
مبلغ – سرویس معارف: انسان امروز در تلاطم امواجی از اطلاعات، دغدغههای معیشتی و اعلانهای بیپایانِ گوشیهای هوشمند گرفتار شده است. در این سبک زندگی پرشتاب که ثانیهها به سرعت برق و باد میگذرند، حتی عبادت نیز گاهی به بخشی از فهرست کارهای روزانه تبدیل میشود که باید هر چه سریعتر تیک بخورد تا به سراغ برنامه بعدی برویم. این نگاهِ ابزاری به نماز، همان نقطهای است که جانِ معنویت در آن به شماره میافتد و نماز از یک عروجِ ملکوتی به یک تکلیفِ مکانیکی تقلیل مییابد. در چنین وضعیتی، پرسش اصلی این نیست که چگونه نماز بخوانیم، بلکه این است که چگونه در میان این هیاهو، قلبی برای پرواز باقی بگذاریم.
حضور قلب در نماز، دغدغهای است که از همان صدر اسلام تا به امروز، همراه همیشگیِ سالکان بوده است، اما امروز رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. در گذشته، حواسپرتیها محدود به افکار شخصی یا محیطی بود، اما اکنون دنیای دیجیتال به گونهای طراحی شده که ذهنِ انسان را در وضعیتِ تکهتکه شدن قرار میدهد. وقتی پیش از نماز، ذهن ما درگیر لایکها، تحلیلهای خبری یا دغدغههای اقتصادی است، طبیعی است که در لحظه تکبیرةالاحرام، آن ذهنِ مشوش، تواناییِ یکپارچه شدن را نداشته باشد. حضور قلب به معنای کنار گذاشتنِ مطلقِ افکار نیست، بلکه به معنای آگاهی از حضورِ آن کسی است که با او سخن میگوییم. همانگونه که در محضر یک شخصیتِ بزرگ، ناخودآگاهِ انسان رفتارش را تنظیم میکند، نماز نیز تمرینی است برای قرار گرفتن در محضرِ بینهایت.
خداوند در قرآن کریم در سوره ماعون، با لحنی هشداردهنده میفرماید که وای بر نمازگزارانی که در نمازشان سهلانگاری میکنند. مفسران و عارفان این سهلانگاری را فراتر از ضایع کردنِ وقتِ نماز میدانند؛ بلکه اشاره به غفلت از حقیقتِ نماز دارد. نماز برای پر کردنِ یک سقفِ زمانی نیست، بلکه برای خالی کردنِ ظرفِ وجود از غیر است. وقتی ما نماز را به عنوان یک کارِ فوری و فوتی میبینیم، در واقع داریم با خدا هم مثل بقیه برنامههای زندگیمان برخورد میکنیم؛ کاری که باید سریع انجام شود تا به سراغ کار بعدی برویم. اما حقیقتِ نماز، توقفِ زمان است. در نماز، ما از زمانِ خطیِ دنیوی خارج میشویم و به زمانِ ابدیِ الهی وارد میشویم. اگر در نماز به دنبالِ سرعت باشیم، در واقع داریم از محضرِ …












