
خراسان در تایید تفاهم نامه اسلام آباد به عنوان سند تسلیم آمریکا نوشت: نشانه دیگر، اذن مذاکرات مستقیم و حضوری با آمریکا از سوی رهبر انقلاب است، با توجه به نظر اصولی ایشان درباره مذاکره مستقیم، صدور چنین اجازهای بدون ارزیابی مثبت از متن و موازنه ایجادشده قابل تفسیر نیست. این تصمیم نشان میدهد در عالیترین سطح سیاسی نیز تفاهم اسلامآباد فرصتی برای تثبیت دستاوردهای میدان ارزیابی شده است.پس تعبیر «سند شکست آمریکا» برای تفاهمنامه اسلام آباد اغراق نیست، بلکه جمعبندی منطقی جنگ است.
به گزارش عصر ایران، جعفر یوسفی طی یادداشتی در روزنامه خراسان به تحلیل این سخن محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکرهکننده ایران پرداخت که تفاهم نامه بین ایران و آمریکا در اسلام آباد را، «سند شکست آمریکا» خوانده است.
در این یادداشت آمده است:
«اختلاف بر سر تفاهم اسلامآباد، بیش از آنکه نزاعی بر سر بندهای آن باشد، اختلاف بر سر تعریف پیروزی و شکست است. منتقدان آن را تفاهمی ضعیف و مدافعان، دستاوردی مهم میدانند. محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکرهکننده ایران، آن را «سند شکست آمریکا» خوانده است. برای داوری باید سه مسئله را سنجید؛ آغازگران جنگ چه میخواستند، چه به دست آوردند و چه شواهدی از تحقق دستاوردهای تفاهم وجود دارد؟
جنگ را با شمار موشکها، خسارتها یا ترورهای صورت گرفته در آن نمیسنجند؛ معیار نهایی، نسبت میان اهداف اعلامی و تحقق آن در واقعیت است. ترامپ و نتانیاهو پس از آشوبهای اخیر در دیماه تصور میکردند آغاز جنگ رمضان در ۹ اسفند، شوک نهایی را به ساختار سیاسی ایران وارد میکند و بارها از تغییر نظام و براندازی جمهوری اسلامی سخن گفتند.
بنابراین هدف جنگ تنها آسیبزدن به مراکز نظامی یا هستهای نبود؛ هدف، شکستن اراده ایران و تحمیل نظمی بود که ایران نتواند درباره نظام سیاسی داخلی، برنامه هستهای و جایگاه منطقهای خود تصمیم بگیرد که رئیس جمهور آمریکا از آن به عنوان تسلیم بی قید و شرط نام برده بود.
هدف ایران اما بنیادیتر بود؛ تسلیمنشدن و حفظ حق تصمیمگیری مستقل برای خود در تمامی مسائل خودش. مهاجم برای پیروزی باید هدف حداکثری خود را محقق کند، اما مدافع کافی است مانع تحمیل اراده دشمن شود. آمریکا و اسرائیل موفق شدند رهبر حکیم انقلاب را ترور کنند که ضربهای بسیار …













