
گروه اندیشه: این یادداشت به قلم دکتر مسعود نیلی (منتشر شده در کانال نویسنده)، با تاکید بر «یادگیری» به عنوان گوهر اصلی توسعه، به نقد نظام حکمرانی اقتصادی در ایران میپردازد که با ارزیابیهای ایدئولوژیک و تقسیم تاریخ به «آدمهای خوب و بد»، حافظه تاریخی خود را پاک کرده است. نیلی با تبیین ۱۰ اصل ایدئولوژیکِ حاکم—از نرخ ارز دستوری و سرکوب قیمتها گرفته تا خودکفایی آسیبزا و نگاه امنیتی به تجارت—نشان میدهد که چگونه سیاستگذاران به جای درس گرفتن از گذشته، خطاهای پرهزینه را تکرار میکنند. او با اشاره به کتاب جدید خود حاصل گفتوگو با محمدصادق احمدیامویی، تجربه دوران تعدیل ساختاری دهه ۷۰ را کاوش کرده و افشا میسازد که گرایش تصمیمگیران به اصلاحات اقتصادی، نه از روی باور واقعی، بلکه صرفاً از سر اضطرار و تحمیل واقعیتهای انکارناپذیر بوده است. این یادداشت را در ادامه می خوانید:
****
شاید اغراق نباشد اگر ادعا کنیم بزرگترین سرمایه بشر در دستیابی به سطوح بالای رفاه و عبور از مشکلات بزرگ، «یادگیری» است. «علم» همان یادگیریِ با چگالی بالا و «تجربه» نیز، یادگیری در چگالی معمولی است. امروز وقتی از بلندای تاریخ، به تحولات توسعه کشورهای موفق جهان مینگریم، ترکیب بسیار متنوعی از انواع فرهنگها، بهرهمندیهای متفاوت از منابع طبیعی، جغرافیای گوناگون و حتی نظامهای سیاسی مختلف را مشاهده میکنیم. در میان این گوناگونی بسیار زیاد، تنها عواملی محدود را میتوان بهعنوان نقطهی اشتراک یافت که یکی از مهمترین آنها، توجه به یادگیری و اجتناب از انجام خطاهای تکراری است. این جمله را که گذشته چراغ راه آینده است، ممکن است در جهانی که با پویایی زیاد و حتی نوعی انقطاع نسبت به گذشته بهسرعت در حال حرکت است، غیرقابل قبول دانست.
اما، بهنظر میرسد جملهی ذکر شده، تفسیر دیگری هم میتواند داشته باشد و آن این که، این پویایی شگفتآور، حاصل پالایش خطاهایی است که بشر قبلاً مرتکب شده و از طریقِ یادگیری، با بالا بردن درجهی خلوصِ اقدامات، توانسته است به سرعتهای خیرهکنندهی امروز دست یابد. وقتی مسیر پرفراز و نشیب اصلاحات ساختاری کشورهای اروپای شرقی را بررسی میکنیم که زمینخوردنهای بسیار و ایستادنهای مکرر را نمایان میسازد، وقتی خط حرکت توسعهی آسیایی …












