
بندرها، خطوط ریلی، جادهها و گذرگاههای دریایی دیگر فقط پروژههای عمرانی نیستند. هر مسیری که بتواند کالا را سریعتر، ارزانتر و مطمئنتر از آسیا به اروپا یا از خلیج فارس به بازارهای دیگر برساند، میتواند برای کشورهای واقع در مسیر، درآمد، اشتغال و اهمیت اقتصادی بیشتری ایجاد کند.
در این میان، چند طرح بزرگ بیش از بقیه مطرحاند: کریدور هند ـ خاورمیانه ـ اروپا که قرار است ارتباط هند، کشورهای عربی و اروپا را تقویت کند؛ «جاده توسعه» عراق که بندر فاو را به شبکه حملونقل ترکیه پیوند میدهد؛ و مسیرهای عبوری از قفقاز و دریای خزر که بهعنوان راههای جایگزین میان شرق و غرب مطرح شدهاند.
اما روی کاغذ بودن یک مسیر با عملیاتیشدن آن تفاوت زیادی دارد. ساخت راهآهن و بندر، تأمین مالی پروژهها، هماهنگی گمرکی و فراهمکردن امنیت حملونقل، کارهایی زمانبر و پرهزینهاند. به همین دلیل، بسیاری از کریدورها هنوز بیش از آنکه مسیر واقعی تجارت باشند، نقشههایی برای آیندهاند.
برای ایران نیز بحث کریدورها فقط یک موضوع حملونقلی نیست. موقعیت جغرافیایی کشورما ، امکان اتصال مسیرهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب را فراهم میکند. ایران عزیز از یک سو به آبهای آزاد و بنادر جنوبی دسترسی دارد و از سوی دیگر، به آسیای مرکزی، قفقاز، ترکیه، عراق، افغانستان و پاکستان متصل است. چنین موقعیتی در نگاه اول یک مزیت مهم به نظر میرسد؛ اما این مزیت فقط زمانی به درآمد و قدرت اقتصادی تبدیل میشود که مسیرهای داخلی آماده، ایمن، سریع و قابل اعتماد باشند.
در واقع، جغرافیا بهتنهایی کافی نیست. درست است که ایران در بهترین نقطه نقشه قرار گرفته و موقعیت جغرافیایی آن بی نظیر است.اما چنین کشوری با این موقعیت فوق العاده ، اگر قطارهایش با تأخیر حرکت کنند، جادههایش ظرفیت حمل سنگین نداشته باشند، تشریفات مرزی طولانی باشد یا فعال اقتصادی نتواند زمان دقیق رسیدن بارش را پیشبینی کند، مشتری مسیر دیگری را انتخاب خواهد کرد. در تجارت بینالمللی، زمان ،امنیت و قابلیت پیشبینی گاهی از کوتاهبودن مسیر هم مهمتر است.
ایران سالهاست از ظرفیت کریدور شمال ـ جنوب سخن میگوید؛ مسیری که میتواند جنوب و بنادر ایران را به بازارهای شمالی، از جمله روسیه و کشورهای پیرامون دریای خزر، متصل کند. منطق این مسیر …













