
مهیندخت حسنیزاده، نویسنده کتاب «شب گراز» در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره داستان این کتاب گفت: «شب گراز» روایتی است از زندگی دو برادر نوجوان که در تلاطمات زندگی رها میشوند و مجبورند با آدمهای شرور، با طبیعت وحشی و با تنهایی و بیپناهی بجنگند: جنگی کابوسوار و آسیبزننده. در بزنگاه این همه ناامیدی کسانی پیدا میشوند و با حضورشان نور تازهای به زندگی آن دو میتابانند.
او از دغدغه خود برای نگارش این رمان نوجوان گفت: وقتی در اطرافم کودکان و نوجوانانی را میبینم که چطور با سختی دستوپنجه نرم میکنند نمیتوانم بیتفاوت باشم. تصاویر در ذهنم حک میشوند و چیزی به من میگوید بنویس، این پنجره را باز کن حتی اگر پشت آن فقط تاریکی و سیاهی باشد ولی در پسِ تمام این تاریکیها نوری خواهد درخشید. من میخواهم به ذات فردی آدمها برسم. میخواهم بگویم آدمهایی پیدا میشوند که پرده تاریکی را کنار میزنند و زندگی را جای بهتری میکنند و اگر این آدمها نبودند دنیا در قعر تاریکی فرو میرفت.
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که «به نظر شما نوجوانان چقدر از داستانهای واقعگرایانه استقبال میکنند؟ چه ویژگیای در این داستانها باعث میشود آن را به داستانهای فانتزی ترجیح دهند؟» بیان کرد: اصولا من نویسنده واقعگرایی هستم. نه اینکه به فانتزی علاقه نداشته باشم؛ اصولا این دو ژانر باهم در تضاد نیستند و هیچکدام به دیگری برتری ندارند. در جایی که میبینیم قفسه کتابفروشیها را کتابهای فانتزی و وحشت تسخیر کرده، شاید نوجوانانی باشند که با داشتن چالشهای واقعی در زندگی، به دنبال یافتن مسائل هویتی و مشکلات ارتباطی و آینده باشند …










