
مجتبی لشکربلوکی
آیا ایران بر یک قله آرمانی ایستاده؟ (آنگونه که برخی رسانههای داخلی میگویند) یا به یک دره جهنمی سقوط کرده (آنگونه که در برخی رسانههای خارجی گفته میشود)؟
برای پاسخ به چنین سوالی یک راه آن است که خود را با دیگر کشورهای جهان مقایسه کنیم. به همین خاطر از ۳۲ گزارش بینالمللی و ۵۲ شاخص مقایسهای استفاده کردیم تا بفهمیم که وضعیت ایران چگونه است؟ از شاخص توسعه انسانی گرفته تا شاخص گرسنگی؛ از شکنندگی دولت تا بهبود وضعیت جامعه؛ از شادکامی روانی تا آزادی اقتصادی بررسی شدند. (گزارش جامع ۵۲ شاخص پیوست شده است). گزارش جامع جایگاه ایران در مقایسه با کشورهای جهان
قبل از آنکه به نتایج این بررسی بپردازیم به چالشی که قطعاً بسیاری مطرح خواهند کرد، بپردازیم. آیا شاخصهای جهان؛
۱۰۰٪ واقعیت را بازتاب میدهند؟ خیر!
منصفانه و غیرسوگیرانه هستند؟ خیر!
با دیدگاه ما از هستی، انسان و سعادت همخوانی دارند؟ خیر!
همه آن چیزی که مهم است مانند اخلاق، معنویت و انسانیت را به خوبی اندازهگیری میکنند؟ خیر!
پس با توجه به چهار نقص بالا آیا نباید شاخصهای جهانی را کنار بگذاریم؟ قطعاً خیر! شش دلیل در گزارش آورده شده که کنار گذاشتن شاخصهای جهانی هم غیرمنطقی است و هم فرار از واقعیت. نتایج بررسی؛ کجای جهان ایستادهایم؟
آنچه از مجموع این شاخصها و گزارشها بدست میآید، آن است که ایران در ۶۳٪ موارد بدتر از میانگین جهان بوده و در ۳۷٪ شاخصها در میانه جهان یا بالاتر از میانگین جهانی ایستاده است.
ایران در رقابت با دو قدرت منطقهای (عربستان و ترکیه)، فقط در یک مورد (۲٪) از شاخصهای مورد بررسی توانسته است برتری همزمان بر هر دو رقیب را کسب کند. ایران در ۷۱٪ از موارد، ضعیفتر از هر دو رقیب بوده و در ۲۷٪ باقیمانده نیز توانسته با یکی از آنها برابری کرده یا بر آن پیشی بگیرد.
اگر رتبه ایران را در مقایسه با کل کشورهای مورد بررسی به صورت یک نردبان ده پلهای در نظر بگیریم، آنگاه در شاخصهای توسعهسنج (میوههای توسعه) مانند توسعه انسانی سازمان ملل، سرمایه انسانی بانک جهانی، کامیابی چندبعدی شورای آتلانتیک ما معمولاً در پله های ۵ الی ۷ از نردبان ۱۰ پلهای توسعه ایستادهایم. اما بر اساس شاخصهای توسعهساز …












