گروه اندیشه: استاد مصطفی ملکیان فیلسوف و روشنفکر نواندیش، روز یکشنبه ۱ شهریورِ ۱۴۰۵ در کانون وکلای دادگستری اصفهان، سخنرانی کرد. او در سخنرانی خود که توسط محمدصادقی تنظیم و در خبرگزاری ایبنا منتشر شده، معتقد است اخلاق و قانون هر دو با هدف ساماندهی به رفتار بیرونی انسان تأسیس شدهاند، اما قانون تنها به دنبال تنظیم روابط عادلانه و عدم تعدی به حقوق دیگران در ساحت بیرون است و با نیت، باورها و سلامت درونی فرد کاری ندارد؛ در حالی که اخلاق علاوه بر رفتار بیرونی درست، خواستار استکمال درونی و غلبه باورهای صادق، عواطف بجا و خواستههای معقول بر تمایلات ناپسند است. بر این اساس، عدالت تنها کفِ اخلاقی بودن تلقی میشود و اخلاق انسان را به مراتب والاتری همچون «شفقت» (ایثار بخشی از حقوق خود) و «عشق» (انحلال مرزهای من و تو) سوق میدهد. نقطه وصل این دو نظام، درک مصداق دقیق رفتار عادلانه است که سیمون وی با طرح مفهوم «توجه» به آن پاسخ میدهد؛ نگاهی خودخواسته، شفاف، کلیتنگر و همگام با اقدام عملی به دیگری، فارغ از منفعتطلبی و غبار سود و زیان شخصی. آیریس مارداک نیز با بسط این نظریه نشان میدهد که توجهِ دقیق و رهایی از موانعی چون پیشداوری، خیالپردازی و سنگینی سنتها، انسان را ناگزیر به زیست عاشقانه و فارغ از انحصارگرایی میرساند.
**** فرق قانون و اخلاق
یکی از فرقهایِ اخلاق و از سویِ دیگر، قانون و حقوق با یکدیگر این است که اخلاق، هم برایِ تنظیمِ روابطِ بیرونیِ ما، یعنی روابطِ ما با دیگران تأسیس و بنیانگذاری و نهادینه شده، و هم برایِ ارتباطِ ما با خودمان، یعنی با درونِ خودمان. به زبانِ ساده، اخلاق هم برایِ بیرون است و هم برایِ درون، و برایِ بیرون و برایِ درون کارکردهایی دارد. وقتی که من اخلاقی رفتار میکنم، هم در رفتارِ بیرونیِ من با دیگر موجودات (انسانهایِ دیگر، حتی حیوانات، حتی گیاهان، حتی محیطزیست) رفتارم تأثیر میگذارد، و هم وقتی اخلاقی زندگی میکنم، در درونِ خودم، در خودم هم اخلاقیزیستن تأثیر میگذارد. اخلاق از آن رو که اخلاق است با هر دو ساحت، سروکار دارد. …












