
هفت صبح| همه ما بارها در شبکههای اجتماعی شاهد یک صحنه تکراری بودهایم: یک نفر یک نظر جنجالی میدهد، حرفی میزند که شاید بیدقت باشد یا حتی توهینآمیز به نظر برسد. در لحظات اول، واکنشها طبیعی است؛ مردم مخالفت میکنند، نقد میکنند و شاید کمی هم به زبان تمسخر درآیند. اما نکته ترسناک اینجاست که خیلی زود، اوضاع از کنترل خارج میشود. کاربران فضای مجازی شروع میکنند به شکار هویت واقعی او؛ دنبال محل کارش میگردند، آدرسش را پیدا میکنند و با کارفرمایش تماس میگیرند تا او را اخراج کنند.
اطلاعات خصوصیاش مثل یک ویروس در کل اینترنت پخش میشود. در این لحظه، جای تعجب دارد که چرا اکثر ما به جای اینکه فریاد بزنیم «این کار از خط قرمز عبور کرد!»، با خودمان میگوییم: «خب، هر کی خودش این راه رو انتخاب کرد، تقصیر خودشه!» یا «به حقش بود، باید درس بگیره!»اما این تغییر زاویه دید چیست؟ چرا وقتی کسی ضربه میخورد، به جای همدلی، احساس رضایت میکنیم؟ پاسخ در یک واژه عجیب آلمانی است: «شادنفرود»
واژهای آلمانی که سرمنشاء چالشهای روانی میشود
اگر بخواهیم ساده بگوییم، شادنفرود یعنی «لذت بردن از رنج دیگران». این کلمه از دو بخش تشکیل شده: «شادن» به معنی آسیب و «فرود» به معنی شادی. یعنی وقتی میبینیم کسی شکست میخورد، تحقیر میشود یا درد میکشد، در اعماق وجودمان احساس رضایت میکنیم. اما این حس زمانی به اوج میرسد که ما آن شخص را «شایسته مجازات» بدانیم. در واقع، ما در ذهن خودمان یک دادگاه برپا میکنیم، او را محکوم میکنیم و وقتی میبینیم مجازاتش (مثلاً توسط کاربران فضای مجازی) اجرا میشود، احساس میکنیم عدالت برقرار شده است. پژوهشهای روانشناسی میگویند این حس ریشه در نیاز ما به حفظ جایگاه اجتماعی دارد. وقتی میبینیم کسی قوانین نانوشته گروه یا جامعه را نقض کرده و حالا دارد ضربه میخورد، ناخودآگاه به خودمان میگوییم: «خوب شد که من آن اشتباه را نکردم، پس من کاربلدترم و جایگاه بهتری دارم».
دو راهی پاسخ به اینکه«آیا لیاقتش را داشت؟»
بسیاری از ما میدانیم که افشای اطلاعات خصوصی افراد یا تماس با رئیس آنها برای بدگویی و در نهایت اخراجشان، کاری غیراخلاقی و حتی غیرقانونی است. اما نکته اینجاست …






