آرام قدم میزد؛ ساده و بیتکلف. سلام دکتر خانیکی را به استاد رساندم و برای چند لحظه، یک تماس تلفنی معمولی به دیداری شیرین و غیرمنتظره تبدیل شد.
بعد با خودم فکر کردم آنچه در این دیدار برایم ماند، فقط دیدن یکی از چهرههای ماندگار فرهنگ و زبان فارسی نبود؛ همان آرامش، سادگی و وقاری بود که در حضورش دیده میشد.
جامعهای که هر روز با خبر، بحران، نزاع و اضطراب زندگی میکند، به چنین آدمهایی هم نیاز دارد؛ کسانی که یادمان بیاورند ایران فقط سیاست روز نیست. ایران شعر است، زبان است، حافظه است و کسانی که سالها بیهیاهو از این سرمایه نگهبانی کردهاند.
دیدار کوتاهی بود، اما یادآوری خوبی داشت: بعضی حضورها، بیآنکه چیزی بگویند، به آدم یادآوری میکنند که یک جامعه برای ماندن، فقط به قدرت نیاز ندارد؛ به فرهنگ و وقار هم نیاز دارد. کد مطلب 2260242









