پس از حدود نیم قرن اسارت و زندگی اجباری در زندانهای لیبی چه باید گفت؟ چه باید نوشت؟ چگونه باید فکر کرد و تصمیم گرفت و تدبیر کرد؟ حتی نفس کشید و زنده ماند؟
ایام هجر را گذراندیم و زندهایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
امام صدر معتقدند که «امید، حقیقت زندگی و مایه حیات انسان است». چه کنیم که سرنوشتمان اینگونه رقم خورده که با تمام موجهایی که ناامیدی میپراکند و مارا بابت پیگیری موضوع ربایش امام صدر و تلاش برای آزادی ایشان سرزنش میکند مقابله کنیم و حقیقت زندگی و مایه حیاتمان را با چنگ و دندان حفظ کنیم تا به راستی به اندیشه و عمل امام صدر پایبند باشیم.
تا به امروز که ۹ شهریور ۱۴۰۴ است چه گذشته است؟ برخی حقایق قطعی را برمیشمارم.
• امام صدر و دو یار همراهش در ماه اوت سال ۱۹۷۸ میلادی به دعوت رسمی به لیبی سفر کردند و وارد طرابلس شدند
• امام صدر و دو یار همراهش پنج روز در طرابلس در هتل الشاطی اقامت داشتند و..
• ارتباط و دیدارهای امام از روز اول سفر بسیار محدود و فضای امنیتی بر این سفر و رفت و آمد های امام حاکم بود
• مجله کویتی «الیقظه» با امام مصاحبه کرد و گزارش مصاحبه را هفته بعد از ربودن ایشان منتشر کرد
• در همین چند روز رادیو لیبی با امام مصاحبه کرد اما هیچ وقت پخش نشد.
• تشریفات دولت میزبان به امام در تمام این ایام و محدودیت ها قول ملاقات با قذافی را داده بود و ایشان منتظر ملاقات با قذافی بود. ملاقاتی که چند بار به تعویق افتاد
• آخرین باری که امام و دو یار همراهش دیده شدند در ۳۱ اوت ۱۹۷۸ ساعت ۱:۱۵ بعد از ظهر در حال سوار شدن به خودروهای تشریفات دولتی لیبی بودند و به سمت دیدار با قذافی حرکت می کردند.
• این اخرین باری بود که امام و همراهان در معیت تشریفات حکومتی لیبی دیده شدند و پس از آن کلیه ارتباطات و تماس ها با ایشان قطع شد. پیگیریهای گسترده دولتی و مردمی آغاز شد.
• پاسخ لیبی به تماسهای متعدد مقامات و دولت و رئیس جمهور لبنان این بود که امام شامگاه ۳۱ اوت لیبی را به مقصد رُم پایتخت ایتالیا ترک کرد.
• امام قصد نداشت به ایتالیا برود بلکه مقصد بعدی او پاریس بود …













