
یادداشت مهمان- سعید شهرابی فراهانی، تحلیلگر مسائل راهبردی، امنیتی، روابط بینالملل و حوزه امنیت ملی: محیط امنیتی غرب آسیا در سالهای اخیر دستخوش تحولات عمیقی شده است. همزمان با تشدید رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، الگوی جنگ نیز از شکل کلاسیک فاصله گرفته و به سمت جنگهای ترکیبی، چنددامنهای و فرسایشی حرکت کرده است.
در چنین فضایی، هرگونه رویارویی احتمالی با جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان صرفاً در قالب یک نبرد نظامی مستقیم تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را مجموعهای از فشارهای همزمان در عرصههای نظامی، اطلاعاتی، سایبری، اقتصادی، رسانهای، دیپلماتیک و امنیت داخلی دانست. از این منظر، سناریوی جنگ آینده بیش از آنکه بر اشغال سرزمین متکی باشد، بر فرسایش توان تصمیمگیری، کاهش تابآوری ملی و افزایش هزینههای راهبردی استوار خواهد بود.
کمربند فشار ژئوپلیتیکی پیرامون ایران
یکی از مهمترین ویژگیهای هر بحران احتمالی، تلاش برای فعال شدن همزمان چند کانون فشار در پیرامون ایران است. از قفقاز جنوبی و حوزه دریای خزر تا خلیج فارس، دریای عمان و دریای سرخ، هر یک میتوانند به بخشی از یک محیط امنیتی پیچیده تبدیل شوند. در چنین شرایطی، هدف اصلی میتواند وادار کردن ایران به توزیع منابع و تمرکز خود میان چند جبهه باشد؛ وضعیتی که مدیریت همزمان آن، نیازمند هماهنگی سیاسی، نظامی و اطلاعاتی گسترده است.
جنگ نیابتی و بهرهگیری از بازیگران غیردولتی
تجربه بحرانهای دو دهه اخیر در منطقه نشان میدهد که استفاده از بازیگران غیردولتی همچنان یکی از ابزارهای رایج رقابتهای امنیتی است. در هر سناریوی تشدید تنش، ممکن است برخی گروههای مسلح یا شبکههای فراملی برای ایجاد ناامنی در مناطق مرزی یا افزایش هزینههای امنیتی به کار گرفته شوند. با این حال، نسبت دادن برنامه یا نقش مشخص به دولتها یا گروههای خاص بدون شواهد معتبر، از منظر تحلیلی قابل اتکا نیست. آنچه اهمیت دارد، آمادگی برای مواجهه با چنین الگوهایی است، نه فرض گرفتن وقوع قطعی آنها.
نبرد دریایی و اهمیت ژئوپلیتیک آبراهها
خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و دریای سرخ همچنان از مهمترین گلوگاههای تجارت و انرژی جهان به شمار میروند. هرگونه بحران در این مناطق میتواند ابعاد فراتر از یک درگیری …












