت واقعی قطع و اختلال اینترنت بسیار فراتر از اعداد رسمی است و بخش بزرگی از آن در مهاجرت نیروی انسانی، توقف توسعه کسبوکارها و ایدههایی که هرگز شکل نمیگیرند، پنهان میماند.
با این حال، اگر خاموشی برق به یکی از عوامل تکرارشونده افت کیفیت شبکه تبدیل شود، مسئله دیگر فقط یک حادثه بیرونی نیست؛ موضوع به میزان تابآوری زیرساخت ارتباطی در برابر اختلال شبکه برق هم مربوط میشود. فیلترشکن؛ مسیری اضافه روی اینترنتی که از قبل تحت فشار است
لایه دیگری از مسئله، محدودیتهای اینترنت و استفاده گسترده از VPN است.ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، اخیراً اعلام کرده برآورد وزارتخانه این است که ۶۰ تا ۷۰ درصد ترافیک بینالملل کشور ترافیک VPN است. او همچنین تأکید کرده که به دلیل نزدیک شدن الگوی ترافیکی VPNها به ترافیک عادی، محدودیت روی یک سرویس یا پلتفرم میتواند کیفیت عمومی اینترنت را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
VPN خود بهتنهایی علت همه ضعفهای شبکه نیست، اما اضافه شدن یک تونل رمزگذاریشده، تغییر مسیر ترافیک و اتصال به سروری در کشوری دیگر میتواند تأخیر را بیشتر و سرعت مؤثر را کمتر کند. وقتی بخش عمدهای از کاربران برای دسترسی روزمره مجبور به استفاده از چنین مسیری هستند، کیفیت اینترنت را دیگر نمیتوان صرفاً از عملکرد رادیویی همراه اول، ایرانسل یا رایتل جدا کرد. شکایتهایی که روی کاغذ هم وجود دارند
آمار سامانه ۱۹۵ نیز نشان میدهد نارضایتی از خدمات ارتباطی فقط به شبکههای اجتماعی محدود نیست. در سهماهه پایانی سال ۱۴۰۴، برای تلفن همراه ۷ هزار و ۸۵۷ شکایت و برای اینترنت ثابت ۱۸ هزار و ۹۶۰ شکایت در این سامانه ثبت شده است. «قطع سرویس» نیز در صدر موضوعات پرتکرار شکایت کاربران قرار داشته است.
خود وزیر ارتباطات نیز اعلام کرده سامانه ۱۹۵ قرار است با ساختار جدید بازطراحی شود تا کاربران بتوانند روند رسیدگی به شکایت خود را دقیقتر دنبال کنند.
اما شاید دادهای که هنوز جای خالی آن بیش از همه احساس میشود، انتشار عمومی و روزانه کیفیت اینترنت در سطح شهر و محله است؛ نه فقط یک متوسط کشوری و نه فقط رتبهبندی سهماهه اپراتورها. اینترنتی که کیفیتش محله ای شده است!
مسئله اینترنت ایران امروز فقط این نیست که «وصل است یا قطع». برای بخش بزرگی از کاربران، پرسش واقعی این است که آیا میتوان به این اتصال اعتماد کرد؟
وقتی یک اپراتور مشکل را به دکل یک منطقه نسبت میدهد، اپراتور دیگری تنظیم مجدد گوشی را پیشنهاد میکند و در نقطهای دیگر قطعی برق بهعنوان علت مطرح میشود، هر توضیح ممکن است بهتنهایی صحیح باشد. اما کنار هم قرار دادن این پاسخها با تجربه کاربران، افتهای منطقهای ثبتشده در سامانههای پایش و سطح پایینتر ترافیک نسبت به دورههای عادی، یک تصویر مهمتر میسازد: «کیفیت اینترنت در ایران هنوز بیش از اندازه به مکان، ساعت، اپراتور و شرایط لحظهای شبکه وابسته است.»
شاید معیار اینترنت خوب را دیگر نباید فقط عدد سرعت یا تعداد آنتنهای بالای گوشی دانست. کیفیت واقعی زمانی معنا پیدا میکند که کاربر نداند دکل محلهاش کجاست، ساعت اوج مصرف چه زمانی است و باتری سایت مخابراتی چند ساعت دوام میآورد؛ همانطور که برای روشن کردن چراغ خانه لازم نیست بداند کدام نیروگاه در آن لحظه برق تولید میکند.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.
طرز تهیه یک غذای خوشمزه با ران مرغ به روشی ساده و جدید
فرادید: در این ویدئو یک آشپز ایرانی با مواد اولیه شامل: دو عدد ران مرغ، یک عدد پیاز، ۴ قاشق غذاخوری ماست، ۵ قاشق غذاخوری زعفران دم کرده، یک عدد زرده تخم مرغ، دو حبه سیر، نصف قاشق چایخوری زردچوبه، یک قاشق چایخوری زردچوبه، نصف قاشق چایخوری فلفل سیاه و یک قاشق چایخوری نمک، این غذا را درست می کند.

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

نماینده مجلس: دارو، خودرو نیست که بگویند مردم فعلا نخرند

بازسازی پل B1 کرج با هزینهای نجومی

توضیح رئیس سازمان سنجش در خصوص برق یکی از حوزه های امتحانی کنکور

بازنشستگان تامین اجتماعی یکصدا شدند؛ ۷۱۶ هزار تومان، مطالبهای که نباید پشت درهای تصمیمگیری بماند

