
عصر ایران؛ مهرداد خدیر - شمارش معکوس برای هزارمین شب بخارا آغاز شده و فردا ایستگاه 970 است و سی پله بیشتر باقی نمانده.
این نوشته اما نه دربارۀ شبهای بخارا که پیرامون موضوع نشست فردای آن است:
یادبود ذبیحالله منصوری در سالن سینماتوگراف موزهٔ سینما همراه با نمایش فیلم مستند «مشتزنی در رینگ ترجمه» به کارگردانی حنیف شهپرراد و تهیهکنندگی آریان عطارپور. (ساعت 5 بعدازظهر 5 شنبه 5 شهریور).
چنانکه در معرفی آمده:
"ذبیحالله منصوری را نمیتوان صرفاً مترجمی در معنای متعارف واژه دانست. پدیدهای فرهنگی بود که آثارش، فارغ از بحثهای جدی دربارهٔ دقت و امانتداری در ترجمه، بخشی از خاطرهٔ کتابخوانی چند نسل از ایرانیان را شکل میدهد. شیوهٔ کار او بیش از آنکه به انتقال دقیق یک متن از زبانی به زبان دیگر شباهت داشته باشد، به بازآفرینی و روایتپردازی نزدیک بود. منصوری در بسیاری از آثارش نه فقط مترجم، بلکه راوی و خالقِ دوم جهانی بود که از آن ترجمه میکرد."
در فیلم «مشتزنی در رینگ ترجمه»، اسماعیل جمشیدی، مسعود بهنود، رضا یکرنگیان، محمد بلوری، علی صلحجو ، اسدالله امرایی، علی دهباشی و دهها شخصیت ادبی و مطبوعاتی دیگر حضور دارند.
دربارۀ خود ذبیح الله منصوری میتوان گفت: در این که به یک متن چهل پنجاه صفحهای آب میبست و سیصد صفحه و شاید چند جلد کتاب از آن درمیآورد تردیدی نیست اما آیا جز این است که خیلی ها را او کتابخوان کرد که البته بعد دیگر در آثار او متوقف نماندند؟ آببستن هم شاید تعبیر تندی باشد برای انبوه کلماتی که به استخدام درآورده بود و با صرف وقت و رنج فراوان به روی کاغذ می آورد و در ضمیر مخاطب مینشست.
شاید بهترین و منصفانهترین توصیف دربارۀ ذبیحالله منصوری را استاد مسلّم تاریخ که خود روزنامهنگاری زبردست و استاد دانشگاه بود ارایه داده باشد: ابراهیم باستانی پاریزی که به قاعده باید شاکی میبود اما گفت: ادعای تاریخنگاری نداشت. داستان تاریخی مینوشت و لازمۀ داستان، نیز همینها (استفاده از قوۀ خیال) است.
به آرشیو که مراجعه کردم دو سه نوشته دربارۀ او را دیدم و بخشهایی را نقل میکنم:
1. آقای گودرز گودرزی چند سال قبل در ضمیمۀ فرهنگی روزنامۀ اطلاعات این موارد را آورده بود:
- به او انگ «دزدی کتاب» زدند. ولی او چهکار …












