
خبرآنلاین - رسول صَفرآهنگ: خاورمیانه از دیرباز به عنوان یکی از حساس ترین و پیچیدهترین مناطق جهان از حیث امنیتی شناخته شده است. قرار گرفتن این منطقه در تقاطع سه قاره، دارا بودن منابع عظیم انرژی و نیز تاریخ پرتنش روابط میان دولتهای آن، همواره زمینهساز شکلگیری پیمانهای دفاعی و امنیتی متعددی بوده است. به تعبیر سورکین، اتحاد نظامی توافقی رسمی میان دولتهای حاکم برای مقاصد کلی هماهنگی در رفتار در جریان حوادث معینی است که دارای ماهیت نظامی هستند . اما آنچه پیمانهای دفاعی خاورمیانه را از نمونههای مشابه در سایر نقاط جهان متمایز میسازد، ماهیت سیال، گاه ناپایدار و اغلب تأثیرپذیر آنها از رقابتهای فرامنطقهای و تحولات ژئوپلیتیک جهانی است.
تاریخچه پیمانهای دفاعی در خاورمیانه نشان میدهد که این توافقات عمدتاً در پاسخ به تهدیدات امنیتی مشترک شکل گرفتهاند، اما همواره با چالشهایی نظیر فقدان درک مشترک از تهدید، ضعف مشروعیت سیاسی و استفاده ابزاری کشورها از این پیمانها برای بیشینهسازی قدرت خود مواجه بودهاند . با این حال، تحولات اخیر، بهویژه از سال ۲۰۱۰ به این سو، نشان از تغییر الگوی پیمانهای دفاعی در منطقه دارد؛ بهگونهای که این پیمانها بیش از آنکه بازتابی از رقابتهای ابرقدرتها باشند، کارکردی منطقهای یافته و در پاسخ به نیازهای واقعی امنیتی کشورهای منطقه شکل میگیرند که در ادامه، آنها را تحلیل و بررسی می کنیم: پیمان سعدآباد (۱۳۱۶/۱۹۳۷): نخستین گام در همکاری منطقهای
پیمان سعدآباد را باید نخستین تلاش جدی برای ایجاد یک ترتیبات امنیتی منطقهای در خاورمیانه دانست. این پیمان که میان ایران، عراق، ترکیه و افغانستان منعقد شد، اگرچه بیش از آنکه جنبه نظامی داشته باشد، توافقی برای همکاریهای سیاسی و مرزی بود، اما زمینهساز شکلگیری ایده ائتلافهای دفاعی در منطقه شد. از نقاط قوت این پیمان، ایجاد یک کانال ارتباطی میان کشورهای منطقه و تلاش برای حل و فصل مسائل مرزی از طریق گفتوگو بود. با این حال، ضعف ذاتی این پیمان در فقدان یک تهدید مشترک و مشخص و نیز نبود سازوکارهای اجرایی مؤثر، باعث شد تا این پیمان کارایی چندانی در تأمین امنیت جمعی نداشته باشد و در عمل، بیش از یک توافق نمادین باقی بماند.
از منظر تحلیل راهبردی، پیمان سعدآباد نشاندهنده …











