
اکوایران: این روزها کم نمیشنویم که اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد. این جمله در گفتوگوهای روزمره، در تحلیلهای کارشناسی و گاهی حتی در اظهارنظرهای رسمی تکرار میشود، اما پیش از قضاوت درباره درست یا نادرست بودنش باید دید فروپاشی اقتصادی در ادبیات اقتصادی دقیقا به چه معناست و چه شرایطی باید کنار هم جمع شوند تا بشود این برچسب را روی یک اقتصاد گذاشت. به گزارش اکوایران، فروپاشی اقتصادی یکشبه شکل نمیگیرد. آنچه در ادبیات اقتصادی به عنوان اقتصادی «در آستانه فروپاشی» شناخته میشود، معمولا ترکیبی از چند مشخصه است که با هم و در یک بازه زمانی رخ میدهند، نه یکییکی و پراکنده. فروپاشی اقتصادی به اختلالی شدید، فراگیر و پایدار در کارکردهای پایه اقتصاد یک کشور گفته میشود، جایی که نهادهای مالی، بازارها و زنجیرههای تولید و توزیع عملا از کار میافتند. این پدیده فقط یک رکود عمیق نیست. در فروپاشی اقتصادی، اعتماد عمومی به پول ملی و نهادهای حاکمیتی از بین میرود و دسترسی به کالاهای اساسی هم بهشدت دشوار میشود. چرا فروپاشی اقتصادی رخ میدهد؟
نخستین مشخصه، رشد اقتصادی منفی و عمیق است. تولید ناخالص داخلی برای چند دوره متوالی افت چشمگیری را تجربه میکند. دومی ابرتورم است، جایی که پول ملی با سرعتی سرسامآور ارزش خود را از دست میدهد و قیمتها روزانه یا حتی ساعت به ساعت تغییر میکنند. سومی بحران فراگیر بانکی است که در آن بانکها یا کاملا ورشکسته میشوند یا با قفل شدن نقدینگی مواجه میشوند و قادر به بازپرداخت سپرده مردم نیستند.
سقوط ارزش پول ملی هم شاخص دیگری است، وقتی نرخ برابری ارز در کمتر از یک سال بیش از پنجاه درصد سقوط میکند و شکاف عمیقی میان نرخ رسمی و بازار آزاد شکل میگیرد. آخرین مشخصه از کار افتادن بازارهاست، جایی که بازار سهام و اوراق و کالا دیگر توانایی تخصیص منابع را ندارند.
مهمترین عامل داخلی، سیاستگذاری پولی و مالی نادرست است. چاپ پول بدون پشتوانه برای پوشش کسری بودجه مزمن دولت، مسیر اصلی رسیدن به ابرتورم است و در یک چرخه معیوب عمل میکند: چاپ پول، افزایش تقاضا بدون افزایش عرضه، تورم، افت قدرت خرید و رکود، و در نهایت نیاز به چاپ پول بیشتر.
فساد سیستماتیک و ناکارآمدی …











