
عصر ایران ؛ نهال موسوی - تا همین چند سال پیش اگر کسی میخواست فیلمی برای دیدن انتخاب کند، احتمالاً سراغ توصیه یک دوست، نقد یک منتقد یا صفحات فرهنگی روزنامهها میرفت. برای خرید کتاب، نظر کتابفروش محل یا معرفی یک نویسنده محبوب اهمیت داشت و برای شنیدن موسیقی، سلیقه شخصی یا پیشنهاد دوستان تعیینکننده بود. اما امروز، پیش از آنکه از کسی نظر بخواهیم، الگوریتمها تصمیم گرفتهاند چه چیزی را ببینیم، بشنویم یا بخوانیم. هیچکس با اسلحه به جنگ فرهنگ نیامده است. کتابی سوزانده نمیشود، فیلمی در میدان شهر نابود نمیشود و موسیقیای به زور از گوش مردم بیرون کشیده نمیشود. با این حال، اتفاقی آرام و بیصدا در حال رخ دادن است، اتفاقی که شاید اثرش از بسیاری از سانسورها و ممنوعیتهای رسمی ماندگارتر باشد. در عصر حاضر این الگوریتمها هستند که تصمیم میگیرند چه چیزی دیده شود، چه چیزی شنیده شود و چه چیزی در انبوه تولیدات فرهنگی دفن شود. ما تصور میکنیم انتخاب میکنیم، اما پیش از آنکه دستمان روی یک فیلم، کتاب یا قطعه موسیقی برود، انتخابهای ما غربال شدهاند. آنچه روی صفحه گوشی یا تلویزیون ظاهر میشود، محصول سلیقه ما نیست، محصول محاسباتی است که هدفش نه ارتقای فرهنگ، بلکه افزایش زمان حضور ما در یک پلتفرم است. منتقدان سالها تلاش میکردند مخاطب را به تجربهای تازه دعوت کنند. گاهی فیلمی را پیشنهاد میدادند که سخت بود، اما ارزش دیده شدن داشت، کتابی را معرفی میکردند که شاید پرفروش نبود، اما افق تازهای پیش روی خواننده میگشود. الگوریتمها اما چنین وظیفهای برای خود قائل نیستند. آنها کشف نمیکنند، تکرار میکنند. مشکل از اینجاست که آنچه دیروز دوست داشتهای، امروز دوباره به تو پیشنهاد میدهند و فردا نیز همان را، فقط با بستهبندی متفاوت. نتیجه، جامعهای است که تصور میکند انتخابهای متنوعی دارد، در حالی که مدام در یک دایره بسته میچرخد. ما هر روز محتوای بیشتری مصرف میکنیم، اما تجربههای فرهنگیمان کمتر از همیشه غافلگیر کننده است. گویی در کتابخانهای عظیم قدم میزنیم که قفسههایش پر از کتاب است، اما کتابدار فقط اجازه میدهد چند عنوان مشخص را برداریم. این تغییر، تنها مخاطب را تحت تأثیر قرار نداده است. هنرمند نیز آرام آرام به جای خلق اثر، شروع به جلب رضایت ماشین کرده است. نویسنده …








