
همه افراد در طول زندگی چند باری دچار سرگیجه میشوند؛ به طوری که ناگهان محیطی که در آن هستند، دور سرشان میچرخد یا سرشان به دَوَران میافتد. خیلیها با سرگیجه، نگران بیماریهای مغزی مثل تومور در خود میشوند. متخصصان مغز و اعصاب میگویند همه سرگیجهها خطرناک نیستند و همه احساسهای ناخوشایند مثل سبکی سر و سیاهی رفتن چشم هم سرگیجه نیستند. اما بعضی سرگیجهها اگر با نشانههای خاصی همراه باشند، باید حتما جدی گرفته شوند.
همه سرگیجهها خطرناکند؟
آن طور که متخصصان میگویند افت فشار خون، کمآبی بدن، بعضی داروها، اضطراب و حتی خستگی میتوانند باعث احساس سرگیجه شوند. از سوی دیگر، بعضی سرگیجهها میتوانند نشانه وجود مشکلات مغزی و عصبی باشند. دکتر احسان شریفیپور، متخصص مغز و اعصاب و دبیر انجمن سکته مغزی ایران میگوید: «سرگیجه، یکی از شایعترین تظاهرات بیماریهای مغز و اعصاب است و خیلی از بیماران با علامت سرگیجه به پزشک مراجعه میکنند.»
شریفیپور میگوید: «البته اسم هر احساسی را نمیتوان گذاشت سرگیجه؛ بعضی سرگیجهها میتوانند نشاندهنده سکته مغزی، تومور مغزی و حتی اماس باشند اما در بعضی سرگیجهها ممکن است عفونت گوش ایجاد شده باشد یا مایع گوش میانی تکان خورده باشد که اینها سرگیجههای خطرناک و نگرانکنندهای نیستند.»
این متخصص مغز و اعصاب درباره انواع سرگیجهها بیشتر توضیح میدهد: «هر احساسی سرگیجه نیست. سرگیجه واقعی به معنای احساس دَوَران محیط یا دَوَران خود فرد است؛ یعنی فرد احساس میکند محیط اطرافش در حال چرخیدن است یا خودش دارد در محیط میچرخد. این تعریف واقعی سرگیجه است. بعضی حالتها هم هستند که سرگیجه نیستند و در اصطلاح پزشکی «شبهسرگیجه» یا در اصطلاح پزشکی Dizzinessنامیده میشوند. مثلا فرد از جای خودش بلند میشود و برای لحظهای چشمهایش سیاهی میرود. این حالت معمولاً به دلیل اختلالات گردش خون اتفاق میافتد؛ یعنی در یک لحظه خون کافی به مغز نمیرسد.»
بعضی سرگیجهها از سکته و اماس خبر میدهند
سرگیجه به دو نوع محیطی و مرکزی تقسیم میشود؛ سرگیجه محیطی ناشی از اختلال در گوش داخلی و سرگیجه مرکزی ناشی از اختلال در مغز و سیستم عصبی مرکزی است. دکتر شریفیپور میگوید: «ما باید افتراق دهیم که آیا سرگیجه ما محیطی …








