
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این کتاب روایتها و اشعار محمدحسین باتمانقلیچ، نادر پناهزاده، محمدرضا ترکی، علی حاجیلاری، فریبا خانی، هادی خورشاهیان، حمیدرضا داداشی، صادق رحمانی، احسان عباسلو، سعیده عزتآبادیپور، زهرا محسنیفرد، جواد محقق، سجاد محقق، حمید محمدی محمدی، حمید محمودیان، سینا میرزایی، سیدرضا میرکریمی، فاطمه نادری، عباس نادری، کامران نجفزاده، رضا نوریان و مناف یحییپور منتشر شده است.
کتاب «سایهای که روشن است» در واقع ادای دینی است به مقام والای پدر. چنانکه نادری در مقدمه یادآور شده است: «از پدر گفتن، سخت است. یکجوری غریب است. انگار هماره حُجب و حیایی فرزند و پدری وجود دارد برای گفتن و حتی نوشتن از او. بهنظرم همین سختی و پیچیدگی، ارزش این مجموعه را وزین میکند؛ روایت پدر از زبان فرزند.»
بخشهایی از دو روایت این کتاب، در پی میآید:
بخشی از روایت «سهسال و سهروز» بهقلم «حمید محمودیان»:
یادم میآید روزی صدایم زد و گفت این دستهی پول را من جایی - در آن منطقه از شهر - یافتم. هر چه تلاش کردم نتوانستم صاحبش را پیدا کنم. گفتم کاری از دست من برمیآید؟ گفت اول باید چند وقتی تو پولها را بهامانت نگهداری بعد هم اگر صاحبش پیدا نشد، تو که درسخواندهای، باید بگویی با پولهای مردم چه کنیم؟
حالا میاندیشم؛ پدر در آنروزها، کلاس درس عملی امانتداری و مال حلال و حرام برایم دایر کرده بود؛ پولها چهار ماه در کمد من بودند و با تحقیقات خودم باید آنها را تحویل دفتر امام جمعه میدادم. رفتیم و تحویل دادیم ولی باید من در این امر شریک میشدم تا درس …











