
بدنمندی (Embodiment) مفهومی است که به نقش و اهمیت بدن در تجربه، ادراک، شناخت، احساسات و تعامل انسان با جهان اشاره دارد. این دیدگاه بر این اصل تأکید میکند که ذهن و شناخت انسان صرفاً محصول فعالیت مغز نیست، بلکه بهطور عمیق با بدن و تجربههای جسمانی در ارتباط است.
در فلسفه، روانشناسی و علوم شناختی، بدنمندی به این معناست که انسان جهان را از طریق بدن خود تجربه میکند و بسیاری از فرایندهای فکری، هیجانی و رفتاری تحت تأثیر وضعیت جسمانی، حرکت، حواس و تعاملات بدنی قرار دارند.
به طور خلاصه، بدنمندی یعنی این ایده که بدن هم وسیلهای برای حمل ذهن و هم بخشی اساسی از نحوه اندیشیدن، احساس کردن و بودنِ انسان در جهان است.
مقاله «چگونه قدرت بدن را میسازد؟ بدنمندی دختران مجرد ساکن تهران» به بررسی این پرسش بنیادین میپردازد که قدرت چگونه از طریق سازوکارهای مختلف، بدن و تجربه زیسته زنان را شکل میدهد. نویسندگان با بهرهگیری از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری و مصاحبه با ۲۰ دختر مجرد ساکن تهران، تلاش کردهاند ابعاد مختلف قدرت و تأثیر آن بر بدن، رفتار، پوشش و هویت زنان را آشکار سازند.
این مقاله به قلم یزدانی نسب و کریمی به بررسی چگونگی شکلگیری و اعمال قدرت از طریق بدن در زندگی روزمره دختران مجرد ساکن تهران میپردازد. نویسندگان با تمرکز بر مفهوم «بدنمندی»، نشان میدهند که بدن عرصهای اجتماعی و فرهنگی هم هست که در آن روابط قدرت، هنجارهای جنسیتی و شیوههای کنترل و مقاومت بازتولید میشوند. پژوهش حاضر تجربههای زیسته دختران مجرد را در مواجهه با انتظارات اجتماعی، نظارتهای فرهنگی و تلاش برای کسب عاملیت و استقلال از طریق بدن مورد واکاوی قرار میدهد و تصویری از پیوند میان بدن، هویت و قدرت در جامعه شهری ایران ارائه میکند.
به گزارش میگنا رسانه اول سلامت روان و تاب آوری ایران بدن در این پژوهش صرفاً یک واقعیت زیستی تلقی نمیشود، بلکه پدیدهای اجتماعی و فرهنگی است که تحت تأثیر روابط قدرت شکل میگیرد. این دیدگاه ریشه در اندیشههای میشل فوکو دارد که …








