
یادداشت مهمان_حجتالاسلام علیآقا پیروز، مدیر گروه مدیریت و حکمرانی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی: اربعین حسینی فراتر از یک رخداد آیینی، در قامت یک «پارادایم حکمرانی نوین» رخ مینماید. این پدیده، تجلی عینی گذار از مدیریت سلسلهمراتبی و دولتی به الگوی پیشرو «حکمرانی شبکهای و مردمپایه» است؛ مدلی که در آن، سرمایه ی اجتماعی برآمده از انگیزههای قدسی و تقوای الهی، کارآمدتر از هر سازوکار بوروکراتیک، مدیریت زیست جمعی را با دقتی مثالزدنی سامان میدهد.
در اتمسفر اربعین، «خدمت» از یک کارکرد رفاهی به یک «مسئولیت تمدنی» ارتقا مییابد. مواکب در این میان، نه صرفا ایستگاههای رفاهی، بلکه «واحدهای عملیاتی خودگردان» و کانونهای زیست مؤمنانهای هستند که در آن، انفاق و ایثار به «منطق مبادلاتی» تبدیل میشود. برخلاف الگوهای کلاسیک که «منفعتطلبی فردی» را موتور محرک کنشهای اقتصادی میدانند، اربعین با احیای مفاهیم «مواسات» و «برادری»، منطق حاکم بر بازارهای سکولار را به چالش میکشد. در این میدان، تنوع ملیتها و خردهفرهنگها در ذیل یک «هدف غایی» رنگ میبازد و خستگی زائران در طریق، به مؤلفهای برای پیوند قلبی بدل میشود؛ پیوندی که جهتگیری راهبردی تمامی این کنشهای خرد را به سوی «تمدنسازی مهدوی» همسو میسازد.
آنچه اربعین را به یک «مانور تمدنی» بدل ساخته، تولید قدرت نرمی است که از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته است. در این شبکه عظیم، بخشنامههای رسمی جای خود را به «اخلاق حکمرانی» دادهاند؛ اخلاقی که در آن نظم عمومی، مدیریت منابع و کرامت انسانی، نه از طریق اضطرار قانونی، بلکه توسط «آحاد مسئول» پاسداری میشود. این تمرین اجتماعی، گواه بر ظرفیت حیرتانگیز جامعه ی اسلامی در سازماندهی خودجوش و «تابآوری راهبردی در برابر بحرانهای ترکیبی» است؛ بحرانهایی که از انسدادهای ساختاری(دیوانسالاری کند وفلج کننده) و گسستهای اجتماعی(ناشی از فردگرایی افراطی) آغاز شده و تا فشارهای امنیتی و هویتی تمدنی امتداد مییابند. برخلاف حکومتهای مدرن که قدرت عمدا در «ساختارها» (مثل ادارات و قوانین) متمرکز است، در اربعین «قدرت حکمرانی» در «رفتار کنشگران» (زائران و خادمان) تجلی مییابد. اینجا، مدیریت جمعی نه از طریق دستورالعملهای اداری، بلکه از دل «ارتباطات انسانی برخاسته …








