
عصر ایران ؛ علی نجومی ــ سال ۱۳۱۳ است و ایران در تدارک جشنی بهیادماندنی برای بزرگداشت هزارمین سال تولد فردوسی. کنگرهها و جشنهای مختلفی در ایران برگزار شد.
اما در این بین، عبدالحسین خان سپنتا که به همراه اردشیر ایرانی، سال ۱۳۱۲ «دختر لر»، اولین فیلم ناطق سینمای ایران، را ساخته بودند، شالوکلاه کرد، یک گروه هنری برد بمبئی در هندوستان تا قصه عاشقانه «شیرین و فرهاد» را روی نگاتیو ثبت کند. قرار بود فیلم نمادی از همکاری فرهنگی بین ایران و هندوستان باشد. و چه شاهکاری ساخت این عبدالحسین خان سپنتا.
پادکست را اینجا بشنوید کد صوت دانلود صوت اصلی
روایت شکافتن دل سنگ در کوه بیستون توسط فرهاد، نهتنها بدل به تصویری ماندگار از این تقلای عاشقانه برای رسیدن به محبوب بود، بلکه تبدیل به سندی از اولین حضور سینمایی ایران خانم شد.
او که ستاره درخشان تئاتر تهران بود و سکه دیگر هنرپیشههای زن پیشش رونقی نداشت و لرتا روزگاری در موردش گفته بود: «کاش صدای ایران را داشتم»، حالا وارد سینما شده بود. چهره گشوده و چشمان پرنفوذش بر پرده سینما که جان گرفت، دیگر تماشاگران جادو شده بودند.
اما باز شدن پای ایران خانم به سینما برایش خوشیمن نبود. یک سال بعد که فیلمش اکران شد و لااقل نصف تهرون آن موقع برای تماشایش به سینما رفتند، یک روز توی خیابان ژاله سابق و مجاهدین اسلام فعلی، بالای ساختمان مجلس شورا داشت قدم میزد که نرسیده به کوچه قوام، دید یک کالسکه ایستاده است و زنی جوان با ناز و ادایی ملیح، رو گرفته، از روی رکاب کالسکه دست در دست مردی هیکلدار با موهای روغنزده پایین آمد. هیبت مرد از پشت آشنا بود. کمی که چرخید، اولین پرده از قصه تلخ زندگی ایران خانم شروع شد.
آن مرد کسی نبود جز آقای مولوی، شوهر ایران خانم، که از قرار معلوم هوس تجدید فراش به سرش زده بود. ایران خانم در آن لحظه آنقدر حالش بد شد که غش کرد و افتاد روی زمین. مولوی متوجه شد و سریع خودش …












