
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، دسترسی آسان به این فناوری باعث شده است برخی افراد، بهخصوص کسانی که پرداخت هزینه جلسات رواندرمانی برایشان دشوار است، به جای مراجعه به روانشناس، مسائل خود را با یک چتبات مطرح کنند.
اما پشت این سهولت، یک پرسش جدی وجود دارد: آیا پاسخهای همدلانه و گاهی بسیار دقیق هوش مصنوعی میتواند جای رابطه میان رواندرمانگر و بیمار را بگیرد؟
بنابر روایت همشهری، آیا میتوان مشکلات و رنجهای روانی انسان را به ابزاری سپرد که به حجم گستردهای از اطلاعات دسترسی دارد، اما الزاماً شناخت انسانی و کاملی از پیشینه زندگی، روابط، شرایط فردی و نشانههای رفتاری مخاطب خود ندارد؟
گفتوگو با چتبات، درمان روانشناختی نیست
هوش مصنوعی قادر است پاسخهایی همدلانه تولید کند و حتی ارتباط خوبی با کاربر برقرار کند، اما نباید این ارتباط را با «رابطه درمانی» اشتباه گرفت.
«هوش مصنوعی میتواند پاسخ همدلانه بدهد و با افراد ارتباط برقرار کند، اما نمیتواند رابطه درمانی ایجاد کند.»
یک رواندرمانگر در جریان کار با بیمار فقط به محتوای صحبتهای او توجه نمیکند. تاریخچه خانوادگی و اجتماعی فرد، روابط او، شرایط شخصی، زمینه فرهنگی، تغییرات هیجانی و رفتاری و حتی نشانههای غیرکلامی نیز بخشی از اطلاعاتی هستند که درمانگر آنها را در کنار هم قرار میدهد.
این مجموعه اطلاعات به متخصص کمک میکند شرایط بیمار را بهتر بشناسد و درباره مسیر درمان تصمیم بگیرد.
چتباتهای هوش مصنوعی در مقابل، میتوانند نوعی همدلی را بازنمایی کنند، اما این همدلی شبیهسازیشده هنوز به معنای شکلگیری یک رابطه انسانی واقعی نیست.
رواندرمانی نیز صرفاً به انتخاب واژههای مناسب یا دادن پاسخی آرامکننده خلاصه نمیشود. درمانگر باید مجموعهای از نشانهها و اطلاعات را ارزیابی کند و بر مبنای آنها روند درمان را پیش ببرد؛ کاری که یک گفتوگوی متنی با چتبات لزوماً قادر به انجام آن نیست.
گاهی یک پاسخ درست، مشکل را بیشتر میکند
یکی از خطرهای مهم استفاده از هوش مصنوعی برای درمان اختلالات روانی این است که پاسخ ارائهشده ممکن است از نظر ظاهری کاملاً درست و آرامشبخش باشد، اما در عمل به ادامه یا تشدید اختلال کمک کند.
فرض کنید فردی که با …












