
یادداشت مهمان، محمد قبادی، نویسنده: آنچه قصد دارم در این یادداشت بنویسم ادای دینیاست به دو مجاهد پارسا و پرهیزگار که در جغرافیای انسانی حضورشان برای ساختن جامعهای سربلند و عزتمند کوشیدند. از این رو نزدیکی چهلمین روز تدفین امام شهید، آیتالله خامنهای را با نام سید آزادگان حاجآقای ابوترابی گره زدم و ضمن گرامیداشت سالروز بازگشت آزادگان به ایران عزیز، «پاسیاد پسر خاک» را دستمایه این ادای دین کردم و مایلم به این مهم بپردازم که در کتاب یادشده چه تصویری از رهبری شهید، آیتالله سیدعلی خامنهای ارائه شده است. به بیان دیگر کتابی که به بهانه زندگی و زمانه مرحوم ابوترابی نوشتهام چه نگاهی به رهبری شهید داشته است. با ملاحظه این مهم که تصویر ارایه شده در «پاسیاد پسر خاک» تصویری فراگیر و تام و تمام از رهبر شهید نیست، بلکه گوشهای از شخصیت ایشان را چون تکهای از یک جورچین با خود دارد.
فارغ از هرگونه ارزشگذاری باید پذیرفت که هر دوی این نامداران تاریخ معاصر ایران در برههای از زندگی خود عهدهدار مسئولیتی سترگ بودند؛ مرحوم ابوترابی مدیریت و راهبری دوستان اسیرش را برعهده داشت و آیتالله خامنهای در کسوت ولی فقیه جامعه اسلامی را رهبری میکرد، از اینرو وجه اشتراکشان جانپناهی جغرافیای انسانی پیرامونشان بود که به هدایت توام با درایت نیاز داشتند تا امانتهای الهی و سرمایههای معنوی ایران عزیزمان ، با عزت و شرافت زندگیشان را سامان دهند و این مهم مسئولیتی سخت و تلاشی جانکاه بود هرچند که خداوند یاریشان میرساند و شاهد این مدعا در کلام رهبر شهید، در نخستین دیدار پس از بازگشت آزادگان خطاب به مرحوم حاجآقای ابوترابی اینگونه تبلور دارد: «من میدانم در این دوران دهساله اسارت، که شما ملجأ این جوانان بودید و به شما مراجعه میکردند، به شما چه گذشته است. در چنین محیطی، این جوانان در سطوح مختلف فکری و روحی، دائم جایی میخواهند که به آن پناه ببرند. واقعاً از درون به انسان خیلی سخت میگذرد و خیلی کاهیده میشود، چون کسی که همه به او پناه میبرند، دلش میخواهد که او هم به جایی پناه ببرد، البته آن کسی که اهل تقوا و توجه به خدا باشد، به خدا پناه میبرد و خدا را پیدا میکند؛ لیکن خیلی سخت است.» (بیانات در دیدار، ۲۵شهریور۱۳۶۹)
کتاب «پاسیاد پسر خاک» جستجویی …







