
در ماه ژوئن گذشته، دونالد ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی پایانی اجلاس سران G۷ در «اویان-له-بن»، توضیح داد که چرا دستور توقف خصومتها با ایران را صادر کرده است. او گفت ادامه بمباران باعث بازگشایی تنگه هرمز نخواهد شد و تا زمانی که جنگ ادامه یابد، کشتیهای تجاری از منطقه دوری میکنند و ذخایر اضطراری نفت رو به کاهش میرود.
اکنون به اواخر ژوئیه میرسیم. ایالات متحده به مدت نزدیک به دو هفته ایران را بمباران کرده و سایتهای نظارت ساحلی، تأسیسات ذخیرهسازی سلاح و همچنین پلها، تونلها، خطوط راهآهن، فرودگاهها و زیرساختهای الکتریکی را هدف قرار داده است. ایران با موشکها و پهپادهایی که پایگاههای آمریکایی در بحرین، عراق، اردن، کویت و قطر را هدف قرار دادهاند، پاسخ داده است. همچنین حملاتی به تأسیسات نفتی، یک کارخانه نمکزدایی و حملات مکرر به کشتیهای تجاری در داخل و اطراف تنگه هرمز انجام شده است. ایران همچنین مدعی شده است که به زیرساختهای رایانش ابری آمازون در بحرین حمله کرده، اما این موضوع بهطور مستقل تأیید نشده است.
ترامپ جنگ را از سر گرفت، با وجود اینکه پیشتر توضیح داده بود که چرا نیروی نظامی نمیتواند به فوریترین هدف خود دست یابد. او این تضاد را حل نکرده است و شاید این مسئله اساساً لاینحل باشد. در این میان، او شرط بسته است که تهران پیش از آنکه فشارهای اقتصادی او را مجبور به عقبنشینی کند، درهم خواهد شکست.
برای درک وضعیت فعلی، باید به چگونگی فروپاشی آتشبس نگریست. هر یک از طرفین معتقد بود که پیروز جنگ شده است و طرف مقابل باید تفسیر او را از توافق تنگه هرمز بپذیرد. ماده ۵ یادداشت تفاهم بیان میکرد که ایران «بهترین تلاش خود را برای عبور ایمن شناورهای تجاری بدون هزینه، تنها به مدت ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و برعکس به کار خواهد بست.» دولت ترامپ این را به این معنا دانست که ایران موظف است تنگه را بدون دریافت عوارض به مدت ۶۰ روز باز کند. اما تهران آن را به عنوان مجوزی برای مدیریت و کنترل دسترسی از طریق این آبراه برداشت کرد. در نتیجه، ایران تلاش کرد کشتیها را از مسیرهایی که خود تأیید میکرد عبور دهد و به شناورهایی که از مسیرهای دیگر استفاده میکردند، حمله یا آنها را تهدید کرد.
تهران با این اقدام مرتکب خطای جدی در قضاوت شد. اگر ایران خویشتنداری …











