
برچسب هاخاکسپاری خسرو شكيبايي مهران مدیری کپی لینک لینک کپی شد

برچسب هاخاکسپاری خسرو شكيبايي مهران مدیری کپی لینک لینک کپی شد
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ پاسداشت چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید با عنوان «خون دلی که لعل شد» پنجشنبه شب ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با حضور مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران، سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد، حسامالدین سراج خواننده، احمد صدری مدیر خانه موسیقی تهران، محمد رسولی شاعر، حجتالاسلام زائری فعال رسانهای و علی صدرینیا مستندساز در کوشک باغ هنر برگزار شد.
اهالی فرهنگ و هنر در این برنامه از سیره هنری رهبر شهید گفتند و خاطراتی که از ایشان در محافل فرهنگی و هنری داشتند را روایت کردند.
همچنین در این آیین از نخستین تولید خانه موسیقی تهران با عنوان «بهار دلشکسته» با صدای حسامالدین سراج رونمایی شد.
توضیحات سراج درباره شکلگیری قطعه «بهار دلشکسته»
حسامالدین سراج خواننده پیشکسوت موسیقی سنتی در این آیین درباره چگونگی شکلگیری قطعه موسیقایی «بهار دلشکسته» اظهار کرد: زمستان سال گذشته با عبدالجبار کاکایی صحبت میکردیم چون عدهای از مردم داغدار بودند و جوانانشان را از دست داده بودند و فضا بسیار سنگین بود. به عبدالجبار گفتم شعری در این زمینه بگو در عین اینکه به مردم تسلیت میگویی به اینکه بهار در راه است هم اشاره کنی و بگویی که باید غمهایمان را برای ساختن کشور و رسیدن به یک بهار دیگر فراموش کنیم.
وی افزود: عبدالجبار گفت که شعری دارم که آن را فردا برایت ارسال میکنم و وقتی که فرستاد و آن را خواندم دیدم چقدر زیباست: «اگر چه خنده هدیه بهار است/دلم به سوی لاله داغدار است /صدای نی، صدای نی میآید/بهار دلشکسته کی میآید …»
سراج گفت: چون تعبیر بهار دلشکسته بسیار جذاب بود همین اسم را برای قطعه انتخاب کردیم. زمانی که خبر شهادت رهبری را اعلام کردند من مجدد با عبدالجبار تماس گرفتم و گفتم شعری که برایم فرستادی خوب است اما اکنون یک حماسه میخواهیم و بعد این قطعه را برایم فرستاد؛ « بهار سرود عاشقانهام باش/بمان، ستون و سقف خانهام باش/ به رغم این زبانههای سرکش/پرندهام، پرندهام که پر کشد از آتش» و بعد این سوگ به آن بخش حماسی وصل شد.
این خواننده موسیقی سنتی ضمن قدردانی از عبدالجبار کاکایی شاعر قطعه «بهار دلشکسته» بیان کرد: هر بار که مناسبت خاصی پیش آمده یا اتفاق خاصی پیش آمده که به ما شوکی وارد کرده است وقتی با این شاعر تماس گرفتم یک روزه شعرش را سروده است و این کار هرکسی نیست. این اثر را به شهدای ایران و به بزرگ و آقای شهدا، آقای خامنهای عزیز تقدیم کردیم.
وی گفت: وقتی ملودی این قطعه را کار میکردم حال خوشی نداشتم چون همه متوجهیم که فضا، فضای عادی نیست. بعد با دوستم داوود برزیده نوازنده نی، تنظیمکننده و ناظر ضبط تماس گرفتم و او گفت ملودیهایم را برایش بفرستم و تقریبا سه یا چهار روز طول کشید تا این کار ضبط شد.
سراج ضمن قدردانی از مدیر عامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد افزود: در شرایطی که کسی، کسی را نمیدید و فضای اداری هم باز نبود من با بشیر بیآزار (فعال فرهنگی) تماس گرفتم و زمینه ضبط این کار فراهم شد.
اراضی عباسآباد یادگار حضرت آقاست
سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد نیز در این آیین اظهار کرد: برایم سخت است و باور ندارم که آقا از بین ما رفتند اما باید بگویم که اراضی عباسآباد یادگار حضرت آقاست. ایشان با مطالعه اسناد بالادستی دستور دادند که این منطقه به فضایی فرهنگی تبدیل شود و ما اینجا را یادگاری آقا میبینیم.
خاطرات چمران از رهبر شهید
مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز در این مراسم خاطرهای از رهبر شهید بیان کرد: من در اولین جلسهای که شعرا با حضرت آقا داشتند حضور داشتم، آن زمان بنده در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس بودم. هنوز نوشتن رُمانِ جنگ زیاد باب نشده بود. کتابهای اندکی نوشته میشد. به خاطر میآورم حضرت آقا درباره رابطه هنر با دفاع مقدس بحث طولانی در آن جلسه مطرح کردند که خوشبختانه جزوه کوچکی از صحبتهای ایشان را چاپ کردیم که هنوز هم وجود دارد و باید دوباره آن را احیا کنیم.
وی افزود: آبان سال ۱۳۵۹ وقتی شهید چمران در سوسنگرد زخمی شده بود، حضرت آقا برنامههای هر روز جنگ را هر شب با او مرور میکردند. یک شب دست آقا کتاب تاریخ هنر را دیدم و تعجب کردم چرا که اعتقادات نویسنده آن کتاب با حضرت آقا غریبه بود. از آقا پرسیدم شما هم از این کتابها میخوانید و آقا فرمودند بله من هم میخوانم که شهید چمران هم توضیحاتی درباره هنر داد و گفت من هم به هنر و عکاسی علاقه دارم. آقا به من توصیه کردند که برای حفظ و زنده نگهداشتن آثار دفاع مقدس باید از راه هنر وارد شد. ساخت فیلم «چ» هم در راستای صحبتهای ایشان و جلساتی که من با آقای حاتمیکیا داشتم، پیش رفت.
چمران در بخش دیگری از سخنانش گفت: آنچه برای من دردناک است نبود رهبرمان است و امیدوارم راه ایشان ادامه داشته باشد.
حجتالاسلام زائری نیز درباره علاقه رهبر شهید به شعر سخن گفت و خاطرهاش از اولین باری که مقابل رهبر شهید شعر خواند را تعریف کرد.
زائری، قطعه شعری را که برای رهبر شهید سروده بود برای نخستین بار در این مراسم خواند.
همچنین بخشی از «مستند غیر رسمی» ساخته علی صدرنیا مستندساز از حضور رهبر شهید در مراسم غیر رسمی با اهالی فرهنگ و هنر برای حاضران پخش شد.
مهدی قزلی نیز نویسنده کتاب «گاه گمشدگان؛ روایتهایی از مواجه با امام رضا(ع)» بخشی از روایت فصل «مسافر و زنبورهای بیکندو » را برای حاضران در این مراسم خواند.
محمد رسولی شاعر و محمد حمزهزاده نویسنده و کارگردان نیز در وصف رهبر شهید در این مراسم سخن گفتند.
سیدکریم بابایی در روزنامه خراسان نوشت:
«این روزها مهران مدیری ستاره محبوب و موفق کمدی سینما و تلویزیون، در آستانه یک مقطع مهم کاری قرار دارد و همزمان با دو پروژه جدید به شبکه خانگی و تلویزیون میآید: سریال مورد انتظار «مرد سههزارچهره» در شبکه سه و رئالیتیشوی «شاهگل» در پلتفرم فیلمنت. این در حالی است که او طی سالهای اخیر، کارنامهای پرفرازونشیب داشته و بسیاری معتقدند از آن موفقیتهای متوالی گذشتهاش دور مانده. حالا باید دید این بازگشت دوگانه میتواند او را به روزهای اوج برگرداند؟
تجربیات منفی فیلم سازی
مهران مدیری طی یک دهه اخیر در سینما دو فیلم ساخته که هردو با واکنشهای منفی منتقدان و اغلب مخاطبان مواجه شدهاند. اگرچه این فیلمها از نظر فروش نسبتاً موفق بودند و توانستند تماشاگرانی را به سالن بیاورند، اما از نظر کیفی و جلب رضایت عمومی اوضاع چندان خوبی نداشتند. در بازیگری سینما نیز هیچکدام از نقشآفرینیهای او با واکنشهای مثبت فراگیری روبه رو نشد. هرچند آثار باکیفیتی چون «درخت گردو» واکنشهای مثبتی گرفتند، اما در کارنامه بازیگری او در سینما، نقاط درخشانی محسوب نشدند.
از اوج «هیولا» تا سقوط «دراکولا»
مهمتر از همه اما وضعیت مدیری در سریالسازی است؛ جایگاهی که شهرت اصلی او را موجب شده. در همین موقعیت نیز «هیولا» آخرین اثری بود که توانست واکنشهای بسیار مثبتی را برانگیزد و به یکی از آثار موفق و بحثبرانگیز او تبدیل شود. اما بلافاصله پس از آن، «دراکولا» به یک شکست بزرگ تبدیل شد؛ شکستی که آنقدر سنگین بود که مدیری را تا چند سال از کارگردانی سریال دور کرد. او در این سالها اما چند تجربه موفق بازیگری در سریالهای خانگی داشت که در رأس آنها «خاتون» و خصوصاً «پدر گواردیولا» بود؛ جایی که او توانست با فاصله گرفتن از نقشهای همیشگی در آثار خودش، تصویری متفاوت از توانمندیهایش ارائه کند.
بازگشتهای کمفروغ
مدیری با «قهوه پدری» به عرصه کارگردانی بازگشت، اما این سریال نیز با وجود برخی جذابیتهای داستانی، نتوانست خاطره خوش آثار پرمخاطب گذشته او را تکرار کند. «قهوه پدری» درمجموع مخاطب گستردهای پیدا نکرد و بسیاری از بینندگان از فضا و جنس شوخیهای آن استقبال نکردند. مدتی بعد مدیری به تلویزیون برگشت و «شیش ماهه» را ساخت. این سریال در ابتدا بسیار پربیننده شد و توانست مخاطبی جدی پیدا کند، اما در ادامه نتوانست رضایت گسترده مخاطب عام را به دست آورد و به عنوان یک شکست دیگر در کارنامه مهران مدیری ثبت شد.
نقطه روشن کارنامه
در این فاصله، مهران مدیری در قامت مجری با «گل یا پوچ» موفقیت را تجربه کرد. او همانطور که سالها پیش با «دورهمی» مجری موفقی بود، این بار هم توانست این بازی و فضای اجرا را احیا کند. با وجودی که مدیری به عنوان یک بازیگر، وارد حوزه اجرا شد، اما این جایگاه به تنها موقعیتی تبدیل شد که مدیری را در سالهای اخیر بدون حاشیه و با استقبال نسبی مخاطبان مواجه کرد. «گل یا پوچ» نیز استعداد مدیری را نشان داد و به نقطهای روشن در کارنامه یک دهه اخیر او تبدیل شد.
حالا دو آزمون همزمان
مدیری حالا دست روی برندی گذاشته که یکی از سریالهای محبوب سالهای گذشتهاش محسوب میشود: «مرد هزارچهره». او امیدوار است از هفته آینده با «مرد سههزارچهره»، ادامه همان مسیر موفق دو فصل قبلی این اثر را برود، اما انتظارها از آن بالاست؛ هم به دلیل آن که نام مهران مدیری در این اثر دیده میشود و هم به این دلیل که ادامه یک سریال محبوب و موفق به شمار میرود. همزمان «شاه گل» نیز انتشار خود را از پلتفرم فیلمنت آغاز کرده و بسیاری انتظار دارند همان جذابیت «گل یا پوچ» اول را داشته باشد.
این همزمانی میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید. از یک سو، مدیری در دو قاب مختلف دیده میشود و میتواند بخشهای متفاوتی از مخاطبان را درگیر کند و از سوی دیگر، اگر یکی از این دو اثر نتواند انتظارها را برآورده کند، ممکن است بر اعتبار اثر دیگر نیز سایه بیندازد. حالا باید دید در این یکی دو ماه آینده، مهران مدیری با دو اثر همزمان در شبکه نمایش خانگی و تلویزیون، چه وضعیتی خواهد داشت و آیا میتواند بار دیگر به صدر اخبار و گفتوگوها بازگردد یا نه.»
انتهای پیام
به گزارش شهرآرانیوز، چهل روز از آن روز تاریخی مشهد گذشته و تاریخ تقویم ما را به ۲۹مردادماه ۱۴۰۵ رسانده تا بار دیگر شاهد اشک و حسرت مردم ایران برای شهادت رهبری باشند که یک عمر مجاهدت و تلاش و ایستادگی را مشق کرد و به امت خود آموخت تا امروز با وجود مصائب جنگ، همچنان پای پرچم و وطن تکلیف خود را با استعانت از ایرانیترین رهبر تاریخ این کشور، ارادت خود را نشان دهند.
چهل روز پیش از این، پنجشنبه ۱۸تیر ۱۴۰۵، پیکر مطهر رهبر شهید در رواق دارالذکر حرم نورانی امام رضا (ع) به خاک سپرده شد تا زین پس، رنگ و بوی دیگری به مفهوم زیارت ببخشد. در آن روز، مشهد نفسهایش را حبس کرده بود؛ از سالمندان ویلچرنشین، کودکان، مردان و زنان و جوانان از سرتاسر نقاط کشور، همه یکصدا شده بودند تا با کسی وداع کنند که برایشان، نماد ایمان و ایستادگی و وطن پرستی بود. خیابانها به موکب تبدیل شده بود و چای و نذری، رنگ و بوی همبستگی ملی داشت.
اکنون در چهلمین روز تدفین رهبر شهید، این ارادت دوباره در حرم امن جانان که پناه عالم است به اوج رسید. مردمی که با او زیستند، سوگند یاد کردند که راه او را ادامه خواهند داد. حرم امام رضا (ع) این روزها، نه فقط پناهگاه زائران که میعادگاه عاشقانی بود که برای تجدید میثاق با «آقای شهید ایران» گرد آمده بودند؛ تا بگویند که یاد و نام او تا ابد در رگ این ملت جریان خواهد داشت.
رواق دارالذکر، در چهلم تدفین رهبر شهید نمایشی از دلتنگی و فراق زائران ومجاوران بود که لحظهای از جمعیت خالی نبود. جمعیت هرچه جلوتر میرفت صدای هقهق و گریههای بلند فرزندانی که پدر از دست دادند بیشتر میشد.
کمکم قدمها به آرامگاه و مرقد نورانی رهبر شهید نزدیکتر میشود. قاب عکسی از آقای شهید ایران در وسط رواق دارالذکر، قرار دارد که گویی صاحب این مزار به زائرانش خوشآمد میگوید، قاب عکس، تصویری از رهبر شهید را نشان میدهد که مثل همیشه دستشان را به نشانه سلام و سپاس در سخنرانیها بالا میبردند و مردم به شوق این دیدار، تکبیر میگفتند و برای او آرزوی سلامتی میکردند، اما حالا، هر زائری که پا به این رواق میگذارد از آقا میخواهد برای سلامتی فرزند خلفش و این امت، دعا کند. خبرنگار مرتضی محمدپور





