
از نخستین دقایق بامداد، خیابانهای منتهی به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) رنگ دیگری به خود گرفتند. هنوز آفتاب بهطور کامل طلوع نکرده که سیل جمعیت از مسیرهای مختلف به سمت قبله تهران روانه میشود؛ خانوادههایی که دست در دست یکدیگر قدم برمیدارند، سالمندانی که با عصا اما با ارادهای مثالزدنی مسیر را طی میکنند، کودکانی که پرچمهای «یا حسین(ع)» را در دست دارند و جوانانی که خدمت به زائران را افتخار خود میدانند.
مراسم پیادهروی جاماندگان اربعین، سالهاست برای مردمی که امکان حضور در کربلای معلی را ندارند، به میعادگاهی برای تجدید عهد با امام حسین(ع) تبدیل شده است. امسال نیز از ساعت ۶ صبح، جمعیت از نقاط مختلف تهران و شهرستانهای اطراف راهی شهرری شدند تا مسیر چند کیلومتری منتهی به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) را با یاد سیدالشهدا(ع) طی کنند.
هرچه به حرم نزدیکتر میشوی، ازدحام جمعیت بیشتر میشود. صدای نوحه، صلوات و زمزمه زائران در هم میآمیزد و فضای متفاوتی را رقم میزند. در دو سوی خیابان، موکبهای مردمی یکی پس از دیگری برپا شدهاند؛ برخی آب و شربت توزیع میکنند، برخی غذای نذری، چای یا میوه و گروهی دیگر نیز خدمات فرهنگی، درمانی و امدادی ارائه میدهند. آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، مشارکت داوطلبانه مردم در خدمترسانی به زائران است.
در میان جمعیت، جوانی کنار مسیر روی زمین نشسته و کفش زائران را واکس میزند. او با حوصله کفشها را تمیز میکند و دوباره به صاحبانشان تحویل میدهد. وقتی از انگیزهاش میپرسم، لبخندی میزند و میگوید: چند سال است که در پیادهروی اربعین همین کار را انجام میدهم. سهم من از این مراسم همین خدمت کوچک است و امیدوارم مورد قبول خداوند و اهلبیت(ع) قرار بگیرد.
چند متر جلوتر، مادری فرزندش را به آغوش گرفته و در یکی از موکبها استحراحت می کند. از او میپرسم خسته نشده است؟ پاسخ میدهد: خستگی در این مسیر معنا ندارد. از خدا خواستهام این آخرین اربعینم نباشد. سال گذشته در کربلا بودم و امسال توفیق پیدا کردم در پیادهروی حرم حضرت عبدالعظیم(ع) شرکت کنم. همین که نام امام حسین(ع) باشد، دل آدم آرام میشود.
اندکی آنسوتر، نوجوانی با پرچم مزین شده به نام مبارک امام حسین (ع) در میان جمعیت حرکت میکند. با شور و شوق از حضورش در این مراسم …












