
عصر ایران؛ دکتر مهدی شاگردی؛ پژوهشگر هوش و شخصیت کودکان و نوجوانان - سالهاست شاهد خوشحالی والدینی هستم که غالباً فرزندانشان از نظر هوش و ذکاوت فردی یا کسب نمرات برتر مورد تعریف و تشویق قرار می گیرند. البته بسیار طبیعی است زمانی که ما شاهد کسب نمرات بالای درسی فرزندانمان و یا توانمندیهای دیگر آنها مانند نواختن یک ساز یا خوش صحبتی هستیم، بسیار خوشحال شویم.
شاید این روزها که موضوع ورود به مدارس تیزهوشان داغ و مطرح است، بسیاری از اولیا سعی کنند با فراهم کردن کلاس، کتاب و معلم خصوصی با ورود فرزندان خود به این مراکز، حسِ بسیار بهتری را با این توصیف که فرزندشان در رده بچههای تیزهوش است در خود ایجاد کنند... اما آیا تا همینجا مسئولیت والدین تمام می شود؟ در واقع این پرسشی است که باید در پاسخ آن بسیار تأمل کرد.
بدیهی است اگر از شما به عنوان پدر و مادر پرسش شود، همه این توجهات به بچهها از جمله تشویق و ترغیبها برای چیست؟ پاسخ صریح همه اولیا، صرفنظر از توضیحات متفاوت، رسیدن به یک شخصیت موفق و ایدهآل برای زندگی بهتر و موفقتر در بزرگسالی است؛ از اینروست که باید در میزان توجه به مفهوم و کاربرد هوش و هوش بالا تأمل بیشتری داشته باشیم.
از دیدگاه روانشناسی، هوش مجموعهای از توانمندیهای شناختی است که در روند زندگی در موارد و اشکال مختلف از آن استفاده میشود: دریافت و پردازش اطلاعات، حل مسائل ریاضی و درک روابط بین پدیدهها. آیا هوش برای موفقیت و زندگی ایدهآل کافی است؟
لازم است بدانید بررسی بسیاری از شخصیتهایی که در کودکی و نوجوانی همیشه مورد تشویق و تمجید به علت هوش بالای خود بودهاند و حتی موفق به کسب ردههای بالای تحصیلی و علمی شدهاند، نشان می دهد متأسفانه این افراد با شکستهای پیاپی در زندگی مواجه شده و نهایتاً به یک زندگی ایدهال و مطلوب در بزرگسالی نرسیدهاند.
به خاطر همین واقعیت است که روانشناسان و صاحبنظران امور اجتماعی موضوع مهمی را با عنوان «هوش هیجانی» مطرح کردند. هوشی که میتوان آن را آموزش داد و تقویت کرد؛ هوشی که بسیار متفاوت از ضریب هوشی (IQ) افراد می باشد.
قابل ذکر است که اگر ما همه سعی خود را جهت افزایش ضریب هوشی (IQ) فرزندانمان کنیم، شاید حداکثر بتوانیم 10 تا 20 درصد هوش بچهها را افزایش دهیم، اما تحقیقات …


