
یادداشت مهمان، سعید غفاری، دانش آموخته رسانه و آینده پژوهی: درک قدرت در علوم اجتماعی و روابط بینالملل، طی چند دهه اخیر، از تمرکز صرف بر منابع مادی و ظرفیتهای رسمی دولت فاصله گرفته و توجه بیشتری به فرهنگ، هویت، سرمایه اجتماعی و عاملیت کنشگران اجتماعی پیدا کرده است. نظریه قدرت نرم، سرمایه اجتماعی و نظریههای عاملیت نشان دادهاند که توان یک جامعه تنها در منابع اقتصادی، نظامی یا نهادی آن خلاصه نمیشود، بلکه بخشی از قدرت در روابط اجتماعی، اعتماد، هنجارهای مشترک و توان کنش جمعی شکل میگیرد (نای، ۱۳۹۳؛ کلمن، ۱۳۷۷؛ پاتنام، ۱۳۷۷؛ گیدنز، ۱۳۹۷). با این حال، میان تبیین «وجود ظرفیت اجتماعی» و توضیح «فعلیتیافتن آن» یک شکاف مفهومی و نظری اساسی وجود دارد. داشتن هویت مشترک، ارزشهای فرهنگی، اعتماد یا سرمایه اجتماعی بهتنهایی به این معنا نیست که جامعه در یک مقطع تاریخی قادر به تبدیل این ظرفیتها به کنشگری مؤثر و عاملیت جمعی باشد. پرسش محوری آن است که چه سازوکار یا فرآیندی میتواند این ظرفیتهای انباشتهشده را در یک موقعیت تاریخی فعال کرده و آنها را به سطح عاملیت و قدرت اجتماعی ارتقا دهد. این یادداشت برای توضیح این فرآیند، مفهوم " بعثت مردم" را با الهام از تجربه میدانی و اجتماعی جنگ رمضان و حضور مستقیم و گسترده مردم در صحنههای دفاع و مقاومت مبنا قرار داده است. بعثت مردم در اینجا نه یک تعبیر سیاسی یا توصیفی، بلکه مفهومی تحلیلی برای توضیح لحظهای است که ظرفیتهای فرهنگی، هویتی و اجتماعی جامعه از حالت بالقوه خارج شده و در قالب کنش جمعی و عاملیت تاریخی ظهور میکنند. سبک زندگی؛ بستر شکلگیری ظرفیت اجتماعی اگر "بعثت مردم" را لحظه فعلیتیافتن ظرفیتهای اجتماعی بدانیم، این پرسش پیش میآید که این ظرفیتها پیش از رسیدن به چنین نقطهای، در کجا و چگونه شکل میگیرند. پاسخ را باید در کیفیت زندگی روزمره و بهویژه در سبک زندگی جستوجو کرد؛ جایی که ارزشها، باورها، الگوهای تعامل و مسئولیتپذیری اجتماعی بهتدریج در جامعه شکل میگیرند و انباشته میشوند. در این نگاه، سبک زندگی صرفاً مجموعهای از انتخابهای فردی یا الگوهای مصرف نیست، بلکه بخشی از سازوکار بازتولید فرهنگ در جامعه است. شیوه اعتمادکردن، همکاری، مشارکت، مواجهه با دیگری، پذیرش مسئولیت و تعریف خیر عمومی، همگی در تجربههای …











