
ویژه نامهها
خبرگزاری تسنیم ـ موسی آقایاری*؛ واقعه 28 مرداد 1332 که در حافظه تاریخی ایرانیان، با دخالت مستکبران، سرنگونی دولت محمد مصدق و پایان یکی از مهمترین مقاطع نهضت ملی شدن صنعت نفت گره خورده است. 28 مرداد را نمیتوان صرفا یک تاریخ در تقویم دانست؛ این واقعه بخشی از تجربه تاریخی ملت ایران در مسیر استقلال، حاکمیت ملی و مقابله با نفوذ و زیاده خواهی مستکبران است.
برای فهم این واقعه، باید از سطح شعار عبور کرد و شرایط سیاسی و اقتصادی آن دوران را شناخت. در اوایل دهه 1330، نهضت ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق، در واکنش به امتیازات گسترده نفتی و نفوذ بریتانیا شکل گرفت. ملی شدن نفت برای جامعه ایران، اقدامی در جهت احقاق حقوق ملی و افزایش اختیار کشور بر منابع طبیعی خود بود.
در مقابل، بریتانیا منافع اقتصادی و سیاسی گستردهای در صنعت نفت ایران داشت و ملی شدن نفت این منافع را بهشدت تهدید می کرد. ایالات متحده نیز به تدریج وارد این بحران شد و در نهایت، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، در کنار سرویس اطلاعاتی بریتانیا، در طراحی و اجرای عملیات براندازی دولت مصدق نقش فعال ایفا کرد.
کودتای 28 مرداد را بنابراین نمیتوان فقط نزاعی میان چند شخصیت سیاسی یا اختلافی داخلی دانست. مجموعهای از عوامل داخلی، اختلافات سیاسی، بحران های اقتصادی و دخالت مستقیم مستکبران در شکل گیری و موفقیت آن نقش داشتند.
اسناد منتشرشده درباره نقش آمریکا و بریتانیا در کودتای 28 مرداد نشان می دهد که واشنگتن در این ماجرا فقط ناظر تحولات ایران نبود؛ بلکه در روند براندازی دولت مصدق نقش فعال داشت.
این تجربه تاریخی، ادعای خیرخواهی قدرت های سلطه گر را با پرسشی جدی مواجه می کند : هنگامی که منافع یک قدرت مستکبر با اراده سیاسی یک ملت در تعارض قرار می گیرد، آیا آن قدرت حاضر است به حاکمیت و انتخاب آن ملت احترام بگذارد؟
تاریخ روابط بینالملل نمونه های متعددی از مداخلات آمریکا در کشورهای مختلف را ثبت کرده است. از ایران و گواتمالا گرفته تا شیلی و ویتنام، منافع راهبردی آمریکا در مواردی بر اصولی مانند استقلال ملتها و عدم مداخله غلبه کرده است. از این منظر، 28 مرداد برای ملت ایران فقط یک حادثه متعلق به گذشته نیست؛ بلکه تجربهای تاریخی است …












