
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- امروز 14 مرداد 1405 خورشیدی، مشروطۀ ایرانی 120 ساله می شود. آن قدر در ادبیات رسمی و کتاب های درسی اصرار دارند مشروطه را یک تجربه شکست خورده معرفی کنند یا شخصیت ضد مشروطه - شیخ فضل الله نوری- را بیش از مراجع حامی مشروطه مانند آخوند خراسانی معرفی کردهاند که ذهن ها در قبال آن روشن نیست و بیش از آن که اصل داستان گفته شود دربارۀ آن تحلیل ارایه شده است.
اصل قصه این است که انسان ایرانی می خواست با دنیای تازه ارتباط برقرار کند و هم در نوع زیست و هم نظام حکمرانی از آنچه طی هزاران سال بر این سرزمین رفته بود فاصله بگیرد وبه جای گزارۀ " چه فرمان یزدان چه فرمان شاه"، قانون را بنشاند؛ قانونی که نمایندگان منتخب در پارلمان بر سر آن بحث کنند و به تصویب برسانند.
اعدام شیخ فضل الله نوری به خاطر آن که با مشروطه مخالف بود و به اتهام همکاری با محمد علی شاه ضد مشروطه البته کار بدی بود اما یادمان باشد که شیخ با برابری شهروندان مخالف بود و به خاطر همین مخالفت های او و دیگرانی که به عنوان مشروعه خواه معرفی می شوند تدابیر مختلفی اندیشیدند تا اصطلاح "مساوات" را به گونه ای دیگر بگنجانند.
تا پیش از مشروطه قانون گذاری امری عرفی به حساب نمی آمد و دشمنان مشروطه با اصل قانون گذاری عرفی و زمینی مشکل داشتند. جنس ضدیت محمد علی شاه قاجار با شیخ البته متفاوت بود. اولی چون نمی خواست قدرت را به اشتراک بگذارد و صفر تا صد را از آن خود می دانست و می گفت بقال و چقال را چه کار به قانون و سیاست و تدبیر مُلک و ملت؟ چرا که نمایندگان مجلس اول مجلس مشروطه را از میان حِرَف و صنوف انتخاب کرده بودند و اتفاقا کارآمد تر از ادوار بعد بودند.
اگر اندک زمانی بعد جنگ جهانگیر اول درگرفت و موجودیت ایران به خطر افتاد و مجلس تعطیل شد گناه مشروطه نبود و چون اولویت مردم و کشور امنیت شد و فروپاشی عثمانی و انقلاب در روسیه هم انگلستان را از صرافت تجزیه ایران انداخت و به عکس در پی تقویت آن در مقابل اتحاد شوروی جدید بودند از پروژه کودتای سید ضیاء الدین طباطبایی در سوم اسفند 1299 استقبال کردند و لی حتی باز بعد آن که رضاخان به قدرت رسید اگر مشروطه درکار نبود آن بحث ها در پارلمان درنمی گرفت با نمایندگانی چون دکتر مصدق و سید حسن مدرس و یحیا دولت آبادی و اینها همه دستاورد مشروطه است.
در …












