
گروه اندیشه: علی خورسند جلالی در روزنامه اعتماد به هوش مصنوعی پرداخته و این که برخلاف ابزارهای پیشین، با ورود به قلمرو تفکر، به نقطهای تبدیل شده که پیشتر محل تردید و تلاش ذهنی انسان بود. وسوسه سرعت و پاسخهای آراسته، نسل جوان را در معرض خطر واگذاری استقلال فکری، پذیرش بیچونو چرای نادرستیها و افتادن در دام پاسخهای آماده قرار داده است. جلالی معتقد است راهکار، نه ممنوعیت و نه تسلیم محض، بلکه کسب «سواد الگوریتمی» است؛ مهارتی که به کاربر میآموزد ماشین را به دستیار فکری تبدیل کند، نه صاحب و جایگزین اندیشه خویش. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
هوش مصنوعی قرار بود بخشی از کارهای وقتگیر ما را انجام دهد، اما حالا آرامآرام به قلمرو دیگری وارد شده است: قلمرو فکر کردن. دانشآموزی که برای نوشتن تکلیفش از یک چتبات کمک میگیرد، دانشجویی که خلاصه کتاب را میخواهد، کارجویی که تنظیم رزومهاش را به آن میسپارد و جوانی که برای پاسخ دادن به یک پیام شخصی از آن مشورت میگیرد، همگی با صورتهای مختلف یک پرسش روبهرو هستند: مرز میان «کمک گرفتن از ابزار» و «واگذاری فکر» کجاست؟ این مرز بهآسانی دیده نمیشود.
ماشینحساب هنگامی وارد زندگی ما شد که کمتر کسی تصور میکرد استفاده از آن به معنای کنار گذاشتن ریاضیات است. موتورهای جستوجو نیز دسترسی به اطلاعات را آسان کردند، بیآنکه لزوما جای تحلیل را بگیرند. هوش مصنوعی اما تفاوت مهمی دارد. این ابزار فقط اطلاعات را پیدا نمیکند؛ آنها را مرتب میکند، میانشان ارتباط میسازد، نتیجه میگیرد و پاسخی منسجم و خوشخوان تحویل میدهد. درست در همان نقطهای ظاهر میشود که پیشتر محل مکث، تردید و تلاش ذهنی انسان بود.
برای نسل جوان، جذابیت چنین ابزاری قابل فهم است. او در جهانی زندگی میکند که سرعت به یک ارزش تبدیل شده است. باید زودتر درس بخواند، مهارت بیاموزد، وارد بازار کار شود، تولید محتوا کند و به انبوه پیامها و درخواستها پاسخ دهد. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی مانند دستیاری همیشه حاضر وارد میدان میشود؛ دستیاری که خسته نمیشود، سرزنش نمیکند و برای هر پرسشی پاسخی در آستین دارد. وسوسه اصلی نیز همینجاست: وقتی میتوان در چند ثانیه پاسخ گرفت، چرا باید ساعتها خواند، خطا کرد و دوباره از ابتدا نوشت؟
اما …













