
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، ملت ایران خونخواه رهبر شهید انقلاب است. این بدین معنا نیست که مردم ایران فقط میخواهند انتقام خون آن شهید را بگیرند، بلکه به تحقق آرمانهای آن شهید بزرگ نیز توجه دارند.
نکته بالا فهم ما از عمق مسئله را تغییر میدهد. شاید بتوان این مفهوم را با مثال عاشورا بهتر توضیح داد. خونخواهی امام حسین(ع)، اگر در معنای دینی و تاریخی آن فهم شود، صرفاً طلب انتقام شخصی نیست. «انتقام» میتواند واکنشی احساسی و فردی به یک آسیب باشد؛ اما خونخواهی در گفتمان عاشورا، به مطالبه عدالت، نفی ظلم و ادامه راهی اشاره دارد که با قیام امام حسین(ع) گشوده شد.
از این منظر، «خونخواهی» بیش از آنکه متوجه یک شخص باشد، متوجه یک مناسبات و یک منطق سیاسی ـ اخلاقیِ ظلم است. بنابراین، امتداد آن نیز الزاماً در کشتن یا مجازات افراد خلاصه نمیشود، بلکه در شناخت ریشههای ظلم، ایستادگی در برابر آن و حفظ آرمانهایی است که عاشورا بر آن بنا شده است، البته اگر این مفهوم به معنای «انتقامگیری شخصی و خشونتمحور» فروکاسته شود، تفاوت بنیادین میان این دو از بین میرود. در خوانش عمیقتر، خون امام حسین(ع) تبدیل به یک مطالبه تاریخی برای عدالت میشود، نه مجوزی برای کینهورزی.
خونخواهی؛ یک استعاره مفهومی
خونخواهی را میتوان یک استعاره مفهومی دانست. اگر «خونخواهی» را استعارهای مفهومی بدانیم، معنای آن از «انتقام گرفتن از قاتل» فراتر میرود. در این صورت، «خون» نماد حقِ پایمالشده، حقیقتِ بهقتلرسیده و آرمانی است که برای آن هزینه داده شده است و «خونخواهی» یعنی پیگیری و احیای آن حقیقت و آرمان در امتداد تاریخ.
خونخواهی امام حسین(ع) یک کنش صرفاً انتقامجویانه نیست، بلکه صورتبندی مفهومیِ تداوم مبارزه با همان منطق ظلمی است که عاشورا را پدید آورد. در این معنا، خونخواهی مستلزم شناخت است؛ شناختِ اینکه چه کسی در عاشورا کشته شد، چه چیزی باید زنده بماند و چه نسبتی میان آن واقعه و وضعیت امروز برقرار است.
به همین دلیل، «خونخواهی» میتواند امتداد یک جهانبینی و برخاسته از یک شناخت عمیق باشد، در حالی که «انتقام» لزوماً چنین بنیان معرفتی و تاریخیای ندارد. در استعاره «خونخواهی»، یک واقعه تاریخی از سطح زمان و مکان خود عبور میکند. خونِ یک انسان مظلوم، …












