
مینا سادات آیتاللهی کارگردان انیمیشن «در واپسین سالیان عمر»، درباره ایده شکلگیری این اثر گفت: در ابتدا به دنبال خلق شخصیتی بودم که بتواند توجه مخاطب را جلب کند و او را تا پایان داستان همراه خود نگه دارد. با خودم فکر کردم اگر به جای زال شاهنامه، داستان درباره یک دختر زال باشد چه اتفاقی میافتد. این ایده حتی اطرافیانم را نیز کنجکاو کرد و به این نتیجه رسیدم که تلفیق ویژگیهای شخصیتی زال با نگاه زنانه و تجربه زیستی من میتواند تجربهای متفاوت در سینما و انیمیشن ایران باشد.
وی درباره موضوع اصلی این انیمیشن افزود: یکی از مهمترین راههای رسیدن به صلح و آرامش در جوامع، برقراری ارتباط میان انسانهایی با روحیات و تفاوتهای شخصیتی و فرهنگی متفاوت است. انسانها باید بتوانند با یکدیگر صحبت کنند، یکدیگر را بشناسند و تفاوتهای هم را بپذیرند. کودکان این کار را بهتر انجام میدهند، چون هنوز تحت تأثیر هنجارهای اجتماعی و فرهنگی قرار نگرفتهاند و راحتتر تفاوتهای یکدیگر را میپذیرند. میخواستم مخاطب با تماشای فیلم به این فکر کند که شاید لازم است از کودکی خود و کودکان اطرافمان بیشتر یاد بگیریم.
آیتاللهی با اشاره به نقش موسیقی در روایت این اثر عنوان کرد: «در واپسین سالیان عمر» تلاش میکند مفهومی عمیق را در مدتزمانی محدود منتقل کند و موسیقی ابزار مهمی برای انتقال سریعتر و عمیقتر احساسات فیلم بود. همکاری با آهنگساز باعث شد متوجه شوم کارگردان باید نسبت به هدف هر سکانس و هر حرکتی که در اثر قرار داده آگاهی داشته باشد و بداند از موسیقی چه میخواهد، چه سازی باید استفاده شود و چه حسی را باید منتقل کند.
این کارگردان ادامه داد: مهمترین چیزی که میخواهم مخاطب بعد از تماشای انیمیشن با خود به خانه ببرد، یادآوری خاطرات کودکی و رفاقتهای قدیمی است. شاید مخاطب بعد از تماشای فیلم با دوستان قدیمی خود تماس بگیرد، جویای حال آنها شود یا اگر …











