
مدارا (Toleration)، به معنای تحمل کردن، تاب آوردن و اجازه دادن است. پس از اصلاحات پروتستانی، فِرَق مذهبی گوناگونی در اروپا پدید آمد و کشمکش میان آن ها نیز بالا گرفت. از دل همین منازعه و به منظور کاستن از هزینههای انسانی و اجتماعی آن، متفکرانی مانند پیر بِل، جان لاک و جان استوارت میل، به دفاع از مفهوم رواداری، پرداختند. اگر چه خاستگاه اصلی این مفهوم، اروپای مدرن است، اما مدارا به عنوان یک نگرش سیاسی، پیش از آن، در ایران باستان و جهان اسلامی، به کار گرفته شده بود.
جان لاک (۱۷۰۴-۱۶۳۲)، پدر لیبرالیسم و یکی از مهمترین متفکران غربی به شمار میآید. او به عنوان یکی از بزرگترین حامیان مدارا، این مفهوم را با معرفتشناسی گره زد و گفت از آن جا که دستیابی به حقیقت دشوار است و امکان دارد مکاتب گوناگون در راه رسیدن به آن خطا کنند، پس بهتر است در برخورد با آراء گوناگون، رواداری پیشه کنیم. جان استوارت میل (۱۸۷۳-۱۸۰۶)، با حمایت از این استدلال گفت که هرگاه در جامعهای فرصت طرح آراء رقیب فراهم شود، امکان پیوند پارههای حقیقت که در میان رقبای فکری توزیع شده است، فراهم میگردد.
یکی از اصلیترین متون در حمایت از مدارا، «نامهای در باب تساهل»، اثر جان لاک است. او در این اثر، بر لزوم جدایی دین و سیاست پافشاری کرد. لاک اعتقاد داشت که دولت، اجتماعی از انسانهاست که صرفا برای تامین منافع مدنی، مانند: مالکیت، امنیت و آزادی، پدید آمده است. از این رو، اقتدار فرمانروا، فقط به امور مدنی محدود میشود و امور مربوط به رستگاری انسانها را شامل نمیشود. سعادت ارواح آدمیان، امری فردی است و به خود آنان واگذار شده است، از این رو، حاکم سیاسی نمیتواند …






