
مسعود کریمی بیرانوند در گفتوگو با ایسنا دربارهٔ نقش نخبگان، سرمایهٔ اجتماعی، شاخصهای موفقیت دولت و فرصت هفتهٔ دولت افزود: نقش نخبگان و دانشگاهیان در عرصهٔ سیاستگذاری، از دو منظر قابلبررسی است از یکسو، جایگاه آرمانی و تکلیفی آنان که بر اساس آن، دانشگاهها، پژوهشکدهها، اندیشکدهها، انجمنهای علمی و حوزههای علمیه بهمثابهٔ «مغزِ متفکرِ جامعه» عمل میکنند و وظیفهٔ بازبینی، نقدِ روشنگرانه و ارائهٔ راهکارهای اصلاحی را بر عهده دارند.
وی ادامه داد: در این نگاه، اگر جامعه را به پیکر انسانی تشبیه کنیم، همانگونه که بدن برای حرکتِ صحیح به عقل و تدبیر نیازمند است، دولت و نظامِ اجرایی نیز برای پرهیز از تصمیمهای احساسی یا فشارهای محیطی، ناگزیر از بهرهمندی از اندیشهٔ نخبگان است. از دیدگاه اسلامی و انقلابی، این نقش نهتنها مردود نیست، بلکه یک وظیفهٔ شرعی و عقلانی به شمار میآید؛ چه آنکه هر سیستمی برای بالندگی، به نظارت، بازبینی و بهروزرسانیِ مستمر نیاز دارد، همچون نرمافزاری که هر چندگاه بهروز میشود تا کارایی خود را حفظ کند.
کریمی بیرانوند درباره منظر دوم، نقش نخبگان و دانشگاهیان در عرصهٔ سیاستگذاری اضافه کرد: ازسویدیگر، وضعیتِ موجود را نمیتوان کاملاً مطلوب یا کاملاً نامطلوب توصیف کرد. این ادعا که دولتها هیچ استفادهای از دستاوردهای علمی و نخبگانی نمیکنند، با واقعیتِ پیشرفتهای علمیِ کشور در حوزههای گوناگون سازگار نیست؛ اما درعینحال، نمیتوان گفت که همهٔ تصمیماتِ اجرایی بر پایهٔ پژوهشهای دقیق و نظرات کارشناسی اتخاذ میشود. گاه ضرورتهای فوری، فشار گروههای ذینفوذ، یا خواستهای غیرعلمی، دولت را به اقداماتی نابخردانه سوق میدهد و گاه نیز نمایندگانِ مجلس، تحتتأثیر منافعِ شخصی یا گروهی، از مسیرِ عقلانیتِ علمی فاصله میگیرند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان لرستان خاطرنشان کرد: بلکه گاه خودِ دانشگاهیان و روشنفکران نیز دچار آسیبهایی همچون نظریهپردازیِ انتزاعی و دور از واقعیتهای میدانی میشوند و در «برج عاج» خویش، راهکارهایی ارائه میدهند که در عمل، با پیچیدگیهای اجرایی و ویژگیهای بومیِ جامعهٔ ایران هماهنگ نیست. ازاینرو، آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، ایجادِ پیوندیِ واقعی میان علم و عمل است؛ بهگونهای که …












