
عصر ایران ؛ موحد منتقم - در سالهای اخیر، فضای عمومی ایران بیش از هر زمان دیگری دوقطبی شده است. دو جریان سیاسیِ کاملاً متفاوت، هر کدام انتظار دارند چهرههای شناختهشده، هنرمندان، مجریان و ورزشکاران، بلندگوی روایت آنها باشند.
در چنین شرایطی، دیگر مسئله فقط «اظهارنظر کردن» نیست؛ بلکه حتی سکوت هم به یک موضعگیری سیاسی تبدیل شده است.از همین رو، هر هنرمند، نویسنده، مجری یا ورزشکار، دیر یا زود با این پرسش روبهرو میشود که «بالاخره کدام طرفی هستی؟»
در یک سو، بخشی از مخالفان و براندازان قرار دارند که معتقدند هر سلبریتیای که موضعی صریح علیه حاکمیت نگیرد، یا «حکومتی» است یا دستکم با ساختار قدرت کنار آمده است.ناگهان در فضای مجازی، پروندهای برایش تشکیل میشود و کار به جایی میرسد که صفحاتی مانند «حافظه تاریخی» مأمور اثبات این میشوند که او از ابتدا هم وابسته به حاکمیت بوده است.
از همین رو، نامهایی مانند عادل فردوسیپور، سروش صحت، ایرج طهماسب ومحسن چاووشی و رامبد جوان و بسیاری دیگر، بارها در شبکههای اجتماعی با چنین برچسبهایی روبهرو شدهاند. کافی است یک جمله نگویند یا یک هشتگ را منتشر نکنند تا سیل اتهامها آغاز شود.
در سوی دیگر، طیفی از نیروهای تندرو در داخل کشور نیز دقیقاً همان افراد را با ادبیاتی کاملاً معکوس هدف قرار میدهند. از نگاه آنها، همین چهرهها «نفوذی»، «غربگرا»، «پیادهنظام رسانهای دشمن» یا همراه پروژههای براندازی هستند. گاهی تنها یک اظهار نظر فرهنگی، یک سکوت، یا حتی نوع حضور در یک برنامه کافی است تا چنین برچسبهایی به آنها زده شود.
این جریان ها بیش از آنکه به خودِ افراد علاقه داشته باشند، به دنبال تصاحب آنها هستند. هر دو طرف دوست دارند چهرههای محبوب را به ویترین خود اضافه کنند؛ چون میدانند محبوبیت اجتماعی، سرمایهای است که میتواند به مشروعیت سیاسی تبدیل شود.
در نهایت، یک اتفاق عجیب رخ میدهد؛ یک نفر، همزمان از سوی دو جبهه کاملاً متضاد، به عضویت در جبهه مقابل متهم میشود. هر دو طرف نیز با اعتمادبهنفس میگویند: «دیدید؟ از اول هم معلوم بود.»
چند روز پیش، کلیپی از عادل فردوسیپور در مراسم ختم اکبر عبدی در کنار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دستبهدست شد. عدهای تنها با استناد به آن کلیپ که چیزی هم واضح نبود، …












