
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - طاهره مهری: خاندان قاجار برخلاف سایر سلسلههای ایرانی در هنگام سقوط سلطنتشان عملکردی منفعلانه داشتند و کوششهای شاه و ولیعهد برای مقابله با رضاخان با همراهی افراد سرشناس خاندان قاجار همراه نشد. سیر قدرتگیری رضاخان و حرکتش برای به دست آوردن سلطنت تدریجی بود، ولی خاندان قاجار در برابر سیر تحولات سیاسی این دوره واکنشی غیرمنسجم و متفاوت داشتند و درنهایت سلسله قاجاریه برخلاف سایر حکومتها و سلسلهها در برابر تغییر سلطنت به آسانی تسلیم شد و قاجارها در روزهای پایانی حکمرانی این سلسله از حمایت احمدشاه و ولیعهد دست کشیدند.
کتاب «سقوط خاندان قاجار» تالیف محمد محمودهاشمی و قباد منصوربخت از سوی نشر شرکت سهامی انتشار به بازار کتاب آمد.
نویسنده در این کتاب ابتدا در مقدمه به این نکته اشاره میکند که بیشتر سلسلههای حاکم بر این سرزمین خاستگاه ایلیاتی داشتهاند و یا پایههای قدرت نظامی آنها بر شمشیرهای قبایل استوار بود، چنانکه دولتهای ماد، هخامنشی، اشکانی، غزنوی، آل زیار، آل بویه، سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانی، تیموری، آققویونلو، قراقویونلو، صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه یا با کمک نیروی نظامی قبایل به قدرت رسیدند و بر ایران حکومت کردند و یا برای رویارویی با دشمنان از نیروی قبایل در سپاهشان بهره گرفتند.
در این راستا قاجارها آخرین سلسلهای در تاریخ ایران بودند که زمام حکومت را بر پایه قدرت ایلیاتی در دست گرفتند؛ «ولی سقوط سلسله قاجاریه در شرایطی اتفاق افتاد که متفاوت با تمام سلسلههای قبلی ایران بود. قاجارها با اتحادی که در میان ایل خود برقرار کردند و نیروی نظامی که ناشی از این انسجام بود. سالها بر ایران حکومت کردند. سلسله قاجاریه بیش از یکصد و سی سال بر ایران حکمرانی کردند بدون آنکه ایلی دیگر در ایران بتواند، سلطنت قاجارها را در خطری جدی قرار دهد. قاجارها به کمک نیروی نظامی و تدبیر و سیاست پخش شدن ایل و خاندان قاجار در ایران و سپردن حکومت نواحی مختلف به قاجارها بهخوبی توانستند، از عهده مهار ایلات و عشایر ایران برآیند. قاجارها در دوره استقرار و تثبیت، خطر بالقوه را در ایلهایی میدیدند که میتوانستند، دردسری برای آنها فراهم آورند. لذا تعدد اولاد شاه و خاندان قاجار، پخش شدن آنها در سرتاسر …












