
حسین مظفری - هفدهم مرداد هر سال فرصتی برای بازاندیشی درباره جایگاه رسانه در جهانی است که هر روز بیش از گذشته با «روایت» اداره میشود. اگر روزگاری خبرنگار را تنها راوی وقایع میدانستیم، امروز باید بپذیریم که او در شکلگیری ادراک عمومی، ساختن حافظه جمعی و حتی بازتعریف مفهوم قدرت، نقشی بهمراتب فراتر از انتقال خبر ایفا میکند.
در جهان معاصر، واقعیت دیگر تنها در میدان سیاست، اقتصاد یا جنگ ساخته نمیشود؛ بخش مهمی از آن در فضای رسانهای و در رقابت روایتها شکل میگیرد. آنچه مردم درباره یک رویداد به یاد میآورند، الزاماً همه آن چیزی نیست که رخ داده است؛ بلکه اغلب همان چیزی است که رسانهها برجسته کردهاند، تفسیر کردهاند و در قالب یک روایت منسجم به افکار عمومی عرضه کردهاند. از «خبر» تا «روایت»
علوم ارتباطات طی چند دهه گذشته نشان داده است که رسانه، آینهای خنثی برای بازتاب واقعیت نیست. رسانه با انتخاب موضوعات، ترتیب انتشار اخبار، انتخاب تیتر، تصویر، واژگان و حتی سکوت درباره برخی رخدادها، در ساختن «معنای اجتماعی» مشارکت میکند. از همین رو، بسیاری از پژوهشگران ارتباطات معتقدند رقابت اصلی در عصر حاضر، دیگر بر سر انحصار اطلاعات نیست؛ اطلاعات تقریباً در دسترس همه قرار دارد. رقابت بر سر «مرجعیت در تفسیر واقعیت» است؛ اینکه چه کسی بتواند روایت معتبرتر، اقناعکنندهتر و ماندگارتری از یک رویداد ارائه کند. این همان تغییری است که مفهوم قدرت را نیز دگرگون کرده است. اگر در قرن بیستم قدرت بیشتر با ارتش، اقتصاد و فناوری سنجیده میشد، در قرن بیستویکم توانایی شکل دادن به افکار عمومی نیز به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت تبدیل شده است. جوزف نای سالها پیش ایده «قدرت نرم» را نقل محافل سیاسی کرد؛ قدرتی که از مسیر جذابیت، اعتبار و اقناع عمل میکند. اما امروز حتی این مفهوم نیز در حال تغییر و توسعه است و بسیاری از نظریهپردازان روابط بینالملل از مفهومی به نام «قدرت روایت» سخن میگویند؛ قدرتی که نه بر کنترل سرزمین، بلکه بر توانایی ساختن داستانی قابل باور درباره واقعیت استوار است.
در چنین فضایی، رسانه دیگر صرفاً ابزار انتقال پیام نیست؛ بخشی از ساختار قدرت است. کشوری که نتواند روایت خود را تولید کند، ناگزیر مصرفکننده روایت دیگران خواهد شد. سازمانی که درباره عملکرد خود …













