
گروه اندیشه: دکتر محمدرضا تاجیک عضو هیات علمی دانشگاه در این یادداشت تحلیلی که در جماران منتشر کرده، با اتکا به نظریه «خشونت و تقدس» رنه ژیرار و خوانش مفاهیمی چون «بحران تقلیدی» و «مکانیسم قربانی»، به تبیین ریشهای منازعات اجتماعی و انسداد ساختاری در جوامع میپردازد. تاجیک تشریح میکند که چگونه رقابت سوژهها بر سر ابژههای مشترک و محو تمایزها، جامعه را به «جنگ همه علیه همه» میکشاند؛ وضعیتی که در آن حاکمیتها برای حفظ نظم، به قربانیکردن یک «بلاگردان» متوسل میشوند. اما این نجات موقت، خود آغازگر بحرانی عمیقتر است؛ زیرا «شبح قربانی» دیر یا زود از گور برمیخیزد و خشونتی متقابل و مهارنشدنی را علیه بانیان آن سامان میدهد. او با مثالهای تاریخی و ادبی از استالینیسم تا «بار هستی» کوندرا، نشان میدهد که چگونه اپوزیسیون و جامعه نیز ممکن است بازتولیدکننده همان منش مستبدانه تقلیلگرایانه قدرت شوند. در نهایت، تاجیک با تشبیه شرایط فعلی به تراژدی ادیپ، راه برونرفت از این چرخه خودویرانگر را نه در حذف فیزیکی دیگران، بلکه در هوشیاری اصحاب قدرت، پذیرش مسئولیت شرور و «خودقربانیگری» حاکمیت—یعنی کنار گذاشتن «من» بحرانآفرین، عصبیتها، استراتژیهای نادرست و معیارهای تمامیتخواهانه—میداند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
**** یک
رنه ژیرار، در کتاب خشونت و تقدس، بر کارکرد مفهوم «تقدس» در جوامع ابتدائی(ماقبل نهادهای سیاسی-قضایی) تمرکز میکند. بهتصریح ژیرار، چنین جوامعی بر اساس «مکانیسم قربانی» اداره میشوند: «در اوج بحران، امیال و اوهام همگی همانند می شوند و هیچ کس توانایی توقف این غلتک برفی را ندارد». یعنی همه شبیه هم می شوند، مرزها از بین می رود و هرج ومرج شروع می شود. پیمانی نامقدس (البته بهظاهر مقدس) «همه علیه یک نفر» برای پایاندادن به جنگ داخلی که از «بحران تقلیدی» اعضای جامعه ناشی میشود، شکل میگیرد. بحران تقلیدی mimetic crisis همان وضعیتی است که چندین سوژه در جایگاهی برابر، در تقلید از یکدیگر همزمان مجذوب یک ابژه میشوند و برای رسیدن به ابژهی موردنظر، با یکدیگر در رقابت و مصاف میگردند.
این ابژه، در نزد این سوژهها، از تعریف و کارکردی مشخص برخوردار است، اشتراکپذیر نیست، و از آنرو مجذوب آن هستند که دیگری نیز در تمنای آن است یا …












