
به گزارش ایسنا، تابناک نوشت:
۲۶ مرداد برای بسیاری تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روزی است که پس از سالها انتظار، درهای اسارتگاههای بعثی گشوده شد و نخستین گروه از آزادگان ایرانی قدم بر خاک وطن گذاشتند. مردانی که سالها پیش، با لباس رزم از خانه بیرون رفته بودند و اکنون پس از تحمل سالها شکنجه، دوری و بیخبری، با موهای سپید و چهرههایی تکیده به آغوش خانواده بازمیگشتند.
تابستان ۱۳۶۹ برای خانوادههای ایرانی، تابستانی متفاوت بود. خبر بازگشت اسرا دهانبهدهان میچرخید و هر زنگ تلفن، هر صدای خودرو و هر خبری از مرز میتوانست قلب خانوادهای را از جا بکند. ۲۶ مرداد، نخستین گروه آزادگان وارد کشور شدند و روند بازگشت اسیران ایرانی آغاز شد. ستاد رسیدگی به امور آزادگان نیز در روزهای پایانی مرداد ۱۳۶۹ تشکیل شد و در روند تبادل گسترده اسرا نقش داشت؛ تبادلی که در نهایت دهها هزار اسیر ایرانی و عراقی را دربرگرفت.
اما در میان این بازگشت باشکوه، خانوادههایی بودند که هنوز چشمشان به جاده و گوششان به تلفن بود؛ خانوادههایی که عزیزشان در میان نخستین گروهها نیامده بود، در گروه دوم نبود، در گروه سوم هم خبری از او نشد…
یکی از این خانوادهها، خانواده خلبانی بود که قرار بود آخرین اسیر ایرانی جنگ باشد.
حسین؛ مردی که ۱۸ سال از وطن دور ماند
حسین لشکری در سال ۱۳۳۱ در ضیاءآباد قزوین متولد شد. علاقهاش به پرواز، مسیر زندگی او را تغییر داد. پس از پایان خدمت سربازی و قبولی در دانشکده خلبانی، وارد نیروی هوایی شد و برای تکمیل آموزشهای پروازی به آمریکا رفت. پس از بازگشت، به عنوان خلبان جنگنده اف-۵ مشغول خدمت شد.
با شدت گرفتن تجاوزات رژیم بعث عراق به مناطق مرزی، لشکری به دزفول منتقل شد. جنگ که آغاز شد، او نیز مانند بسیاری از خلبانان نیروی هوایی به مأموریتهای عملیاتی رفت. ۱۲ مأموریت انجام داده بود که سرانجام هواپیمایش هدف قرار گرفت. مجبور شد هواپیما را ترک کند و در خاک عراق به اسارت درآمد. اما اسارت او با بسیاری از اسیران دیگر تفاوت داشت.
حسین لشکری نخستین اسیر ایرانی جنگ بود و در نهایت، آخرین اسیری شد که به وطن بازگشت؛ مردی که ۱۸ سال از عمر خود را در اسارت گذراند.
سه ماه نخست در سلول انفرادی گذشت. سپس سالها …












