
مراسمی به غایت اندوهبار برای من و سایر دوستداران آقا محسن عزیز که حدود ۴۸ ساعت قبلتر در بیمارستانی در قم – شهر محل سکونتش – پس از یک دوره بیماری درگذشته بود. محسن کمالیان متولد ۱۳۴۳ در آخن آلمان از پدری ایرانی و مادری آلمانی که پس از اسلام آوردن و ازدواج، از هر ایرانی متدینی، ایرانی تر و متدین تر شد! خانم هلا دانشجوی پرستاری اوایل دهه چهل با آقای رحیم کمالیان دانشجوی مهندسی عمران، فعال انجمن اسلامی در آلمان آشنا می شود . او در مصاحبه ای هفده سال قبل می گوید «من و آقای کمالیان به هامبورگ که مرکز مسلمانان آلمان است رفتیم و بنده تشهدم را نزد آقای محققی خواندم و به این ترتیب مسلمان شدم و بعد ازدواج کردیم. قبل از جشن 2500 ساله شیراز بود که همراه شوهرم و بچههایمان که بسیار کوچک بودند به ایران آمدم. ابتدا به قم رفتیم چون فامیل همسرم در قم بودند. آنها بسیار با محبت، بسیار خوشرو و خوشبرخورد بودند و دیدن این محبتها برای من تازگی داشت. » فرزند اول این زوج ایرانی – آلمانی همین آقا محسن عزیز تازه درگذشته ما بود.
محسن کمالیان دانش آموز دوره چهارم مدرسه نیکان تهران می شود و در سالهای کودکی و نوجوانی بسیار تحت تاثیر شخصیت آیه الله شهید دکتر بهشتی قرار می گیرد که در سالهایی که قبل از انقلاب – در زمان دستگیری پدر - بر آموزش و تربیت محسن و خواهر و برادرش دقت و نظارت می کند. آقا محسن بعد از دیپلم دبیرستان در سال ۱۳۶۲ وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران می شود و تمام مراحل تحصیلی از کارشناسی (۱۳۶۷) ، کارشناسی ارشد (۱۳۷۰) تا دکتری (۱۳۸۰) را در همین دانشکده می گذراند. شخصا در سال ۱۳۷۲ با آقا محسن در موسسه (بعدا پژوهشگاه) بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله آشنا شدم که در آن زمان او در مراحل ابتدایی دکتری خود در دانشکده فنی و من در مراحل پایانی تحقیق بر روی رساله فوق لیسانس خود در دانشگاه تربیت مدرس بودم. از آنجا که حوزه کلی پژوهشمان به هم نزدیک بود – اثر خاک بر جنبش شدید زمین در زلزله – خوشبختانه موضوعی برای ارتباط و دوستی بین ما وجود داشت. البته آقا محسن روی روشهای عددی و تحلیلی کار می کرد و من از ابتدا روشهای تجربی را دنبال می کردم. ولی در همان گفتگوهای سال ۱۳۷۲ بلافاصله تحت تاثیر شخصیت والا و منظم او قرار گرفتم. به ویژه نگاه دقیق او به کتابنگاری و جستجو در مراجع علمی …










