
خبرگزاری مهر؛ گروه سیاست-هادی رضائی: هر ارتشی در جهان، قلبی دارد که در آن نظریهها متولد میشوند، اسناد راهبردی شکل میگیرند و آیندهی دفاعی یک ملت ترسیم میگردد. اما این قلب، صرفاً یک اتاق پر از نقشه و پرونده نیست؛ بلکه جایی است که ارادهی سیاسی، تجربهی میدانی و تهدیدشناسی روز به هم گره میخورند و از دل آنها، دکترینی زاده میشود که سرنوشت آسمان و زمین یک کشور را تعیین میکند. در نیروی پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، این قلب تپنده «دفتر مطالعات و تحقیقات» است؛ نهادی که شاید کمتر از یگانهای عملیاتی در کانون توجه رسانهها قرار گرفته، اما بیاغراق، مغز متفکر و معمار اصلی معماری دفاعی کشور در حوزهی پدافند هوایی به شمار میرود.
این دفتر، جایی است که فرامین و تدابیر فرماندهی معظم کل قوا از سطح راهبردی به خطوط دکترین نظامی تبدیل میشود؛ جایی که تأکید رهبر معظم انقلاب بر «استقلال» و «اولویت نخست بودن پدافند هوایی»، دیگر یک جمله در یک سخنرانی نیست، بلکه به بندهای عملیاتی، سناریوهای دفاعی و اسناد بالادستی بدل میگردد که هر یگان پدافندی از رادار گرفته تا سامانههای موشکی، بر اساس آنها نفس میکشند و مأموریت میگیرند.
اما رسیدن به این نقطه، یکشبه و بدون دردسر ممکن نشد. کافی است نیمنگاهی به تاریخ بیندازیم. در دوران پهلوی، ارتش ایران نه برای دفاع از آسمان خودش، بلکه برای ایفای نقش «ژاندارم منطقه» طراحی شده بود. دکترین حاکم، آفندی بود؛ یعنی حمله، پیشدستی و فراتر از مرزها رفتن. در این چارچوب، سرمایهگذاری کلان بر نیروی هوایی متمرکز بود و پدافند هوایی، اگر هم وجود داشت، در حاشیهی تصمیمسازیهای کلان نظامی قرار میگرفت. حتی اف-۱۶های آمریکایی خریداری شده بودند تا آسمان ایران را در خدمت آن دکترین وارداتی قرار دهند؛ هواپیماهایی که هرگز به خاک ایران نرسیدند و انقلاب اسلامی، ورق را برای همیشه برگرداند.
انقلاب ۱۳۵۷، فقط یک تحول سیاسی نبود؛ یک زلزلهی دکترینال بود. ارتشی که برای حمله و نقشآفرینی فرامنطقهای ساخته شده بود، ناگهان با واقعیتی جدید روبهرو شد: دفاع از خود، در برابر تهدیدهایی که دیگر از جنس جنگهای کلاسیک نبودند. هشت سال دفاع مقدس، این ضرورت را با خون و آتش اثبات کرد. آسمان ایران در آن سالها، نه با اف-۱۶، بلکه با ایمان، خلاقیت …












