
سعید جلیلی اخیراً در یکی از سلسلهجلسات «حکمت سیاسی اسلام» گفته است: «جنگ و مذاکره، هر دو ابزارند؛ ممکن است در مقطعی به کار آیند و در مقطعی دیگر نه. اما آنچه اصالت دارد، مبارزه با ظلم، دفاع از حق و ایستادگی در برابر باطل است.» روزنامه خراسان نوشت: این سخن، از حیث نظری، گزارهای دقیق، واقعبینانه و منطبق با منطق سیاست خارجی است. هیچ دولت عاقلی جنگ یا مذاکره را بهخودیخود واجد اصالت نمیداند؛ هر دو ابزارهایی برای تأمین منافع ملی و وادارکردن دشمن به پذیرش اراده سیاسیاند.
مسئله اما درستی این سخن نیست، مسئله، زمان بیان آن است. در ماههای گذشته، هنگامی که بخشی از طرفداران، چهرههای سیاسی نزدیک به آقای جلیلی، نه صرفاً به نقد محتوای مذاکرات، بلکه به نفی اساس مذاکره روی آورده بودند، چنین موضع روشنی از او شنیده نشد. در همان روزهایی که مذاکرهکنندگان ایرانی در میادین شهری با تندترین شعارها مواجه بودند و هرکس از ضرورت استفاده هوشمندانه از دیپلماسی سخن میگفت، در معرض اتهام سازش و حتی خیانت قرار میگرفت، انتظار میرفت آقای جلیلی همین حقیقت ساده را با صدایی بلند بیان کند که جنگ و مذاکره، هر دو ابزار مبارزهاند. اتفاقاً رئیس تیم مذاکرهکننده ایران نیز در اوج همان فشارها بارها تأکید کرده بود که مذاکره روشی از مبارزه …












