
مهدی نجفزاده در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه اگر پارادایمها را بپذیریم و از منظر آنها بنگریم، همه مطالعات میانرشتهای ناگزیر از قواعد همان پارادایمها پیروی میکنند، اظهار کرد: برای نمونه، تغییر پارادایمهای مربوط به علم فیزیک، سبب شد که اصل عدمتعین بهعنوان کلاننظریهای در این دانش مطرح گردد و آن تعینهای پیشین که زمانی از آنها برخوردار بودیم، از میان بروند. این تحول به دیگر علوم نیز سرایت کرده است، ازاینرو در رشته سیاست، تاریخ و تمامی حوزههای دانش با نوعی اصل عدمتعین روبهرو هستیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی ادامه داد: پارادایم را میتوان همان روح حاکم بر همه نظریهها تصور کرد، همچنان که در کتاب تبیین در علوم اجتماعی دانیل لیتل اشاره شده، همه علوم متأثر از علوم تجربی هستند، بنابراین علوم انسانی چیزی جدا از علوم طبیعی بهشمار نمیآید. این برداشت که علوم انسانی تافتهای جدابافته از علوم تجربی است، بهنظر من سوءتعبیر و سوءتفاهم بسیار بزرگی است که در ایران و محافل دانشگاهی آن شکل گرفته است.
وی افزود: در علوم تجربی، ساختار فکری مشخصی حاکم است: باید دادهها را گردآورد، آنها را تبیین کرد و سپس با ساماندهی منسجم، به نظریه تبدیل کرد. این ساختار در علوم انسانی نیز بهوفور دیده میشود؛ تنها تفاوت در شیوه جمعآوری دادهها و فرایند تبیین است که در علوم انسانی مسیری دشوارتر و پیچیدهتر را پیش رو دارد. بنابراین حرف اساسی این است که علوم انسانی از همان قواعد کلی علوم تجربی پیروی میکند، نه اینکه هر پژوهندهای روشی نو و ابداعی برای خود ساخته باشد؛ چراکه اگر علوم انسانی از این قواعد کلی تبعیت نکند، اساسا علم محسوب نمیشود و باید آنها را در زمره موارد دیگری بهحساب آورد.
نجفزاده با تاکید بر اینکه فرقی نمیکند که علوم انسانی جدید را چگونه تصور کنیم، تصریح کرد: این علوم همچنان باید تجربهپذیر، آزمونپذیر و تغییرپذیر باشند، یعنی نظریهای که مطرح میشود باید بهسادگی در معرض آزمونهای گوناگون قرار گیرد تا درستی یا نادرستی آن آشکار شود.
وی با تاکید بر اینکه در پژوهشهای بنیادین نیز پرسشهای اساسی در همه حوزهها اعم از علوم انسانی و علوم تجربی مطرح میشوند، خاطرنشان کرد: این امر به آنجا میانجامد که چون تغییر پارادایم رخ دهد، قواعد بنیادین …









