
ادعای خسارت علیه کارگردان فیلم «قهرمان» رد شد | مجموعه رسانه ای صبا

اصغر فرهادی: از فرایند فیلمسازی لذت ببرید، نه فقط از موفقیت
به گزارش شهرآرانیوز، اصغر فرهادی، کارگردان و فیلمنامهنویس ایرانی، در جشنواره فیلم سارایوو درباره نسبت فیلمسازان با موفقیت و مخاطبان سخن گفت و تأکید کرد که موفقیت میتواند فاصله میان فیلمساز و مردم را افزایش دهد.
فرهادی خطاب به فیلمسازانی که به دنبال مطرحشدن هستند، گفت: «موفقیت به معنای خوشاقبالی نیست. موفقیت بسیار خطرناک است. میان شما و مردم فاصله میاندازد. من دوست دارم به مردم نزدیکتر باشم.»
او با اشاره به نقش رسانهها در برجستهکردن موفقیت فیلمسازان افزود که قرار گرفتن در معرض توجه رسانهای میتواند خطرناک باشد؛ چراکه پس از رسیدن به موفقیت، فیلمساز ممکن است احساس کند دیگر فرصت تصمیمگیریهای اشتباه را ندارد.
فرهادی همچنین بر اهمیت لذتبردن از فرایند فیلمسازی تأکید کرد و گفت نباید فیلم را صرفاً با هدف دستیابی به موفقیت ساخت.
این کارگردان در ادامه توضیح داد: برخی فیلمسازان پیش از آغاز ساخت یک فیلم تلاش میکنند از نتیجه آن مطمئن شوند، زیرا از موفقیتی که قرار است به دست آورند لذت میبرند، نه از خود فرایند فیلمسازی. به گفته فرهادی، تفاوت اصلی میان این دو رویکرد در همین نکته است؛ برخی فیلمسازان واقعاً فیلمسازی را دوست دارند.
منبع: صبا
در ادامه حتما بخوانید فیلم جدید اصغر فرهادی در خارج از ایران ساخته میشود
اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
سیودومین جشنواره فیلم سارایوو طبق اعلام پیشین خود با جایزه قلب افتخاری از اصغر فرهادی تقدیر کرد.
فرهادی پس از دریافت این جایزه گفت: «از کشف این جشنواره بسیار خوشحال شدم و خوشحالم که میبینم جشنواره فیلم سارایوو در طول سالهای گذشته چگونه شکل گرفته است؛ این یک هویت سینمایی ویژه است.»
در این جشنواره به پاس سهم برجستهاش در هنر سینما، جایزه «قلب افتخاری سارایوو» (Honorary Heart of Sarajevo) در تئاتر ملی سارایوو به اصغر فرهادی اهدا شد. یووان مارجانوویچ، مدیر جشنواره فیلم سارایوو، این جایزه را به یکی از تحسینشدهترین فیلمسازان ایران تقدیم کرد.
یووان مارجانوویچ، مدیر جشنواره سارایوو گفت: «فیلمسازانی هستند که سینمای خود را حول رویدادهای خارقالعاده میسازند. اصغر فرهادی کاری انجام میدهد که شاید حتی دشوارتر باشد. او درام خارقالعاده را در دل زندگی عادی پیدا میکند. یک ازدواج، یک خانواده، یک سوءتفاهم، تصمیمی که در ابتدا کوچک به نظر میرسد، و ناگهان خود را در موقعیتی مییابیم که هر انتخابی پیامد دارد، هر شخصی قابلدرک است و هیچکس کاملاً بیگناه نیست. اصغر فرهادی بدنهای منحصربهفرد از آثار را خلق کرده است.»
او ادامه داد: «فیلمهای او به طرز باورنکردنی دقیق هستند، آنها با مردم و زندگی روزمرهشان آغاز میشوند و به تدریج به پرسشهای بسیار بزرگتری درباره حقیقت، مسئولیت، کرامت، خانواده و انتخابهایی که وقتی هیچ انتخاب کاملی وجود ندارد، انجام میدهیم، بسط مییابد.
مارجانوویچ در ادامه گفت: «روش بسیار خاص شما در فیلمسازی، شما را به یکی از فیلمسازان تعیینکننده سینمای معاصر جهان تبدیل کرده است. فیلمهای شما از زبانها، فرهنگها و مرزها عبور کردهاند، در حالی که همیشه عمیقا در زندگی و جوامعی که از آنها برخاستهاند، ریشه داشتهاند. امسال، از طریق برنامه بزرگداشت، این امتیاز را داشتهایم که به این بدنه قابلتوجه از آثار با شما در سارایوو نگاه کنیم. شما پیش از این با این جشنواره سابقه دارید. در سال ۲۰۱۸ رییس هیات داوران بخش مسابقه فیلم بلند ما بودید، و دیدن دوباره شما در کنار ما فوقالعاده است. اما امشب به خاطر فیلمهای شماست و درباره آنچه به سینما بخشیدهاید، و به جای اینکه بیشتر درباره آنها بگویم، بیایید به آنها نگاهی بیندازیم. فیلمهای شما مخاطبان را در سراسر جهان به نگاه دقیقتر به مردم، و شاید به خودشان، واداشته است. مفتخرم که قلب افتخاری سارایوو را به شما تقدیم کنم.»
اصغر فرهادی نیز در تئاتر ملی با مخاطبان صحبت کرد وگفت: «دریافت این جایزه یکعمر دستاورد، لحظهای بزرگ برای من است. این جایزهای پرمعناست و از جشنواره فیلم سارایوو برای دریافت آن سپاسگزارم. این دومین بار است که به شهر سارایوو میآیم. بار قبل، بخشی از هیات داوران بودم. از تمام فضای این شهر خوشم میآید. امشب میخواهم اشاره کنم که تعداد زیادی از مخاطبان به اینجا میآیند. در اینجا یک اکران داشتم و هزاران نفر فیلم مرا در اینجا تماشا کردند. از کشف این جشنواره بسیار خوشحال شدم و خوشحالم که میبینم جشنواره فیلم سارایوو در طول سالهای گذشته چگونه شکل گرفته است؛ این یک هویت سینمایی ویژه است.»
اصغر فرهادی قرار است در مرکز جشنواره (مرکز فرهنگی بوسنی) یک مسترکلاس نیز برگزار کند.
بزرگداشت فرهادی با اکران ویژه فیلم «جدایی (نادر از سیمین)» که یکی از مشهورترین و پرافتخارترین شاهکارهای اوست، به پایان رسید.
منبع: ایسنا
زندگی پرفرازونشیب هیدن پنتییر؛ چرا این بازیگر به مواد پناه بُرد؟
به گزارش آفتاب نیوز،
او نه تنها یک بازیگر محبوب، بلکه زنی بود که سالها در تلاش برای بازپسگیری روایت زندگی خود از چنگال کلیشههای هالیوودی و آسیبهای عمیق روانی بود.
کودکی در کانون توجه؛ بار سنگین شهرت
پنتییر از همان سالهای آغازین کودکی، زمانی که در آگهیهای تبلیغاتی ظاهر میشد، با دنیای سرگرمی پیوند خورد. نقشآفرینی او در ۱۱سالگی در فیلم «تایتانها را به خاطر بسپار» نویدبخش ظهور استعدادی درخشان بود. اما برای پنتییر، این درخشش هزینهای داشت. او در بزرگسالی با صراحت از فشار هالیوود بر کودکان بازیگر سخن گفت. روایتهای او از آن سالها، بهویژه اختلاف نظر مادرش با عوامل فیلم «اتاق ترس» که منجر به کنار گذاشته شدن او از پروژهای بزرگ شد، نشان میدهد که چگونه مدیریت زندگی حرفهای او از همان ابتدا در مسیری قرار گرفت که کنترلش از دستان خودش خارج بود.
با این حال، نقش «کلر بنت» در سریال قهرمانان او را به یک پدیده جهانی تبدیل کرد. در این دوران، او نماد دختری بود که قدرتهای خارقالعاده داشت، اما در زندگی واقعی، پنتییر بیش از هر زمان دیگری در برابر فشارهای سیستماتیک این صنعت آسیبپذیر بود.
نبرد خاموش با افسردگی و اعتیاد
دهه ۲۰ زندگی پنتییر، دورانی بود که با موفقیتهای حرفهای در «نشویل» همراه شد، اما در پشت صحنه، او با چالشی سختتر دستوپنج نرم میکرد. تولد دخترش «کایا» در سال ۲۰۱۴، دریچهای به سوی افسردگی پس از زایمان گشود که زندگی او را زیرورو کرد. در فرهنگی که از بازیگران زن انتظار دارد همیشه «بینقص» و «شاد» باشند، پنتییر مجبور بود این درد عمیق را پشت نقابِ شخصیت «جولیت بارنز» پنهان کند.
او بعدها در مصاحبههای متعدد از آن دوران بهعنوان زمانی یاد کرد که احساس میکرد خودش را گم کرده است. اعتیاد به مواد مخدر و الکل، واکنشی بود به دردی که صدایی نداشت؛ تلاشی برای بیحس کردنِ فشاری که میان مسئولیتهای مادرانه، انتظارات حرفهای و سلامت روانِ در حال فروپاشیاش قرار گرفته بود.
حضانت؛ تصمیمی که تا پایان او را دنبال کرد
یکی از دردناکترین فصول زندگی او، رابطه با ولادیمیر کلیچکو، بوکسور مشهور سنگینوزن، و جداییشان در سال ۲۰۱۸ بود. در اوج درگیریهای پنتییر با سلامت روان، او حضانت کامل دخترشان کایا را به کلیچکو سپرد. این تصمیم در فضای رسانهایِ آن زمان، دستمایه قضاوتهای ناعادلانه شد. بسیاری به اشتباه تصور میکردند او فرزندش را «رها کرده» است.
پنتییر در سالهای بعد بارها تلاش کرد تا عمق این فاجعه شخصی را توضیح دهد؛ اینکه چگونه مجبور شد برای سلامت فرزندش، از حضور فیزیکیاش در زندگی او بکاهد. این جدایی، زخمی عمیق بر قلب او باقی گذاشت که تا آخرین روزهای زندگیاش التیام نیافته بود.
ضربه آخر؛ مرگ برادر
اگرچه او تلاش میکرد با انتشار کتاب خاطراتش در سال ۲۰۲۶ و شفافسازی درباره گذشته، فصل جدیدی در زندگیاش بگشاید، اما فقدان برادر کوچکترش، ینسن پنتییر، در فوریه ۲۰۲۳ ضربهای مهلک بود. ینسن نه تنها برادر، بلکه همراه او در این دنیای پرفشار بود. مرگ ناگهانی او، پنتییر را با واقعیتی تلخ روبهرو کرد: اینکه چقدر زندگی میتواند شکننده باشد. کتاب خاطرات او، که جزئیات صریحی از مشکلات خانوادگی و روابط پرتنش با مادرش را در بر میگرفت، تلاشی بود برای رهایی از سایههای گذشته؛ تلاشی برای اینکه بگوید: «من دیگر آن دختربچهای نیستم که دیگران برایم تصمیم میگرفتند.»
میراثی که در سکوت باقی ماند
پنتییر در سالهای اخیر میکوشید تا تصویری انسانی و واقعی از خود ارائه دهد. او دیگر نمیخواست آن ستاره بینقص «هالیوودی» باشد. با این حال، سرنوشت برای او مسیر دیگری رقم زد. مرگ او در خانه، بدون نشانهای از جنایت، همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده و تحقیقات درباره علت دقیق آن ادامه دارد.
ولادیمیر کلیچکو در پیام تسلیت خود، او را بخشی جداییناپذیر از زندگیاش خواند و بر احترام به حریم خصوصی کایا تأکید کرد. شاید بهترین توصیف برای زندگی هیدن پنتییر، نه در فیلمهایش، بلکه در شجاعت او برای بیان دردهایش نهفته باشد. او در ۳۶سالگی رفت، اما داستانی را به جا گذاشت که یادآور هزینههای سنگین شهرت در صنعتی است که بهندرت برای آسیبهای روانی ستارههایش، فضایی قائل میشود. او در جستوجوی صلح بود؛ صلح با خود، با گذشته و با دنیایی که او را خیلی زود بلعید.
منبع: خبر فوری
سارینا فرهادی با فیلم لهستانی «لاختارا» روی فرش قرمز فستیوال سارایوو
به گزارش شهرآرانیوز؛ سارینا فرهادی که در فیلم «لاختارا» به کارگردانی سباستین خوندروکوستاس لهستانی به ایفای نقش پرداخته، برای اولین نمایش این فیلم با دیگر بازیگران و عوامل فیلم در این فستیوال حضور پیدا کرده است.
این فیلم با بازی فیلیپ پلاویاک، برانکو دوریچ و سارینا فرهادی ساخته شده و قرار است اکران جهانی و سینمایی آن در نوامبر ۲۰۲۶ انجام شود.
موسسه فیلم لهستان که با فیلم Zone of interest برندهی اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد، در همکاری مشترک با کشور یونان تهیه کننده این فیلم هستند.
فیلم «لاختارا» یا «اشتیاق» روایتگر سفر پدری لهستانی و پسر دورگهاش (لهستانی-یونانی)، از یونان به لهستان است. تقابل نسلی پدر و پسر باعث ماجراهای مختلفی شده و در بخشی از مسیر نیز این دو با پناهندههای سوری برخورد میکنند و درنهایت به شناختی تازه از هم میرسند.
فیلیپ پلاویاک و برانکو دوریچ نقش پدر و پسر داستان را بازی کردهاند و سارینا فرهادی نیز ایفاگر نقش یک پناهندهی سوری است که در گزیر از سوریه به دنبال ورود به اروپا است، اما خبر ندارد که اوضاع اروپا حتی برای مردمان آن نیز مثل گذشته، آرمانی نیست…
منبع: سینماروزان
در ادامه حتما بخوانید «داستانهای موازی» فرهادی ۱۰ میلیون دلار به سینمای فرانسه خسارت وارد کرد
هالیوود مروج دنیای بدون خدا و ابرقهرمانان
جوان آنلاین: سالهاست که جریان فکری حاکم بر هالیوود با اتکا به ژانر ابرقهرمانی، سعی در بازتعریف مفاهیم اخلاقی، قدرت و مسئولیت دارد. در سریال جدید اسپایدرمن ۲۰۲۶، ما با نسخهای از پیتر پارکر (شخصیت اصلی و قهرمان سریال) مواجه هستیم که بیش از هر زمان دیگری، نماد استیصال انسان مدرن در برابر نظام تکنو- سرمایهداری است. جریانات تولید محتوا در غرب و بهویژه هالیوود، عمدتاً به دنبال حذف خدا و تعهد به ارزشهای دینی از زندگی نسلهای زد و آلفا هستند. ترویج زندگی تجردمحور و ضدخانواده بودن نیز بخشی از این تلاشهای پیدا و پنهان است که سعی دارد نسلهای تازه را به نیروهای تربیتیافته جهت ایفای نقشهای از پیش تعیینشده در ساختار تفکر سرمایهداری تبدیل کند.
سریال اسپایدرمن ۲۰۲۶، آغاز یک روایت گامبهگام از فروپاشی روانی و اجتماعی قهرمانی است که هالیوود میخواهد به جای «ناجی»، او را به «مهرهای کنترلشده» تبدیل کند. در قسمت اول، ما شاهد آن هستیم که کارگردانان با چه ترفندهایی، «خودخواهی» را به پوشش «رابینهودی» و «انزوا» را به پوشش «قدرت» میفروشند.
مزرعه حیوانات و جهش آغشته به خون
یکی از عمیقترین لایههای پنهان در قسمت اول این سریال، اشاره مستقیم به ریشههای ارتشمحور ابرقدرتهاست. روایت با یک فلشبک کوتاه از آزمایشگاههای مخفی دوران جنگ جهانی دوم آغاز میشود؛ جایی که ارتش ایالات متحده با الهام از پروژههای شکستخورده نازیها، بر روی «جهش ژنتیکی» برای ساخت سربازان ایدهآل کار میکند. این سکانس، بیننده را به این حقیقت تلخ رهنمون میکند که ابرقهرمانان غربی، هرچقدر هم ظاهر فریبنده و عدالتخواهانه داشته باشند، در عمق خود، محصولی از «ارتشسالاری» و علم عاری از اخلاق هستند.
اینجاست که استعاره «قلعه حیوانات» در ژانر مارول خود را به زیبایی نشان میدهد. درست مانند مزرعهای که خوکها شورش میکنند، در این سریال نیز پیتر پارکر گمان میکند برای عدالت میجنگد، اما در حقیقت، او تنها یک «حیوان تربیتشده» در باغوحش بزرگ صنایع نظامی است. ذات تکنولوژیک نیش عنکبوت که در این قسمت بازنمایی میشود، انسان امروزی را به موجودی بدل میکند که برای قدرت گرفتن، باید «ژنتیک» خود را به دست آزمونگران جنگی بسپارد. این شبههافکنی عمدی، وفاداری انسان به سرشت الهی خود را خدشهدار میکند و او را به موجودی دچار سوءاستفادههای ساختاری نشان میدهد.
اجتماع اقدام رابینهودی و باور خودخواهانه
در قسمت اول این سریال، پیتر پارکر در قامت یک «دزد شب» ظاهر میشود؛ او دست به دزدیهای کوچک میزند تا نیازمندان را یاری کند. این همان سبک «رابینهودی» است که غرب برای تطهیر چهره سرمایهداری از آن استفاده میکند. اما سؤال اینجاست: وقتی این «ابرقهرمان خودخواه» نه برای اصلاح نظام فاسد، بلکه صرفاً برای التیام موقت دردهای جامعه دست به دزدی میزند، آیا او قهرمان است یا یک «اخلالگر»؟
تحلیل دقیق این سکانسها نشان میدهد که هالیوود در این قسمت به شدت تلاش دارد تا مخاطب را متقاعد کند که «خودخواهی» و «فردگرایی» جوهره اصلی قدرت است. پیتر پارکر در این روایت، تنها به فکر نیاز خود و اطرافیان نزدیکش است و از هرگونه تعهد اجتماعی ماندگار فرار میکند. این دقیقاً همان نقطهای است که نظام سرمایهداری به دنبال تزریق آن به جوامع دیگر است؛ تفکری که میگوید «نجات جهان» یک کار انفرادی است و به هیچ اتحاد و همبستگی جمعی نیاز ندارد.
ترویج «تجرد» و تبلیغ برای زندگی فردی
موضوعی که در اولین قسمت این سریال بهعنوان یک «نکته کلیدی» و به شکلی کاملاً برنامهریزیشده به مخاطب القا میشود، این است که «پیتر پارکر برای اینکه قدرتمندتر شود، باید ازدواج نکند و عشق را کنار بگذارد.» این جمله که بهعنوان یک نصیحت از سوی شخصیتهای مرموز سریال به شخصیت اصلی و قهرمان آن گفته میشود، به واقع یکی از زهرآگینترین پیامهای پنهان این محصول است.
چرا باید تجرد به اسپایدرمن قدرت بیشتری بدهد؟ پاسخ این سؤال را باید در بحران هویت خانواده در غرب جستوجو کرد. هالیوود با این شبههافکنی، در تلاش است تا «پیوندهای عاطفی و خانوادگی» را بهعنوان «ضعف» و «بار اضافی» به تصویر بکشد. برخلاف نظام فکری اسلام و انقلاب اسلامی که خانواده را کانون اصلی قدرت و آرامش میداند، این سریال سعی دارد القا کند که هر انسان برای اینکه «عملکرد بهتری» در عرصه اجتماعی داشته باشد، باید از زندگی خانوادگی و فرزندآوری دست بشوید. این یک فریب بزرگ است؛ چراکه نتیجه این ترویج تجرد، ایجاد نسلی از جوانانی است که نه تنها افسرده و تنها هستند، بلکه هیچ انگیزهای هم برای فداکاری عمیق و ماندگار (مثل دفاع از وطن یا تربیت نسل آینده) ندارند. قهرمانی که برای قدرت یافتن، از عشق میگریزد، قهرمان پوچ نظامهای سکولار است.
شبههافکنی در وفاداری
در نقاط اوج قسمت اول، وقتی تهدیدهای بزرگ شهری ایجاد میشود، ما شاهد یک تناقض رفتاری در سیستم پلیس و نهادهای امنیتی هستیم. اسپایدرمن از یک سو به این نهادها حمله میکند (چون آنها را فاسد میداند) و از سوی دیگر، پنهانی برای آنها کار میکند. این یک «شبههافکنی» بسیار هوشمندانه و خطرناک در زمینه «وفاداری» است. این روایت به جوانان میگوید که «وفاداری به یک نهاد یا کشور معنایی ندارد»؛ بلکه میتوان هم با سیستم کار کرد و هم آن را نقد کرد و به آن خیانت ورزید.
در نگاه انقلاب اسلامی، نقد اصلاحی و وفاداری به نظام، دو مفهوم جداییناپذیرند، اما این سریال سعی دارد تا با رواج «بیاعتمادی سازمانیافته» به اصطلاح «سوءاستفاده از وفاداری» دامن بزند. این همان استراتژی جنگ نرمی است که میخواهد اقتدار نهادها را در ذهن مخاطب از بین ببرد و او را به یک موجود سرگردان و بدون تکیهگاه بدل کند که تنها به یک «شخصیت فانتزی» (یعنی همان ابرقهرمان تنها) وابسته باشد.
قهرمان مزدور نظام غرب
قسمت ابتدایی سریال اسپایدرمن ۲۰۲۶، یک نمونه بارز از «برنامهسازی ایدئولوژیک هالیوود» است. در این قسمت، مارول به شکل زیرکانهای عناصر «تکنوکراسی جنگی» (جهش ژنتیکی جنگ جهانی دوم)، «فردگرایی مفرط» (رابینهود خودخواه) و «ترویج زندگی مجردانه» (تجرد برای قدرت) را درهم آمیخته است تا بتواند یک نسخه اصلاحشده و البته منفعل از اسپایدرمن را به نسل زد و آلفا ارائه دهد. این سریال مخاطب را به سمت «خودشیفتگی» و «انزوای عاطفی» سوق میدهد تا او را از اتحادهای اجتماعی و خانوادگی (که نیروی حقیقی مقاومت در برابر تهاجمات هستند) دور کند.
مخاطبان باید این نوع محصولات را با نگاه انتقادی ببینند، نه سرگرمی بیضرر، چراکه این آثار محمولهای از «دروغ بزرگ ابرقهرمانان» هستند. آنها به جای ارائه یک الگوی مقاومت مبتنی بر ایمان و ایثار، قهرمان خود را به یک برده تکنولوژی و یک فرد دربند تنهایی تبدیل میکنند. راه نجات از این تصویرسازی غلط، بازگشت به الگوهای اصیل دینی و مقاومتی خودمان است که «قدرت» را در «پیوند خانواده» و «ایثار اجتماعی» تعریف میکند؛ نه در یک نیش جهشیافته یک عنکبوت در آزمایشگاهی جنگی!

ناگفتههای مهم افشین علا از گلایههایش در فتنه 88 و برخورد امام شهید - تسنیم

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

واقعگرای پرشور

ببینید| شکوه و ابهت امام شهید خامنهای(ره) از زبان استاد افشین علا - تسنیم

ببینید| رهبری آیتالله مجتبی خامنهای حقیقت شگفتانگیزی را آشکار کرد - تسنیم

