فارن پالیسی با اشاره به اینکه فشار نظامی و تحریم در پنج دهه گذشته نتوانسته رفتار ایران را تغییر دهد، نوشت: «این تصور که فشار به تنهایی میتواند ایران را تسلیم کند، یک توهم محاسباتی در واشنگتن است. ایران در جریان تحولات اخیر نه تنها در برابر فشارهای همهجانبه ایستادگی کرده و هزینههای سنگینی را به طرف مقابل تحمیل نموده، بلکه با استقرار اقتدار خود بر تنگه هرمز، موازنه منطقهای را تغییر داده است.»
این تحلیل میافزاید با وجود برتریهای تسلیحاتی متعارف آمریکا، اراده سیاسی ایران برای مقابله و پایداری بسیار قویتر ارزیابی میشود. در این میان، هر دو طرف معتقدند که درگیر روند آتشبسی هستند که نباید به معنی عقبنشینی تلقی شود؛ از این رو دستیابی به یک توافق پایدار نیازمند متوازنسازی امتیازات است.
فارن پالیسی برای خروج آمریکا از این وضعیت و دستیابی به یک توافق عملیاتی در تنگه هرمز پیشنهاد میکند که واشنگتن باید محاصره دریاپایه را لغو کرده، لغو تحریمهای فروش نفت را تثبیت کند و نقش و موقعیت جدید ایران در تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد. در مقابل، مدل پیشنهادی عمان برای ایجاد یک سازوکار نظارتی بینالمللی با حضور ایران و کشورهای منطقه تحت نظارت سازمان ملل میتواند چارچوبی برای شفافیت رفتوآمد شناورها ایجاد کند بدون آنکه حق حاکمیت یا منافع ایران نادیده گرفته شود.
این نشریه همچنین به تثبیت توقف برنامههای توسعهای هستهای ایران بر اساس توافقات پیشین اشاره کرده و آن را فرجهای برای دیپلماتهای آمریکایی میداند. در بخش دیگری از این مقاله آمده است که اقدام ایالات متحده در راهاندازی درگیری بدون هماهنگی با متحدان منطقهای و اروپایی، موجب افت اعتبار واشنگتن شده تا جایی که کشورهایی نظیر بریتانیا و فرانسه به دنبال ابتکارعملهای مستقل دریایی رفتهاند و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز مسیر گفتوگوهای منطقهای با ایران را در پیش گرفتهاند.
در پایان، فارن پالیسی نتیجهگیری میکند که واشنگتن باید از رویه یکجانبهگرایی دست برداشته و با پذیرش واقعیتهای موجود، توقف عملیات نظامی و تثبیت وضعیت تنگه هرمز را به عنوان یک موفقیت دیپلماتیک برای خود بازتعریف کند، چرا که استمرار این وضعیت تنها به تضعیف بیشتر موقعیت آمریکا در منطقه منجر خواهد شد.









