
صنایع دستی ایران با وجود پیشینهای چند هزار ساله و جایگاهی شناختهشده در فرهنگ و اقتصاد، اکنون با پرسشهای جدی درباره آینده نیروی انسانی خود روبهروست. هر سال دانشجویانی با علاقه به هنرهای سنتی وارد دانشگاه میشوند و فارغالتحصیلانی با امید به فعالیت حرفهای از آن خارج میشوند، اما فاصله میان آموزش دانشگاهی، مهارتهای مورد نیاز بازار و فرصتهای شغلی، تجربهای متفاوت برای بسیاری از آنها رقم زده است. ایسنا در این پرونده با دانشجویان، فارغالتحصیلان و اساتید رشته صنایع دستی گفتوگو میکند تا از دل روایتهای آنان، تصویری از وضعیت آموزش، بازار کار، چالشها و چشمانداز این رشته ترسیم کند.
حجت مرادخانی، پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه ، در گفتوگو با ایسنا درباره ارزیابی کیفیت آموزش دانشگاهی در حوزه صنایع دستی و همچنین مبحث مربوط به سرفصلهای این حوزه، توضیح داد: ساختار آموزش عالی صنایع دستی در ایران طبیعتاً با چالشهای مختلفی همراه است که کیفیت آن را در جایگاه مطلوبی قرار نمیدهد. از نوع پذیرش دانشجو در دانشکدهها و گروههای آموزشی گرفته تا مانند بسیاری از حوزههای دیگر؛ غلبه نگاه آماری، قدیمی بودن سرفصلها، محدودیتهای مربوط به زیرساختها و همچنین عدم ارتباط مؤثر فضای آکادمیک ایران با مسائل میدانی صنایع دستی، همگی از جمله این چالشها هستند.
او افزود: اما مسئله بنیادین آموزش دانشگاهی صنایع دستی در ایران به پارادایم غالب آموزش صنایع دستی در دانشگاهها و وزارت علوم برمیگردد؛ پارادایمی که متأثر از محدودیتهای بروکراتیک چند دهه اخیر، همچنان تقریباً در فضای دهه ۶۰ و ۷۰ باقی مانده است؛ یعنی زمانی که رشته صنایع دستی در سال ۱۳۶۲ تأسیس شد و در سال ۱۳۶۶ سرفصلهای آن ابلاغ شد، عملاً از آن زمان تاکنون در همان فضا باقی مانده است.
مرادخانی اضافه کرد: در نتیجه، بسیاری از خروجیهای گروههای صنایع دستی نیز از همان جنس بودهاند؛ یعنی مبتنی بر همان مفاهیم آموزشی، همان سرفصلها و همان رویکردها تربیت شدهاند. به نظر من، این مسئله مهمترین و بنیادیترین چالش آموزش دانشگاهی صنایع دستی در ایران است.
این مدرس دانشگاه گفت: این در حالی است که پارادایم غالب آموزش دانشگاهی صنایع دستی در دنیا، متأثر از تحولات روز، کاملاً تغییر کرده و دگرگون شده است. در دنیای …












