
در چنین شرایطی، شرکت توانیر برای ارتقای کارآمدی خود نیازمند آن است که سه حوزه منابع انسانی، تحقیقات و فناوری اطلاعات را از واحدهای پشتیبان به اجزای اصلی نظام حکمرانی سازمان تبدیل کند.
نخستین شرط حکمرانی کارآمد، برخورداری از نیروی انسانی متخصص و مدیران شایسته است. صنعت برق با سرعت زیادی در حال تغییر است و مدیریت شبکه در آینده بیش از گذشته به تخصصهایی مانند تحلیل داده، هوش مصنوعی، شبکههای هوشمند، انرژیهای تجدیدپذیر، ذخیرهسازها و امنیت سایبری نیاز خواهد داشت.
از این منظر، منابع انسانی شرکت توانیر باید از الگوی سنتی امور اداری فاصله گرفته و به سمت مدیریت راهبردی سرمایه انسانی حرکت کند؛ یعنی برای مشاغل حساس، نظام جانشینپروری ایجاد شود، شکاف مهارتی کارکنان شناسایی و آموزشها بر اساس نیاز واقعی شبکه طراحی شود و ارزیابی عملکرد مدیران و شرکتهای تابعه نیز بر مبنای شاخصهای قابل سنجش صورت گیرد.
در این مدل، پرسش اصلی فقط این نیست که «چند نفر نیروی انسانی داریم»، بلکه باید مشخص باشد که چه میزان از این سرمایه انسانی در ایجاد بهرهوری، کاهش هزینه، کاهش خاموشی و حل مسائل شبکه اثرگذاری دارد.
حوزه تحقیقات نیز نیازمند بازتعریف مأموریت است. در شرایط محدودیت منابع، هر پروژه پژوهشی باید یک مسئله مشخص و یک خروجی قابل استفاده برای مدیریت داشته باشد.
ایجاد «بانک مسائل راهبردی صنعت برق» میتواند یکی از راهکارهای مؤثر باشد؛ بهگونهای که مسائل واقعی شرکتهای برق منطقهای و توزیع در زمینه تلفات، مدیریت بار، پیشبینی مصرف، نگهداری تجهیزات، توسعه تجدیدپذیرها و تابآوری شبکه ثبت و اولویتبندی شود و پژوهشگران بر اساس این نیازها راهکار ارائه دهند.
همچنین ارزیابی اثربخشی پروژههای تحقیقاتی باید جدیتر شود. پژوهش موفق، صرفاً پژوهشی نیست که گزارش آن به پایان برسد؛ پژوهشی موفق است که به کاهش هزینه، افزایش بهرهوری، کاهش ریسک یا بهبود یک شاخص عملیاتی منجر شود.
تحول هوشمند در صنعت برق نیز نباید صرفاً به خرید سامانه و توسعه نرمافزار محدود شود. مسئله اصلی، ایجاد یک معماری یکپارچه داده است که اطلاعات تولید، انتقال، توزیع، مشترکان، خاموشی، تلفات، داراییهای شبکه و منابع انسانی را به یکدیگر متصل کند.
توسعه کنتورهای …












