خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در ادبیات معاصر ایران، حسین منزوی را بیش از هر چیز با غزلهای عاشقانه و اشعار تغزلیاش میشناسند؛ اما بررسی دقیقتر آثار او نشان میدهد که در پسِ این لطافت کلام، دغدغههایی سترگ نسبت به هویت، تاریخ و سرنوشت مردم نهفته است. او وطن را نه یک موجودیت انتزاعی یا قلمروی صرفاً جغرافیایی، بلکه جانداری میبیند که در کشاکش میان «شکست» و «پیروزی»، و «خنده» و «گریه» معنا مییابد.
این غزل حسین منزوی با مطلع «ایرانم! ای از خونِ یاران، لالهزاران!»، نه تنها یکی از روشنترین نمونههای شعر میهنی در کارنامه اوست، بلکه بیانیهای است که در آن «وطنپرستی» از قالبهای کلیشهای و شعاری فراتر رفته و در پیوندی عمیق با عشق، سوگ، تاریخ و ایستادگی بازتعریف میشود. این اثر، تصویری چندلایه از ایرانی ارائه میدهد که همزمان شکوهِ باغگونهاش با تلخیِ زخمهای تاریخیاش همنشین است. شعر میهنی منزوی، بهویژه در غزل پیشرو، نمونهای از «عاشقانهسراییِ حماسی» است که در آن، شاعر همزمان به ستایش زیباییهای ایران میپردازد و مرثیهخوانِ رنجهای آن است: …












