
بیغیرتی سیاسی در خونخواهی رهبری!

رئیس جمهور: هیچگاه مقابل قلدری سر خم نمیکنیم
نورنیوز-گروه اجتماعی: دکتر مسعود پزشکیان با تاکید بر اهمیت نقش و جایگاه پزشکان در کشور، جایگاه جامعه پزشکی در نظام سلامت را اثرگذار و مورد اعتماد مردم برشمرد و گفت:بهجای بیان صرف دردها، باید برای درمان آنها گام برداریم و با صداقت در خدمت مردم باشیم و بدانیم با وجود برخورداری از قدرت، اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد.
رئیس جمهور تصریح کرد: بنده به عنوان رئیسجمهور، خود را از هیچیک از شما برتر نمیدانم، بلکه معتقدم بسیاری از شما از من توانمندتر و بالاتر هستید؛ با این تفاوت که امروز بار سنگینی بر دوش ماست و تلاش میکنیم این بار را با همه سختیها و سنگینیها به مقصد برسانیم. گاهی اوقات تکرار بیش از حد دردها اثرات منفی دارد
رئیس جمهور با تأکید بر ضرورت عبور از مرحله بیان مشکلات و حرکت به سمت حل آنها، گفت: بیان دردها و مشکلات راهحل و کمککننده نیست. درد را گفتن، درمان نیست؛ باید درمان کرد. گاهی اوقات تکرار بیش از حد دردها اثرات منفی دارد. راه، چاره کردن درد است و البته این کار سادهای نیست.
پزشکیان با اشاره به ریشه اختلافات و چنددستگیها در کشور اظهار داشت: امروز همه اختلافات و چنددستگیها در کشور ما ریشهای جز منیت و هوای نفس ندارد؛ چپ و راست، تندرو و کندرو هم فرقی ندارد.
رئیس جمهور با اشاره به آیات قرآن کریم درباره ضرورت حکومت بر مبنای حق، خاطرنشان کرد: خداوند در قرآن کریم خطاب به حضرت داوود میفرماید که «ما تو را مبعوث کردیم تا بر اساس حق میان مردم، نه گروه و دستهای خاص، حکومت کنی و تابع هوای نفس نشوی»؛ کسانی که تابع هوای نفس میشوند، گرفتار عذاب علیم خواهند شد. مراقبت از نفس این است که انصاف را میان دوست و دشمن رعایت کنیم
رئیس جمهور افزود: حضرت علی (ع) به مالک اشتر امر میکند که نفس را در مقابل شهوت ضایع کن. این مسائل را بارها و بارها تکرار میکنم تا یادمان نرود، مراقبت از نفس این است که انصاف را میان دوست و دشمن رعایت کنیم. اگر حاکمان، قانونگذاران و قضات این اصل را رعایت کنند، کشور درست خواهد شد.
دکتر پزشکیان ادامه داد: کافی است شما نیز در همین جایگاهی که هستید، صادقانه به مردم خدمت کنید. اگر مردم صداقت را از شما ببینند، آن را خواهند پذیرفت. نیازی به شعار نیست؛ عمل شما بالاترین و بلندترین فریاد است و رفتار شما مهمترین معیار برای جامعه است.
رئیس جمهور گفت: اگر ما درست عمل کنیم، صادقانه به مردم خدمت کنیم و در راستای توسعه و تقویت کشور گام برداریم، چه کسی میتواند از ما ایراد بگیرد یا جلوی ما بایستد؟
پزشکیان با اشاره به برخی نارضایتیها و گلایههای موجود در جامعه اظهار داشت: اگر ناراحتی یا گلایهای در جامعه وجود دارد، به این معناست که ما آنگونه که لازم بوده، عمل نکردهایم. اینکه دانشجویان ما به گونهای رفتار میکنند که مورد پسند نیست، بهطور قطع انعکاس رفتار ماست.
رئیسجمهور با تأکید بر اهمیت نقش جامعه پزشکی در حل مشکلات مردم گفت: دولت به شما نیاز دارد. در بخش خدمات پزشکی همه تلاش خود را به کار بگیرید تا مردم راضی و خشنود باشند. همه باید تلاش کنیم کشوری را که در آن زندگی میکنیم به الگویی از موفقیت تبدیل کنیم. به جای دامن زدن به اختلاف باید برای خدمت به مردم دست به دست هم دهیم
پزشکیان همچنین با تأکید بر اهمیت جلب مشارکت مردمی در ارائه خدمات بهتر و باکیفیتتر به جامعه، تصریح کرد: مشارکت مردم و حضور مردم با اعتماد به کسانی که آنها را قبول دارند، امکانپذیر است. جایگاه شما در نظام سلامت کشور جایگاهی است که بسیاری شما را قبول دارند. به جای دامن زدن به اختلاف که هیچگاه قابل قبول نیست، باید برای خدمت به مردم دست به دست هم دهیم.
رئیسجمهور در بخش دیگری از سخنان خود در مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران، به مسائل و چالشهای روز کشور، اقدامات و دستاوردهای دولت و همچنین مسائل منطقهای متأثر از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان پرداخت و با تأکید بر عنصر وحدت به عنوان کلید و رمز پیروزی و موفقیت کشور در مقابل دشمنان، اظهار کرد: آنچه در جریان مذاکرات به دست آمد، دستاوردی بزرگ بود که با وحدت و همدلی در شورای عالی امنیت ملی به تصویب رسید و همه کسانی که در این شورا هستند و دستی در آتش داشتند، با قاطعیت از آن دفاع کردند. عدهای خارج از گود نشستهاند و درکی از شرایط کشور ندارند
پزشکیان ادامه داد: در این میان عدهای هم خارج از گود نشستهاند؛ چون نمیدانند دولت در چه شرایطی است، مجلس در چه شرایطی است و فرماندهان در چه شرایطی هستند، بیمحابا اظهارنظر و تحلیل میکنند، هیچ رنج و سختی هم به آنها نرسیده و بعد هم دم از گرانی میزنند.
رئیس جمهور توافق اخیر را عزتمندانه و ارزشمند دانست و گفت: حتی یک بند در این توافق پیدا نمیکنند که حاکی از وادادگی باشد؛ همه تعهدات مربوط به طرف مقابل است.
پزشکیان با اشاره به سخنان امام علی (ع) درباره صلح اظهار داشت: امام علی (ع) میفرماید صلحی را که دشمن تو را به آن دعوت میکند، رد نکن؛ اما از او غافل نشو و مواظب باش، چون ممکن است بخواهد به تو نزدیک شود و خدعه کند. بعد هم پیمانی که بستی، خلف پیمان نکن؛ هیچ فضیلتی بالاتر از پایبندی به پیمان نیست که متأسفانه خیلی وقتها ما آن را نادیده میگیریم.
رئیس جمهور تصریح کرد: البته تمامی این موضوعات به معنای این نیست که اگر آنها بخواهند تعرضی کنند، ما تسلیم شویم. این دو مسئله جدا از هم است. ما به هیچ عنوان در برابر قلدری سر خم نخواهیم کرد و هیچ تردیدی در آن وجود ندارد. تا آخرین نفس مقابل آنها خواهیم ایستاد و پاسخ کوبنده به آنها خواهیم داد.
پزشکیان با بیان اینکه جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد، گفت: بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید میکنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم.
رئیسجمهور افزود: امروز باور ما این است که تمام فرماندهان و نیروهای مسلح ما با تمام وجود و گرفتن جان خود در کف دست، برای دفاع از کشور آمادگی کامل دارند. آنها نیز باور دارند که دولت با تمام وجود به دنبال خدمت به مردم است. قدرتمندیم و اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد
پزشکیان تأکید کرد: باید سلایق متفاوت را بپذیریم و بپذیریم که اگر با هم باشیم، قدرتمندیم و اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد. دشمن در اختلاف طمع کرده است و هنر این است که نگذاریم آتش اختلاف شعلهور شود. ما پیرو امیرالمؤمنین امام علی (ع) هستیم که برای حفظ وحدت امت پیامبر (ص) ۲۵ سال سکوت کرد.
رئیسجمهور در ادامه با اشاره به تحلیلها و موضعگیریهای غیرمنصفانه از تریبونهای مختلف درباره مساله بنزین گفت: جدا از بحث محدودیتهای مالی و محاصره دریایی دشمن که کار صادرات و واردات ما را با مشکل مواجه کرده است، چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و بعد آن را ۱۵۰۰ تومان بفروشد و در ادامه برای افزایش اعتبار کالابرگ، رفع تعهدات مالی گندمکاران، بیمهها، معیشت کارگران، بازنشستگان و کارمندان با محدودیت مواجه شویم؟
دکتر پزشکیان با اشاره به مشکلات تورم و مسائل ناشی از جنگ اظهار داشت: انتقاد از مشکلات تورم و مسائل ناشی از جنگ با شعارهای برخی همخوانی ندارد. وقتی شعار میدهیم، باید سختی آن را هم بپذیریم. خداوند در قرآن میفرماید که خوف، گرسنگی و نقص در مال و جان وجود دارد. وقتی شعار میدهیم و حرف میزنیم، باید خود را برای آن آماده کنیم.
رئیس جمهور تأکید کرد: ما مسئولیم که مشکل مردم را حل کنیم. برای من قابل قبول نیست که در این کشور مسئول باشم اما عدهای در هزینه معیشت، سلامت و درمان خود مشکل داشته باشند. من به عنوان مسئول باید پاسخگوی نیازهای مردم باشم. آنهایی که دشمن را به تهاجم به ایران دعوت میکنند، ایرانی نیستند
رئیسجمهور با تجلیل از نقش بیبدیل مردم در دفاع از کیان کشور در مقابل تهاجم بیگانگان، گفت: کسانی که در آن سوی مرزها نشستهاند و دشمن را به تهاجم به ایران دعوت میکنند که انسان از شنیدن آن شرم میکند، ایرانی نیستند، اما کسانی که با همه وجود چند ماه در خیابانها ماندند و نقشه دشمنان را خنثی کردند، شایسته قدردانی هستند. همچنین کسانی که نیامدند اما با دشمن هم همکاری نکردند، شایسته قدردانی هستند. امیدوارم بتوانیم این وحدت را روزبهروز در کشور تقویت کنیم و متحد شویم.
پزشکیان درباره عملکرد دولت نیز گفت: دولت در تلاش است مشکلات را حل کند. البته در این مدت، با وجود همه مشکلات، دستاوردهای زیادی هم داشتیم که به آنها پرداخته نشد. منکر کمبودها و کاستیها هم نیستیم، اما تلاش داریم با وفاق، کشور را پیش ببریم.
وی خطاب به اعضای جامعه پزشکی ایران اظهار داشت: شما عزیزان جامعه پزشکی ایران نیز به جای اینکه صرفاً درد را بگویید، به درمان بپردازید. امروز مراکز بهداشت ما در محلات، بهتر از هر جای دیگری برای رسیدگی به مردم است.
پزشکیان در پایان تأکید کرد: همه با هم باید برای منسجمتر شدن و قویتر شدن و در نهایت ایستادن در مقابل دشمن غدار، جنایتکار، استثمارگر و استعمارگر تلاش کنیم.
معلمهای خسته در مدرسه دولتی؛ در کلاس خصوصی شاد میشوند!
به گزارش تجارت نیوز، در دنیای امروز، آموزش دیگر تنها در چهاردیواری مدارس اتفاق نمیافتد. حالا بعد از آموزشگاهها و کلاسهای خصوصی ما در پلتفرمهایی مثل تلگرام و اینستاگرام، شاهد شکلگیری یک «دنیای موازی آموزشی» هستیم. در این دنیای جدید، معلمانی حضور دارند که اگرچه در مدارس رسمی مشغول به کارند و حقوق دریافت میکنند، اما درآمد اصلی و تمرکز واقعی آنها در گروههای خصوصی حضوری و یا دورههای مجازی متمرکز شده است. جابهجایی تمرکزی که میتواند پیامدهای منفی بسیاری را برای کیفیت آموزش رسمی کشور به همراه داشته باشد. تغییر اولویت از «رسالت» به «سودآوری»
مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که توازن بین درآمد رسمی و درآمد تدریس خصوصی به نفع دومی تغییر میکند. وقتی یک معلم میبیند که با برگزاری یک دوره خصوصی در فضای مجازی یا کلاسهای آموزشگاهی، میتواند چندین برابر حقوق ماهیانه خود در مدرسه درآمد به دست آورد، ناخودآگاه اولویتهای او تغییر میکند. در این حالت، کلاسهای رسمی مدرسه دیگر به عنوان «جایگاه اصلی یادگیری» دیده نمیشوند، بلکه تنها به یک «تعهد اداری» تبدیل میشوند که باید برای دریافت حقوق، صرفاً حضور فیزیکی در آن حفظ شود. پدیده «تخلیه محتوایی» در مدارس
یکی از آثار مخرب این وضعیت، اتفاقی است که به آن «تخلیه محتوایی» میگوییم. در بسیاری از موارد، معلمان به جای اینکه تمام نکات کلیدی، روشهای تدریس پیشرفته و انرژی خود را در کلاسهای حضوری به کار بگیرند، این مطالب را برای کلاسها و گروههای «خصوصی» خود ذخیره میکنند. در واقع معلم به جای اینکه در کلاس رسمی دانشآموز را به چالش بکشد و به او یاد بدهد، محتوای آموزشی را به گونهای ارائه میدهد که دانشآموز احساس کند برای یادگیری واقعی و جامع، «باید» عضو گروههای خصوصی یا دورههای مجازی او شود.
در این شرایط، مدرسه تبدیل به محیطی میشود که در آن فقط کلیات درس گفته میشود، در حالی که «جوهره آموزش» و نکات طلایی، به فضای کلاسهای خصوصی و آموزشگاهی و حتی مجازی منتقل شده است؛ جایی که فقط کسانی که توان مالی پرداخت هزینه را دارند، به آن دسترسی دارند. سودآوری مجازی و فرسایش انرژی معلم
از نظر روانشناختی و آموزشی، هر فرد در روز توانایی و پتانسیل محدود انرژی و خلاقیت دارد. معلمی که شبها و عصرها ساعتهای طولانی را صرف مدیریت گروههای تلگرامی یا حضور در کلاسهای خصوصی برای پاسخ به سوالات خصوصی و تولید محتوا برای فضای مجازی میکند، در صبح روز بعد با یک «جسم خسته» و «ذهنی خالی» وارد کلاس رسمی میشود.
این موضوع باعث میشود که تمرکز معلم بر روی دانشآموزان کلاس رسمی به شدت کاهش پیدا کند. او دیگر برای تغییر وضعیت یک دانشآموز ضعیف در کلاس تلاش نمیکند، چون انگیزه او در جای دیگری است. در واقع، سودآوری بالای آموزشهای مجازی و کلاسهای خصوصی، باعث شده تا انگیزه معلمان برای ارتقای کیفیت آموزش رسمی از بین برود و مدرسه به محیطی تبدیل شود که در آن فقط «زمان میگذرانند» تا سال تحصیلی به پایان برسد. سوالات بیپاسخ والدین و دانشآموزان
اکبر که فرزندش در سال دهم تحصیل میکند با ناراحتی از وضعیت فرزندش میگوید: «فرزندم میگوید معلمهایش در کلاس حال و حوصله ندارند». اوایل فکر میکردیم شاید این یک خستگی عادی یا فشار کاری زیاد باشد، اما وقتی هر روز تکرار شد، متوجه شدیم مشکل جدیتر از این حرفهاست. پسرم میگوید معلمها فقط میخواهند ساعتها بگذرد و کلاس تمام شود. آنها دیگر هیچ دغدغهای برای اینکه ما واقعاً یاد بگیریم ندارند.»
این پدر تهرانی ادامه میدهد: «اما وقتی برای جویا شدن در مورد چند و چون ماجرا به مدرسه فرزندم رفتم معلمهایش تلویحا به ما میگویند اگر میخواهید فرزندتان واقعاً یاد بگیرد و در امتحانات موفق شود، ما دیگر در کلاس رسمی وقت نداریم که بیشتر توضیح دهیم. آنها خیلی راحت و بدون هیچ خجالتی به ما میگویند اگر مایل هستید، ما میتوانیم به صورت خصوصی در منزل یا در آموزشگاههایی که ما تدریس میکنیم، به فرزند شما درس بدهیم. در واقع آنها راه نجات را در پرداخت پول و کلاس خصوصی میبینند».
وی با ناراحتی سوالی را مطرح میکند که شاید سوال والدین بسیاری باشد؛ «سوال من این است که چطور یک معلم در مدرسه دولتی، وقت و انرژی ندارد که درس را درست توضیح دهد، اما وقتی نوبت به کلاس خصوصی میرسد، ناگهان وقت و توانایی پیدا میکند؟ چطور میشود همان کسی که در کلاس رسمی خسته است و حال و حوصله ندارد، در کلاس خصوصی با انرژی کامل درس میدهد؟ میدانید معنای آن چیست؟ یعنی یادگیری فرزند ما در مدرسه، به گروگان گرفتن وضعیت مالی ما تبدیل شده است. ما مجبوریم برای اینکه بچهمان عقب نیفتد، هزینههای گزافی را بپردازیم که در واقع حق ما بوده و باید در همان مدرسه دولتی ارائه میشد.» کلاسهایی برای گذراندن زمان
روایت منصور که در مقطع هشتم درس میخواند نیز در نوع خودش شنیدنی است؛ «معلمهای ما وقتی وارد کلاس میشوند، اصلاً انگار در دنیای دیگری هستند. بسیاری از آنها یا مدام با گوشیهایشان بازی میکنند یا اینکه خسته به نظر میرسند و فقط میخواهند زمان بگذرد. درسها را خیلی سرسری و گذرا میدهند و میروند. مثلاً یکی از معلمهایمان فقط میگوید شما این چند صفحه را بخوانید و هر کسی نظری دارد بگوید تا درس زودتر تمام شود. هیچکس به این فکر نمیکند که ما واقعاً متوجه شدیم یا نه! برای آنها مهم نیست که ما در آینده چه اتفاقی برایمان میافتد».
منصور با ناراحتی تعریف میکند که هر وقت کسی از ما دستش را بلند میکند تا بپرسد فلان نکته چه معنایی دارد یا چرا اینطور شد، معلم خیلی سریع جواب میدهد که وقت ندارم اینجا اینها را توضیح دهم. بعد هم با لحنی که انگار دارد لطف میکند، میگوید اگر واقعاً میخواهید یاد بگیرید و توضیح کامل بخواهید، باید به کلاسهای خصوصی من بیایید. در واقع مدرسه برای ما تبدیل شده به جایی که فقط باید در آن حضور فیزیکی داشته باشیم تا غیبت نخوریم، اما یادگیری واقعی در جای دیگری اتفاق میافتد.»
آهی میکشد و ادامه میدهد:« آخر منی که پدرم کارمند است از کجا باید هزینههای نجومی کلاسهای آنلاین خصوصی یا کلاسهای حضوری خصوصی را بدهم؟!»
وی با لحنی ناامیدانه ادامه میدهد:«من کاملاً متوجه هستم که اکثرمعلمهای ما دیگر هیچ علاقهای به درس دادن در مدرسه ندارند. آنها حال و حوصله ندارند. ما بچهها هم وقتی میبینیم معلمها دغدغهای برای یادگیری ما ندارند، ما هم علاقه خودمان را از دست میدهیم. یعنی یک چرخه باطل ایجاد شده است؛ معلم درس نمیدهد و از ما توقعی ندارد، ما هم دیگر انگیزهای نداریم. برای معلم اصلاً مهم نیست که ما چه یاد میگیریم. او فقط میخواهد ساعت کاریاش تمام شود تا به کارهای دیگرش برسد.» فرصتهای پولی
حالا کار به جایی رسیده که حتی به گفته والدین و دانشآموزان برخی از معلمها علنا در سرکلاسها بچهها را به حضور در کلاسهای خصوصیشان – چه در آموزشگاهها و چه در فضای مجازی- تشویق میکنند. عطیه که دانش آموز مقطع هفتم است در این مورد روایت میکند که بعضی از معلمهای ما در کلاس به صورت علنی به ما پیشنهاد میدهند که هر کسی میخواهد یادگیری کاملتری داشته باشد و دنبال نکات مهم است، میتواند در کلاسهای آنلاین و فضای مجازی آنها شرکت کند.
حتی میگویند که مبلغش هم خیلی کمتر از کلاسهای خصوصی است و هر کسی شهریهاش را بپردازد میتواند عضو شود. یعنی معلم خودش در کلاس رسمی مدرسه، ما را به سمت آموزشهای پولی و مجازی هدایت میکند. او در کلاس رسمی فقط کلیات را میگوید و تمام جزئیات و نکات طلایی را برای گروههای تلگرامی و آنلاینش نگه میدارد!»
این دانشآموز ادامه میدهد: «از طرف دیگر ما میبینیم که معلمهای ما در فضای مجازی بسیار فعال هستند و محتواهای جذابی میسازند، اما همین انرژی و خلاقیت را هرگز در کلاسهای حضوری مدرسه نمیبینیم. انگار مدرسه برای آنها فقط یک جایگاه اداری است که باید در آن حضور داشته باشند تا حقوق بگیرند، اما بازار واقعی آنها در تلگرام و اینستاگرام است. این یعنی ما به عنوان دانشآموزان مدرسه دولتی، فقط یک ابزار برای حضور و غیاب هستیم، نه هدف برای آموزش.» سقوط عدالت آموزشی در مدارس دولتی
به گفته کارشناسان این وضعیت منجر به یک نتیجه بسیار تلخ شده است: نابودی عدالت آموزشی. در حالی که مدرسه دولتی قرار است محیطی باشد که در آن همه دانشآموزان، فارغ از وضعیت مالی، به آموزش یکسان دسترسی داشته باشند، اکنون شاهدیم که کیفیت تدریس بر اساس توان مالی دانشآموز تغییر میکند.
دانشیآموزی که توان مالی دارد و عضو گروههای خصوصی یا مجازی معلم میشود، میتواند از تمام پتانسیل معلمها بهرهمند شود اما دانشآموزی که با همان معلم مواجه است ولی توان مالی ندارد، باید با نسخهای از او که خسته است، با گوشی بازی میکند و سرسری درس میدهد، بسازد! این یعنی در اکثر مواقع در یک کلاس، دو نوع آموزش وجود دارد: یکی آموزش رایگان و بیکیفیت برای همه و یکی آموزش باکیفیت و گرانقیمت برای عدهای خاص. وقتی نیاز به بقا عدالت آموزشی را به مخاطره میاندازد
محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزشی، ریشه اصلی این پدیده را در وضعیت معیشتی معلمان میبیند. وی میگوید: واقعیت این است که طی سالهای گذشته، سطح زندگی این گروه، همسو با بسیاری از لایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، دچار پسرفت شده است. همین مسئله باعث شده تا بسیاری از معلمان برای تأمین نیازهای زندگی خود به سراغ کسبوکارهای غیرمرتبط با آموزش بروند مثل رانندگی اسنپ و یا فروشندگی و حتی کارگری در فروشگاهها و مغازهها، اما بخشی از آنها که تنها مهارتشان در حوزه آموزش است و راه دیگری برای امرار معاش نمیشناسند، ناچار شدهاند تمام توان خود را روی آموزشهای غیررسمی و تدریسهای خصوصی و نیمه خصوصی متمرکز کنند. در واقع، وقتی حقوق دریافتی معلمان کفاف یک زندگی معمولی را نمیدهد، این افراد برای جبران این نقص معیشتی، به دنبال کسب درآمد از طریق مهارتهای تخصصی خود در خارج از مدرسه میروند.
اما از دیدگاه این کارشناس آموزشی، این وضعیت با چارچوبهای عرفی یک جامعه سالم در تضاد است. در حالت ایدهآل، معلم باید حداکثر استعداد و توان خود را در کلاس درس به کار ببندد تا تمام دانشآموزان، فارغ از جایگاه اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی، از خدمات آموزشی یکسان بهرهمند شوند. این یعنی همان اصل عدالت آموزشی. با این حال، فشار اقتصادی شدید، باعث شده تا از دو زاویه، کیفیت آموزش از سوی معلمها در مدارس آسیب ببیند:
اول اینکه معلمان یا به دلیل داشتن شغل دوم یا به دلیل برگزاری کلاسهای خصوصی تا دیر وقت و پاسی از شب، دیگر توان و انرژی لازم برای ادامه کار و تدریس در محیط رسمی مدرسه را ندارند. در واقع، آنها بخشی از انرژی و پتانسیل خود را برای کلاسهای عصر و شب ذخیره میکنند و در نتیجه، کیفیت تدریس در کلاسهای رسمی کاهش مییابد. به اعتقاد وی این رویه بعد از دوران کرونا و دو جنگ اخیر که آموزشها مجازی شدهاند شدت بیشتری گرفته و کلاسهای خصوصی هم بیشتر به سمت آموزشهای خصوصی در فضای مجازی رفتهاند.
وی همچنین به جنبه دوم این پدیده نیز اینچنین اشاره میکند؛ برخلاف بسیاری از حرفهها که ممکن است بتوانند زمان بیشتری از وقت خود را به کار اختصاص دهند، معلم در محیط مدرسه با محدودیتهای خاصی روبهروست و برای جبران درآمد، چارهای جز گسترش فعالیتهای غیررسمی ندارد. مثلا یک مکانیک وقتی نیاز به درآمد بیشتر داشته باشد میتواند ساعتهای بیشتری را کار کند تا پول بیشتری به دست بیاورد ولی ساختار آموزش در مدارس اصلا به گونهای نیست که معلم بتواند بیشتر در مدرسه اضافه کاری کند تا درآمد بیشتری داشته باشد.
به گفته وی، متأسفانه، این فشار اقتصادی در برخی موارد منجر به رفتارهای غیرحرفهای در محیط مدرسه شده است؛ بهگونهای که برخی معلمان برای جذب دانشآموز به سمت کلاسهای خصوصی یا آموزشگاهها، عمداً بخشهایی از آموزش دروس را در کلاسهای عمومی را «فیلتر» میکنند یا کیفیت تدریس و آموزش دروس خود را پایین میآورند تا دانشآموزان احساس کنند برای یادگیری کامل، باید به سراغ کلاسهای خصوصی بروند.
نیکنژاد، این وضعیت را نتیجه ناکارآمدی دولت در سیاستهای اقتصادی و تورم افسارگسیخته میدانند که تمام لایههای جامعه را تحت فشار قرار داده است. بارها اتفاق افتاده که وقتی از معلمها میپرسیم چرا همه انرژی خود را برای کلاسهای درس مدرسه نمیگذارند؟ خیلی راحت میگویند؛ اگر برای کلاسهای خصوصی و مجازی انرژی نداشته باشم چطور باید هزینههای زندگیام را دربیاورم؟! این کارشناس آموزشی راهکار این بحران را در بازگشت دولت به تعهدات قانون اساسی، بهویژه اصل سوم،(تلاش برای برقراری عدالت اجتماعی برهمه مردم) میبینند.
از نظر وی، دولت باید وضعیت معیشتی معلمان را به حدی برساند که آنها زندگی متوسط و آبرومندانهای داشته باشند تا دیگر نیازی به «دراز کردن دست به سوی دیگران» یا کسب درآمدهای غیررسمی نداشته باشند. به بیانی تنها در صورتی که معلمان جذب شغل خود شده و دغدغه معیشتی نداشته باشند، حداکثر انرژی و استعدادشان را در کلاسهای عمومی به کار میگیرند و عدالت آموزشی برقرار میشود. در چنین شرایطی است که دولت نیز میتواند با نظارتی مؤثر، اطمینان حاصل کند که معلمان از چارچوبهای تعیین شده تخطی نمیکنند و تمام توان خود را در مسیر رشد دانشآموزان قرار میدهند. لزوم تغییر رویکرد دولت برای تامین معلمها
در نهایت، این روایتها و تحلیلها نشان میدهد که مدارس دولتی در حال تبدیل شدن به محیطهایی برای گذراندن زمان هستند. جایی که یادگیری واقعی به حاشیه رانده شده و به گروههای پولی تلگرامی و کلاسهای خصوصی منتقل شده است. تا زمانی که این وضعیت تغییر نکند، دانشآموزان مدارس دولتی هر سال با حسرت و ناامیدی از مدرسه خارج میشوند و خانوادهها مجبورند برای جبران کمکاریهای مدرسه، به دنبال گزینههای گرانقیمت بگردند، در حالی که معلم همان کسی است که در هر دو محیط حضور دارد، اما انرژیاش را فقط برای جایی میگذارد که سود مالی بیشتری داشته باشد.
منبع: هفت صبح
مدیریت برق از بانک تا قصابی | گزارش تفاوت سرمایش در مراکز دولتی و مغازههای منطقه ۷ | انصاف نیوز
کسبه در منطقه هفت تهران برای کم کردن هزینه برق، چراغها و کولرها را مدیریت میکنند؛ اما برای مغازههایی که یخچال و فریزر بخش اصلی کارشان است راه چندانی برای کاهش مصرف وجود ندارد. در مراکز دولتی، کاهش مصرف گاهی از جایی شروع میشود که مراجعین آن را احساس میکنند: سرمایش سالن انتظار. در سوی دیگر، پاساژهای بزرگ منطقه با سرمایش مرکزی و روشناییِ تماموقت، مصرفی بیحسابوکتاب دارند.
خبرنگار انصاف نیوز از ساعت ده صبح تا یک ظهر دوشنبه، به چند بانک، دفتر پیشخوان دولت، پلیس +۱۰ را از میدان نامجو تا میدان سپاه رفت و عصر همان روز به مغازهها و پاساژ تیراژه دو سر زد.
ساعت ده صبح تا یک ظهر
در هفت شعبه بانکی که خبرنگار انصاف نیوز به آنها سر زد، الگوی مصرفیشان نسبت به قبل تغییر کرده است. ساختمانهایی که فن کویل داشته باشند، بخش عمده سرمایش را به عهده آن میگذارند و از یک کولر گازی یا پنکه به عنوان مکمل استفاده میکنند. ساختمانهایی هم که فن کویل ندارند، کولرهای گازی را یکی در میان روشن میکنند. یکی از مراجعین به خبرنگار انصاف نیوز گفت: یک روز آمده بودم بانک فقط یک پنکه روشن بود. از کارمند پرسیدم چرا کولر روشن نمیکنید؟ گفت اجازه نمیدهند.
تفاوت شیوه مدیریت سرمایش در شعب مختلف دیده میشود. در بانک ملی ایران شعبه میدان نامجو، هوای داخل با بیرون تفاوتی ندارد، وسیله سرمایشیای روشن ندارد و خانمی چادری خود را با مدارکش باد میزند. یک کولر گازی ایستاده خاموش هم در گوشه سالن قرار دارد. با این حال افراد زیادی برای انجام کارهای بانکیشان به این شعبه میآیند. اما بانک ملت در آنطرف میدان با محوطه بسیار کوچکتر سه کولر گازی از پنج کولر گازیاش روشن است. یک کولر گازی ایستاده به سمت میز مدیر ۱۸ درجه و یک کولر گازی ایستاده به سمت مراجعین ۲۳ درجه تنظیم شدهاند.
عمده دفاتر پیشخوان دولت و پلیس +۱۰ از کولرهای آبی و پنکه استفاده میکنند. فضای این دفاتر از بانکها گرمتر به نظر میرسد، و سالنهایشان کوچکتر است. با اینکه در بسیاری از این مراکز تنها بخشی از تجهیزات سرمایشی روشن است، برق در ساعت یازده قطع میشود. ساختمان پلیس +۱۰ کوچه رفیعی برخلاف بانکهای محدوده برق اضطراری ندارد و حدود ده مراجع با ناراحتی و عصبانیت از ساختمان خارج میشوند. یکی از آنها بلند میگوید: مملکت نیست که.
پلیس +۱۰ میدان سپاه یک دریچه کولر آبی دارد و چند پنکه بالاسر کارمندان اداره. مدیر اداره از یکی از مراجعین میخواهد به اتاق مدیریت برود و به او میگوید: اینجا خنکتر است.
ساعت هفت عصر تا ده شب
با رسیدن به ساعات پایانی روز مغازهها چراغهایشان را روشن میکنند. برخی از کسبه برای کاهش هزینههای ناشی از مصرف برق، روشنایی و سرمایش را مدیریت میکنند؛ با استفاده از لامپها و کولرهای کم مصرف.
یک طلا فروش به خبرنگار انصاف نیوز گفت: کنتور برق رو تازه عوض کردم و تصاعدی حساب میشه. قبض برق آخرم ۸۰۰ هزار تومان بود، چراغها را الایدی گذاشتم کم مصرف باشه.
کمی پایینتر فروشنده یک بوتیک کوچک با قبض برق یک الی دو میلیون تومانی میگوید کولر اکثر روز خاموشه، بعضی وقتها روشن میکنم که آگه اونم نکنم اینجا بوی نم میگیره.
اما مغازههایی که یخچال دارند هزینههاشان بیشتر است و راه چندانی برای مدیریت ندارند. یک فروشنده لبنیاتی میگوید: قبض برق ما حدود ده دوازده میلیون تومان میآید. بیشتر مصرف هم بهخاطر یخچالهاست که کاریشم نمیشه کرد.
یک فروشنده سوپرمارکت هم به خبرنگار انصاف نیوز گفت که ساعتهایی در روز یخچالهایش به جز یخچال بستنیها را خاموش میکند که قبض برقش کمتر بیاید. کولر گازی را هم “اینوِرتر” انتخاب کرده تا هم مشتریها راضی نگه دارد هم هزینهها را کمتر کند.
به گفته او قبلاً از اداره برق خواسته تا مصرفشان را صنعتی حساب کنند نه تجاری اما صدایش به جایی نرسیده است.
مغازههای یخچالدار یکی از مشکلاتشان بیشتر بودن هزینههاست. بخش دیگر مشکلات قطعیهای برق است. فروشنده مغازه پروتئینی میگوید: هر روز برق من دو ساعت قطع میشه، خب یخچال نداشته باشم گوشت سبز میشه و باید دور بندازم. گوشت هم که از کشتارگاه گرم میآید وقتی برق نداشته باشم چیکار کنم.
در پاساژ تیراژهدو شرایط متفاوت است. به گفته نگهبان سیستم سرمایش پاساژ مرکزی و از ۱۰ صبح تا ۱۰: ۳۰ شب روشن است. عمده راهروها و مغازهها خنک هستند و روشنایی محیط بالاست. بعضی مغازهها مثل شهر کتاب پنکه دارند. با اینحال این پاساژ در ساعت نه خلوت بود.
تفاوت میان کسبوکارها و مراکز دولتی در نحوه مواجهه با مصرف انرژی هم دیده میشود. یک فروشگاه برای حفظ مشتری ناچار است میان هزینه برق و آسایش او تعادل برقرار کند؛ خاموش کردن کولر یا تاریک کردن ویترین میتواند به قیمت از دست دادن مشتری تمام شود. در مراکز دولتی اما مراجعه کننده همچنان برای دریافت خدمت به شعبه مراجعه میکند، حتی اگر تمرکز سرمایش روی کارمندان باشد.
از سوی دیگر چراغ یک بوتیک را میتوان خاموش کرد و کولر یک مغازه را کمتر روشن کرد؛ اما یخچال پروتئینی و لبنیاتی را نمیتوان به سادگی کنار گذاشت. برای بعضی کسبه، برق هزینهای است که میتوان آن را مدیریت کرد و برای بعضی دیگر، شرط ماندن کالا روی قفسه.
انتهای پیام

رئیس جمهور: حتی یک بند در تفاهمنامه پیدا نمیکنند که حاکی از وادادگی باشد - سلام نو

ترافیک سنگین در محورهای شمالی و آزادراه قزوین–کرج–تهران/ چالوس و تهران–شمال یکطرفه شد

پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیشبینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنکتر میشود

سرنوشت بازسازی پل B1 کرج به کجا رسید؟؛تصمیمگیری با ۱۵ متخصص

شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»

